حتماً این جمله را شنیدهاید که عاشق به خاطر معشوق حاضر است از خودش هم بگذرد. یا داستان مادری که به خاطر نجات جان فرزندش، حاضر شد او را به نامادری بدهد. شکل فلسفی و امروزی این قانون بشری این است که میگویند گاهی با ماندن میتوان کمک کرد و گاهی با رفتن.
داستان وریا غفوری را از این زاویه باید نگاه کرد. کم نیستند کسانی که خواهان حضور کاپیتان محبوب در کادر فنی استقلال بودند. این واقعیت که فوتبال خون تازه میخواهد و کسانی مثل وریا با داشتن مدارک عالی، قطعاً میتوانند به فوتبال کمک کنند را نیز همه قبول دارند.
ورود وریا به کادر فنی ساپینتو یک اتفاق خوب بود. او میتوانست به استقلال کمک کند و استقلال به او تا صاحب تجربه شده و در آینده پتانسیلی برای هدایت تیم محبوبش باشد. اما رفتن وریا اگرچه در ظاهر به شدت تلخ و در لحظه، ناراحت کننده است اما در دراز مدت، قطعاً به سود خود او و استقلال خواهد شد.
خیلی ساده؛ دو پادشاه در یک اقلیم نمیگنجند و وریا نمیتوانست با سهراب بختیاریزاده در لحظه کار کند. هیچ کدام دیگری را در لباس نفر اول و دوم قبول نداشتند، بنابراین نگه داشتن آنها در کنار یکدیگر، تنها به استقلال لطمه میزد. تیم دو پاره میشد و هر تصمیم هر کدام از آنها، به راحتی از سوی طرف مقابل زیر سوال میرفت!
فراموش نکنیم تیمهای بزرگ، کلی بدخواه و حاشیه ساز هم دارند. حضور وریا باعث میشد هر اتفاق منفی تبدیل به داستانی بزرگ شود. به همه اینها اضافه کنید در صورت ماندن او در استقلال، صدا و سیما چقدر باید زحمت میکشید تا در هر بازی استقلال مراقب باشد مبادا تصویری از او روی آنتن برود.
حالا با رفتن وریا صدا و سیما و سهراب بختیاریزاده نفسی به راحتی کشیدند. مربی جدید وقت و فرصت دارد افکارش را پیاده کند و دیگر بهانهای نیست که انرژی خود را صرف خنثی کردن توطئههای داخلی کند. تیم مورد اعتمادش را آورده و همه چیز آماده بهبود اوضاع است.
همانطور که وریا حق دارد زمانی که به عنوان سرمربی میآید، اعضای کادرش را خودش انتخاب کند، سهراب همین حق را امروز دارد. پس حفظ وریا برای دراز مدت و آینده، به مراتب هدفی با ارزشتر از حضور او در کوتاه مدت بود. به خصوص که میدانیم با شرایط فعلی، حضور او کمکی به استقلال نمیکرد.
بیشتر بخوانید: حذف وریا غفوری، چون مردم دوستش دارند/ صداوسیمای جبلی، آزموده را برای بار هزارم آزمود!













