فرارو- فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) بامداد شنبه از اجرای مجموعهای از حملات هوایی علیه اهدافی در جنوب ایران خبر داد؛ عملیاتی که واشنگتن آن را پاسخی مستقیم به حمله اخیر به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز عنوان کرده است. بر اساس بیانیه سنتکام، جنگندههای آمریکایی در این عملیات انبارهای موشکی و پهپادی و همچنین شماری از سامانههای راداری ساحلی ایران را هدف قرار دادهاند.
به گزارش فرارو، سنتکام مدعی شد اهداف مورد حمله، بخشی از زیرساختهای نظامی بودهاند که از آنها برای تهدید امنیت کشتیرانی در منطقه استفاده میشد.
حمله بامداد شنبه آمریکا به منطقه سیریک در جنوب ایران، نشانههایی از بروز تنش تازه در روند گفتوگوهای تهران و واشنگتن را آشکار کرده است. خبرگزاری «ایران نوانس» گزارش داد که مذاکرهکنندگان ایرانی در حال بررسی لغو یا تعلیق گفتوگوهای فنی هستند که قرار است طی روزهای آینده در سوئیس برگزار شود.
بر اساس این گزارش، اعضای تیم مذاکرهکننده ایران معتقدند اقدام نظامی آمریکا مصداق «نقض آشکار» ماده نخست یادداشت تفاهم اسلامآباد میان تهران و واشنگتن است. عباس اصلانی، عضو تیم رسانهای هیأت مذاکرهکننده ایران، این ارزیابی را تأیید کرد و گفت که در حال حاضر، گزینه تعلیق گفتوگوهای فنی در دست بررسی است. با وجود این مواضع، تاکنون هیچ تصمیم رسمی از سوی وزارت امور خارجه ایران اعلام نشده است.
در سوی مقابل، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، بر تداوم مسیر دیپلماسی تأکید دارد. او در جریان سفر به کویت اعلام کرد که نشست کارشناسی جدید احتمالاً در روزهای ۲۹ یا ۳۰ ژوئن با حضور نمایندگانی از وزارت امور خارجه، وزارت انرژی و دیگر نهادهای مرتبط برگزار میشود.
شکافهای درونی دولت دونالد ترامپ بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. اکنون دو جریان رقیب برای تعیین مسیر سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند؛ از یک سو جناحی به رهبری جیدی ونس و استیو ویتکاف که با رویکردی عملگرایانه، توافق با ایران را برای حفظ ثبات اقتصادی آمریکا ضروری میدانند و از سوی دیگر، اردوگاه موسوم به «بازها» که به محافل امنیتی اسرائیل نزدیک است و بر تداوم سیاست فشار حداکثری علیه تهران اصرار دارد.
در حالی که ونس بر مهار هرگونه تشدید تنش از سوی اسرائیل تأکید میکند، روبیو با اتخاذ مواضعی سختگیرانهتر، بر اجرای شروط سخت پافشاری میکند. تحلیلگران میگویند این نبرد در واقع، رویارویی بر سر ماهیت سیاست خارجی ترامپ است؛ نبردی میان ضرورت حفظ امنیت اسرائیل و وعده او برای دور نگه داشتن آمریکا از جنگهای پرهزینه خاورمیانه.
همزمان با نزدیک شدن تهران و واشنگتن به چارچوبی تازه، موضوع راستیآزمایی تعهدات هستهای ایران به مهمترین مانع بر سر راه نهایی شدن توافق تبدیل شده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حال تدوین سازوکارهای جدیدی برای بازرسی است و در صدر اولویتهایش، شناسایی محل نگهداری ذخایر اورانیوم با غنای بالا قرار دارد.
مطابق مفاد یادداشت تفاهم، ذخایر اورانیوم با غنای بالا باید در داخل ایران و تحت نظارت آژانس رقیقسازی شود. کارشناسان هشدار میدهند که بدون دسترسی کامل بازرسان، پیش و پس از فرآیند رقیقسازی، راستیآزمایی دقیق حجم واقعی ذخایر عملاً ناممکن خواهد بود. پیشنهادهایی نیز برای انتقال بخشی از مواد به بانک سوخت هستهای قزاقستان مطرح شده، اما واشنگتن صرف کاهش سطح غنیسازی را کافی نمیداند.
نگرانیها در اسرائیل نسبت به پیامدهای توافق رو به افزایش است. یونی بنمناحیم، تحلیلگر اسرائیلی، معتقد است واشنگتن با پذیرش برخی مفاد توافق، زمینه تثبیت حضور ایران در لبنان را فراهم کرده است. عودید عیلام ارزیابی تندتری دارد و آنچه را رخ داده، «فروش خاورمیانه به ایران» توصیف میکند.
آمیت سگال، تحلیلگر ارشد روزنامه اسرائیل هیوم، دلیل اصلی تصمیم ترامپ برای توافق را تشریح میکند: اگر آمریکا زیرساختهای انرژی ایران را نابود میکرد، قیمت نفت میتوانست تا حدود ۲۰۰ دلار در هر بشکه جهش کند و بحرانی فراگیر در اقتصاد جهانی به وجود بیاید. ترامپ این گزینه را در آستانه انتخابات، بیش از حد پرهزینه ارزیابی کرد و مسیر توافق را در پیش گرفت.