سرویس جهان مشرق - نام «رسانه» آمریکایی موسوم به «اکسیوس» ، به طور خاص پس از تهاجم تروریستی اسراییلی-آمریکایی خردادماه امسال به کشورمان، بسامد بالایی در میان رسانهها و کانالهای خبری و حتی شایعات فضای مجازی یافت.
وبگاهی که با دعوی «دسترسی» به منابع سطح بالا در دولت و ساختار سیاسی آمریکا، اصطلاحا «بمب خبری» می ترکاند و به نقل از «منابع آگاه اما ناشناس»، خود را به عنوان منبع غنی از «اخبار ویژه» می نمایاند.

اما درباره این «رسانه»، ذکر این نکته حایز اهمیت است که باراک راوید، «خبرنگار» اکسیوس که مثلا بمب خبری درباره ایران و تنش نظامی محور آمریکایی-صهیونی منفجر می کند، افسر سابق ارتش رژیم صهیونیستی و کارمند یگان ۸۲۰۰ سازمان اطلاعات این رژیم بوده است.

او امروز هم که جامهی «ژورنالیستی» به تن کرده، عملا امتداد همان وظایف اطلاعاتی را پیش می برد و وظیفه دارد آنچه را که سرویسهای اطلاعاتی رژیم خط می دهند، علیه ایران به «روایت» تبدیل کند و شماری از کانالها و سایتها به اصطلاح «اصلاحطلب» هم که ظاهرا نماینده غیررسمی دولتهای خبیث اروپایی در تهران هستند، تمام اخبار آن را بدون یک کلمه کم و کاست ترجمه میکند.
ماموریت اصلی، تاثیرگذاری «منفی» بر فضای رسانهای، افکار عمومی و در نهایت ساختار تصمیمگیری ایران است تا در نهایت اهداف شوم محور غربی-صهیونی، با کمترین هزینه و از طریق تسلیم روانی، پیش از تسلیم سیاسی، حاصل شود.
نگاه موشکافانه: "عملیات روانی" یا "ژورنالیسم دسترسی"؟
اتهام "مشروعیتبخشی به قدرت": مهمترین نقدی که به اکسیوس وارد میشود، رویکرد آن در قبال چهرههای قدرتمند است.
وبسایت Techdirt در تحلیلی تند، روش اکسیوس را "چورنالیسم(churnalism) به جای ژورنالیسم" توصیف میکند، به این معنا که اکسیوس، نه یک رسانه تحقیق و تولید خبر بر اساس بررسی، که یک ماشین تولید انبوه خبر بر اساس قالبهای القایی است و صرفاً به بازگو کردن دیدگاههای افراد قدرتمند (به ویژه از جناح راست و مخاصمهجو) میپردازد بدون اینکه آنها را، حتی ذرهای، به چالش بکشد یا نقد کند.
برای مثال، در گزارشی از آکسیوس درباره موفقیتهای یک رئیسجمهور، تنها از مشاوران خود او به عنوان منبع (حتی ناشناس) استفاده شده بود. این سبک که "ژورنالیسم دسترسی" نامیده میشود، میتواند دقیقاً همان کاری را انجام دهد که منتقدان نگران آن هستند: انتقال اخبار کانالیزه شده از سوی منابع قدرتمند برای شکلدهی به روایت مطلوب آنها.

استفادهی گسترده از منابع ناشناس: در نمونههای متعدد، مانند گزارش درباره روابط تنشآمیز میان خانواده اوباما و بایدن، اکسیوس صرفاً به "منابع ناشناس" استناد کرده است. این روش، اگرچه در روزنامهنگاری سیاسی رایج است، اما تأیید استقلال خبر را برای مخاطب غیرممکن میکند و این شائبه را ایجاد میکند که شاید این منابع با هدفی خاص (مانند تضعیف یک جناح یا تقویت دیگری) اطلاعات را "درز" میدهند.
روش کار آن (استفاده از منابع ناشناس و تمرکز بر "دسترسی" به قدرتمندان) باعث شده است که به راحتی بتوان آن را به بازوی انتشار روایتهای جهتدار متهم کرد. منتقدان معتقدند این سبک، به طور ناخواسته یا خواسته، به مشروعیتبخشی به دستورکارهای سیاسی خاص (به ویژه از جناح راست) منجر میشود.
آیا اکسیوس یک بازوی عملیات روانی است؟
در بهترین حالت می توان گفت، در حال حاضر قراین عیان و مشکوفی برای اثبات اینکه این رسانه آگاهانه و با برنامه قبلی در حال انجام عملیات روانیِ پرداخت شده است، وجود ندارد. اما روششناسی آن، آسیبپذیری بالایی در برابر استفاده ابزاری توسط منابع خبری اش ایجاد میکند. به عبارت دیگر، اکسیوس ممکن است خود بازیگر عملیات روانی نباشد، اما بستری فراهم میکند که دیگران (بازیگران قدرتمند) به راحتی بتوانند از آن برای پیشبرد اهدافشان استفاده کنند.
اگر بخواهیم قضاوت کنیم، بهتر است اخبار اکسیوس را نه به عنوان حقیقت، بلکه به عنوان «روایتی» از آنچه منابع ناشناس (و معمولاً نزدیک به قدرت) میگویند در نظر بگیرید و همیشه آن را با اخبار همان رویداد از منابع دیگر مقایسه کنید.

