به گزارش خبرنگار مهر، در حالی که مقررات فدراسیون جهانی فوتبال مسیر مشخصی برای رسیدگی به شکایات و اعتراضات تعیین کرده است، اقدام اخیر باشگاه باشگاه فوتبال تراکتور در مکاتبه مستقیم با فیفا واکنشها و پرسشهایی را در فضای حقوقی فوتبال ایران به همراه داشته است.
بر اساس اساسنامه فیفا و مقررات مرتبط با وضعیت و انتقال بازیکنان و همچنین آییننامههای انضباطی، ساختار این نهاد بینالمللی بر پایه هرم فدراسیونهای ملی شکل گرفته است. در این چارچوب، فدراسیونهای عضو تنها مرجع رسمی ارتباط با فیفا محسوب میشوند و باشگاهها برای طرح هرگونه شکایت، اعتراض یا درخواست رسمی باید از طریق فدراسیون ملی خود اقدام کنند.
مطابق مواد ۶۲ و ۶۵ اساسنامه فیفا، مکاتبات مستقیم باشگاهها با این نهاد وجاهت رسمی ندارد و معمولاً مورد پذیرش قرار نمیگیرد. رویه رایج نیز نشان میدهد در صورت ارسال نامه مستقیم از سوی یک باشگاه، فیفا پاسخ را برای فدراسیون ملی ارسال میکند یا باشگاه را به طی مسیر قانونی از طریق فدراسیون مربوطه ارجاع میدهد.
در پرونده اخیر باشگاه تراکتور به جای پیگیری موضوع از طریق کمیته استیناف فدراسیون فوتبال ایران، مستقیماً به فیفا مراجعه کرده است؛ اقدامی که از منظر حقوقی کمسابقه تلقی میشود. چرا که بر اساس روال معمول، ابتدا باید تمام مراحل رسیدگی در ارکان قضایی داخلی از جمله کمیته بدوی و کمیته استیناف طی شود و پس از صدور رأی نهایی، در صورت وجود مبنای بینالمللی، امکان طرح موضوع در مراجع خارج از کشور فراهم خواهد بود.
نمونههای پیشین نیز نشان داده حتی در پروندههای انفرادی بازیکنان، از جمله موضوع محرومیت چهارماهه علیرضا بیرانوند، مسیر رسیدگی تابع ضوابط مشخص داخلی و بینالمللی بوده و امکان دور زدن ارکان قضایی فدراسیون وجود نداشته است.
طبق مقررات مرسوم فیفا معمولا در ابتدا استعلام رسمی و گزارش حقوقی فدراسیون های تحت عضو را دریافت می کند. در غیر این صورت، ورود مستقیم به شکایت یک باشگاه بدون طی سلسلهمراتب قانونی، با اصول ساختاری این نهاد همخوانی نخواهد داشت. حالا باید دید در ادامه این مکاتبه، چه مسیری از سوی فیفا و فدراسیون فوتبال ایران دنبال خواهد شد و آیا این پرونده وارد روند رسمی و تعریفشده حقوقی میشود یا خیر.













