به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران نوشت:
هفتههای گذشته همزمان با سفر مارک روته، دبیر کل ناتو به اوکراین، آسمان این کشور نیز پهپادهای «گل شمعدانی» بسیاری را در مسیر زیرساختهای انرژی خود میدید. حوزه زیرساخت به دلیل جایگاه انرژی در تأمین اقتصاد جنگی روسیه و در سوی دیگر اهمیت آن در تابآوری دولت و جامعه اوکراین، از ابتدا هدف سیاستهای تحریمی و حملات نظامی دو طرف قرار گرفته بود. کدام یک از طرفین در استراتژی خود موفق عمل کردهاند و این حملات چطور قرار است در مذاکرات به کار پوتین و زلنسکی بیاید؟
حملات اوکراین؛ اهداف و نتایج
پس از فوریه ۲۰۲۲ حوزه انرژی به جهت اهمیت آن در اقتصاد روسیه، تأمین لجستیک نظامی و تأثیر آن بر تابآوری جوامع در جنگ، اقدامات پرشتاب و متعددی را علیه خود دیده است که یکی از آنها حملات نظامی است. حملات اوکراین با حمایت اطلاعاتی-نظامی آمریکا از جمله اشتراکگذاری دادههای دقیق ماهوارهای، مسیرهای پرواز پهپادها و شناسایی نقاط آسیبپذیر تأسیسات تشدید پیدا کرده است. استراتژی اوکراین را میتوان بر پایه حملات پهپادی دوربرد به زیرساختهای انرژی روسیه – به ویژه پالایشگاههای نفت، انبارهای سوخت، پایانههای صادراتی و حتی سکوهای دریایی –دانست.
خسارات روسیه در این حملات به ویژه در ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶ قابل توجه بوده: در ۲۰۲۴ کمپین اولیه منجر به آسیب به دهها پالایشگاه و کاهش موقت ظرفیت پالایش شد، اما در ۲۰۲۵-۲۰۲۶ بیش از ۱۲۰ حمله موفق ثبتشده باعث ضرر ۱۳ میلیارد دلاری به بخش نفت، کاهش ۱۰-۲۰ درصدی ظرفیت پالایش، کمبود سوخت در بعضی شهرهای روسیه، افزایش قیمت بنزین و حتی منجر به قطعی برق و اختلال در صادرات شد. با وجود همین آمارها است که موافقان حمایت از اوکراین معتقدند به شرط ادامه جنگ، میتوان اقتصاد روسیه را از نفس انداخت.
حملات روسیه؛ اهداف و نتایج
در ماههای ابتدایی جنگ اوکراین، روسیه به دلیل تصور کوتاه و مقطعی بودن جنگ برنامهای منسجم برای حملات هدفمند برای زیرساختهای اوکراین نداشت اما از زمان تمرکز نیروهای روسیه بر شرق اوکراین و تثبیت فرسایشی شدن جنگ از پاییز ۲۰۲۲ به بعد، حملات هدفمند به نیروگاههای حرارتی و هیدروالکتریک، شبکههای انتقال و توزیع برق، تأسیسات گاز و سیستمهای گرمایش مرکزی، به یکی از برنامههای اصلی استراتژی جنگی روسیه تبدیل شد.
ارزیابی موفقیت روسیه دوگانه است .از یک سو، دستاوردهای تاکتیکی قابل توجه بوده است: ظرفیت تولید برق اوکراین بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته. شهرهای بزرگی چون اودسا و حتی کییف گاها تنها ۱ تا ۲ ساعت برق دارند، تولید گاز داخلی ۴۰-۶۰ درصد آسیب دیده و هزینه مستقیم خسارات تا سال ۲۰۲۵ به از ۲۰ میلیارد دلار رسیده است.
با این حال، روسیه در دستیابی به اهداف استراتژیک ناکام مانده است. اوکراین با تعمیرات سریع، واردات برق از اروپا، بهرهگیری گسترده از ژنراتورهای اضطراری، از فروپاشی کامل جلوگیری کرده است. در نهایت، استراتژی انرژی روسیه نمادی از ماهیت جنگ فرسایشی کرملین است: مؤثر در ایجاد درد کوتاهمدت و اعمال فشار مذاکراتی، اما ناکارآمد در شکست اراده اوکراین. در مجموع، جنگ زیرساختهای انرژی نشان داده است که نه مسکو و نه کییف نتوانستهاند از این حوزه به عنوان اهرمی تعیینکننده برای پیروزی راهبردی استفاده کنند. روسیه با وجود وارد کردن خسارات سنگین و ایجاد فشار اجتماعی بر اوکراین، در شکستن اراده سیاسی و نظامی کییف ناکام مانده است. در مقابل، اوکراین نیز با حملات نامتقارن و هدفگیری درآمدهای نفتی روسیه، اگرچه هزینههایی جدی بر کرملین تحمیل کرده، اما نتوانسته ماشین جنگی آن را از کار بیندازد. بنابراین، انرژی بیش از آنکه ابزار پیروزی باشد، به عرصهای برای فرسایش متقابل و چانهزنی در مذاکرات تبدیل شده است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.













