به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، ازبکستان به عنوان یکی از دو کشور جهان که به طور مضاعف محصور در خشکی هستند (یعنی نه تنها خود به آبهای آزاد راه ندارند، بلکه تمامی همسایگان آنها نیز محصور در خشکی هستند)، اکنون در حال بررسی یک گام استراتژیک و بیسابقه در سیاست خارجی و اقتصادی خود است.
مقامات تاشکند گزینههای خرید و اجاره کشتیهای بزرگ تجاری را آغاز کردهاند تا ناوگان باربری و فرای (کشتیهای مسافربری-باربری) اختصاصی خود را در پهنه آبی دریای خزر تشکیل دهند.
در حال حاضر، ناوگان رودخانهای ازبکستان به طور عمده وظایف امنیتی، مبارزه با تروریسم و مقابله با قاچاق مواد مخدر را بر عهده دارد و مانع از ورود شبهنظامیان و قانونشکنان از طریق مرزهای آبی مشترک با افغانستان میشود.
این ناوگان در دورههای مختلف با قایقهای زرهی گشتی نظیر «اشمل» و «گیورزا» تجهیز شده است. اما اکنون، دولت ازبکستان قصد دارد با عبور از نگاه امنیتی سنتی، ناوگان تجاری و مواصلاتی خود را در آبهای دریای خزر مستقر کند تا ظرفیت ترانزیتی بخش ازبکستانی «کریدور میانی» را به طور چشمگیری افزایش دهد.
ژئوپلیتیک خطوط مواصلاتی و تلاش برای رهایی از وابستگی تاریخی
امروزه لجستیک و مدیریت زنجیره تامین به یکی از اصلیترین مولفههای توسعه و اقتدار دولتها در عرصه بینالمللی تبدیل شده است؛ در موازنه قدرت جدید جهانی، هر کشوری که کنترل کریدورهای حملونقل را در دست داشته باشد، دست برتر را در هدایت جریان تجارت، جذب سرمایهگذاریهای خارجی و تضمین رشد اقتصادی پایدار خواهد داشت.
برای چندین دهه، کشورهای آسیای مرکزی ناگزیر بودند که فعالیتهای اقتصادی و تجاری خود را با مسیرهای ترانزیتی دیگر قدرتهای منطقهای وفق دهند. کالاهای این منطقه همواره مجبور به عبور از بنادر، خطوط ریلی و مراکز لجستیکی بیگانگان بود.
همین وابستگی ساختاری سبب میشد تا هرگونه تنش سیاسی، وضع بستههای تحریمی جدید یا ناامنیهای منطقهای، بلافاصله به یک بحران اقتصادی حاد برای کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی تبدیل شود. از این رو، اشتیاق و تکاپوی جدید ازبکستان برای گسترش حضور دریایی در خزر، یک پروژه فنی و ترانزیتی ساده نیست، بلکه حلقهای بنیادین از یک استراتژی کلان ژئوپلیتیکی است.
کریدور میانی؛ بزرگراه نوین اوراسیا با گلوگاهی به نام خزر
کریدور حملونقل بینالمللی ترانسخزر موسوم به «کریدور میانی» در حال حاضر به یکی از جذابترین و مورد بحثترین مسیرهای مواصلاتی در فضای اوراسیا تبدیل شده است. این کریدور با دور زدن مسیرهای سنتی که در سالهای اخیر با محدودیتهای شدید سیاسی و تحریمهای بینالمللی مواجه شدهاند، چین و آسیای مرکزی را مستقیماً به قفقاز، ترکیه و در نهایت قاره اروپا متصل میکند.
با این حال، پهنه آبی دریای خزر همچنان به عنوان یک گلوگاه و نقطه چالشبرانگیز در مسیر کریدور میانی خودنمایی میکند؛ جایی که کمبود کشتیهای فرای و محدودیت ظرفیت بندری، موجب تاخیرهای طولانی در انتقال کالاها میشود.
تصمیم تاشکند برای خرید یا اجاره کشتیهای اختصاصی، این فرصت تاریخی را به ازبکستان میدهد تا به طور مستقل بر سرعت زنجیره انتقال کالا تاثیر بگذارد، فضا و نوبت بارگیری را برای صادرکنندگان ملی خود تضمین کند و وابستگی خود را به تصمیمات و منافع دیگر بازیگران منطقه کاهش دهد.
برای کشوری با اقتصاد پویا و در حال رشد سریع، این اقدام دیگر یک مسئله حیثیتی یا نمادین نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقای اقتصادی است.
تبدیل شدن آسیای مرکزی از حاشیه به متن تجارت جهانی
این تحول واجد یک معنای عمیقتر در نظام بینالملل است. آسیای مرکزی برای مدتی طولانی به عنوان حاشیه اقتصاد جهانی و صرفاً فضایی حائل میان مراکز بزرگ قدرت نگریسته میشد. اما امروز ژئوپلیتیک منطقه در حال تغییر است و این جغرافیا به تدریج در حال تبدیل شدن به یک هاب ترانزیتی مستقل و پل ارتباطی اصلی میان شرق و غرب است. در این میان، ازبکستان آشکارا نشان داده که دیگر نمیخواهد در نقش یک ناظر منفعل در معادلات منطقه باقی بماند.
البته پرواضح است که خرید کشتی به تنهایی برای دستیابی به این هدف بزرگ کافی نخواهد بود. تحقق کامل این چشمانداز نیازمند سرمایهگذاریهای کلان در توسعه زیرساختهای بندری، ترمینالها، دیجیتالیسازی فرآیندهای گمرکی و هماهنگسازی تعرفهها و قوانین میان چندین کشور است. کریدور میانی یک پروژه بینالمللی پیچیده است که موفقیت آن به هماهنگی دقیق منافع کشورهای مختلف بستگی دارد.
نکته حائز اهمیت این است که تاشکند رویکرد کاملاً نوین و جسورانهای را برای توسعه خود به نمایش گذاشته است. تا همین یک دهه پیش، تصور اینکه کشوری محصور در خشکی مانند ازبکستان از تشکیل ناوگان تجاری اختصاصی خود در آبهای بینالمللی سخن بگوید، غیرممکن به نظر میرسید، اما امروز این اقدام پلهای منطقی از یک راهبرد حسابشده است.
انتهای پیام/