به طور خاص، اکسیوس در پوشش دادن به اخبار تنش آمریکا یا اسراییل با ایران، به شدت بر این «منابع ناشناس درون کاخ سفید یا نهادهای اطلاعاتی» مانور می دهد، به نحوی که بعضا به نظر می رسد که وضعیت «مطلوب» مورد نظر آن نهادها را به اسم «خبر ویژه»، آن هم با اهداف خاص لابیهای قدرت واشنگتن و تلآویو، انتشار می دهد.
اکسیوس در پوشش اخبار مربوط به تنشهای ایران، اسرائیل و آمریکا، رفتاری کاملاً متمایز و قابل تأمل از خود نشان میدهد.
۱- نقش "بلندگوی رسمی" برای گفتمان جنگ
بررسی جدیدترین اخبار (فوریه ۲۰۲۶) این وبگاه به وضوح نشان میدهند که اکسیوس چگونه به کانال اصلی انتشار "روایت مطلوب" جناح جنگطلب در واشنگتن تبدیل شده است. در روزهای اخیر، این رسانه با استناد به "منابع ناشناس"، سناریوی یک جنگ فراگیر و قریبالوقوع علیه ایران را با جزییات زیر ترسیم کرده است:
جنگ قریبالوقوع: به نقل از یک منبع ناشناس در تیم مشاوران ترامپ نوشته: "رئیس جمهور دارد خسته میشود... من فکر میکنم ۹۰ درصد شانس این را داریم که در چند هفته آینده شاهد اقدام نظامی باشیم. "
جنگ فراگیر و هماهنگ با اسرائیل: عملیات احتمالی را نه یک حمله محدود، بلکه "کارزاری به وسعت چند هفته" و "تهدیدکنندهتر برای بقای رژیم ایران" توصیف کرده که به صورت مشترک با اسرائیل انجام خواهد شد.
مشروعیتزدایی از دیپلماسی: در حالی که همزمان گفتگوهای هستهای در ژنو در جریان است، اکسیوس با تأکید بر "بدبینی" نسبت به موفقیت دیپلماسی و نقل قول از منابعی که میگویند ایران "در حال وقتکشی است"، عملاً بستر را برای توجیه شکست دیپلماسی و روی آوردن به گزینه نظامی فراهم میکند.
این رفتار دقیقاً مصداق همان اتهامی است که دقیقا به اکسیوس می چسبد: یک رسانه با استفاده از منابع ناشناس، وضعیت "مطلوب" جناح جنگطلب (جنگ قریبالوقوع، بیفایده بودن دیپلماسی) را نه به عنوان یک سناریو یا تحلیل، بلکه به عنوان یک "خبر ویژه" و قطعی منتشر میکند. این کار به ایجاد اجماع در افکار عمومی و عادیسازی گزینه جنگ کمک شایانی میکند.
۲- نمونههای عینی از "اخبار کانالیزه شده"
شما در سوالتان به دو نمونه کلیدی اشاره کردید که با جستجوی انجامشده تطابق کامل دارد:
موضوع تاریخ گزارش اکسیوس بر اساس "منابع ناشناس" نتیجه/واکنش بعدی
۱. ادعای ترور در مکزیک در نوامبر ۲۰۲۵ با عنوان پرطمطراق "طرح ایران برای ترور سفیر اسرائیل در مکزیکوسیتی. "
ایران با ارائه مستندات آن را "دروغ" خواند و مکزیک پس از بررسی اعلام کرد "هیچ مدرکی" یافت نشده است.
۲. اطلاعات محرمانه اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۴ با عنوان افشای اسناد محرمانه اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه اسرائیل برای حمله به ایران توسط اکسیوس منتشر شد. منبع خبر، خود اکسیوس بود. این بار، انتشار اخبار با استناد به "اسناد لو رفته" باعث نگرانی مقامات آمریکایی از "نشت اطلاعات" شد.
