زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست ♪♪
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست ♫
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان ⋆
نیمه شب مست به بالین من آمد بنشست ♪♪
سر به بالین من آورد و به آواز حزین ♫
گفت ای عاشق دیوانه ی من خوابت هست ⋆
عاشقی را که چنین باده ی شبگیر دهند ♪♪
کافر عشق بود گر نبود باده پرست ♫
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر ♪♪
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست ♫
خنده ی جام می و زلف گره گیر نگار ♪♪
ای بسا توبه که چون توبه ی حافظ بشکست ⋆
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر ♫
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست ⋆
خنده ی جام می و زلف گره گیر نگار ♪♪
ای بسا توبه که چون توبه ی حافظ بشکست ♫