مورد اول (ادعای ترور) : این یک نمونه کلاسیک از سناریوی «بازوی عملیات روانی» است. اکسیوس با انتشار یک خبر کاملاً جهتدار و بر اساس منابع ناشناس، تلاش کرد تا روابط ایران و مکزیک را تخریب کند و چهرهای خشن و مداخلهجویانه از ایران در آمریکای لاتین ترسیم نماید. اما وقتی پای تحقیق و بررسی در میان گذاشته شد (توسط ایران و مکزیک)، کل خبر مانند "خانهای پوشالی" فرو ریخت.
مورد دوم (اسناد لو رفته) : در اینجا، اکسیوس به جای اینکه صرفاً یک گزارشگر باشد، به محل انتشار و عامل افشای اسناد محرمانه تبدیل شد. این افشاگری، با هر نیتی که انجام شده باشد، مستقیماً بر محاسبات امنیتی و نظامی طرفین تأثیر میگذارد و میتواند تنشها را مدیریت یا تشدید کند. این دقیقاً همان "بازوی عملیات روانی" است که از طریق "دادن اخبار کانالیزه" مسیر امور را تغییر میدهد.
در تازهترین نمونه، که به وضوح دست اکسیوس را به عنوان امتداد یگان ۸۲۰۰ رژیم صهیونی رو می کند، این وبگاه باز "به نقل از یک مقام آمریکایی"(مجهول و ناشناس!) مدعی شد که طرح «حذف رهبری ایران» از گزینههاست. این خبرسازی آنقدر افتضاح بود که مارک کمیت، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا و معاون سیاسی وزارت خارجه این کشور در دوران جرج بوش پسر، آن را چیزی مسخره در ردیف "طرح حمله به ماه" دانست و گفت اکسیوس باید بابت انتشار چنین مطالبی، "کرکره خود را پایین بکشد! " به بیان دیگر، این وبگاه، که به تبعیتا از کارفرمای صهیونی، ظاهرا از ایستادگی و تودهنی قاطع رهبر معظم انقلاب به قشونکشی ترامپ بسیار عصبی و کینهدار است، چنین مهملی را به اسم «خبر ویژه» مخابره می کند و معالاسف، بسیاری از وبسایتها و درگاههای خبری داخلی، بدون هیچ پیوست و توضیحی، عینا همین محتوای عملیات روانی را در فضای خبری نشر می دهند.
نتیجهگیری: فراتر از یک رسانه خبری
بررسی عملکرد اخیر اکسیوس در قبال ایران، نشان می دهد که اصولا این درگاه خبری، از چارچوب یک خبرگزاری بیطرف خارج شده و کارکردهایی فراتر از آن یافته است:
تبلیغ برای جنگ: با انتشار اخبار جهتدار و تأکید بر قطعی بودن جنگ، به بخشی از ماشین جنگطلبی در واشنگتن تبدیل شده است.
تخریب دیپلماسی: با بزرگنمایی بنبست در مذاکرات و ناامید جلوه دادن راهحل دیپلماتیک، زمینهساز کنار گذاشتن آن میشود.

بازیگر میدان اطلاعات: با درز دادن اسناد محرمانه، مستقیماً در معادلات امنیتی و اطلاعاتی منطقه دخالت میکند.
بنابراین، وقتی اکسیوس خبری درباره ایران منتشر میکند، بهتر است آن را نه یک "گزارش خبری"، بلکه بخشی از یک عملیات اطلاعاتی-رسانهای در نظر گرفت که توسط منابع ناشناس داخل نهادهای قدرت تغذیه میشود تا روایت مطلوب آن نهادها را به خورد افکار عمومی بدهد. نمونههای اخیر به خوبی نشان میدهند که این اخبار تا چه حد میتوانند با واقعیتهای میدانی و راستیآزماییهای بعدی فاصله داشته باشند.
کار به جایی رسیده که، لارنس نورمن، خبرنگار روزنامه وال استریت ژورنال، در پستی نوشت:
" هشدار: هر خبری که با این جمله شروع میشود «مقامهای ایرانی میگویند...» چه درباره این باشد که آمریکا چیزی را پذیرفته، چه اینکه ایران چیزی را رد کرده، یا مقامها موضوعی را تکذیب کردهاند؛ باید با تردید جدی و احتیاط زیاد خوانده شود! "











