به گزارش مشرق، حضور تیمهایی مانند نیوزیلند که برای نخستین بار در سالهای اخیر به جام جهانی رسیده بودند، این تصور را ایجاد کرده بود که صعود از مرحله گروهی، دستکم روی کاغذ، نسبت به دورههای گذشته دستیافتنیتر است اما فوتبال روی کاغذ بازی نمیشود.
نیوزیلند، تیمی که بسیاری آن را حلقه ضعیف گروه میدانستند، به همان کلیدی تبدیل شد که مسیر صعود را مشخص کرد. بلژیک و مصر از امتیاز بازی مقابل این تیم نهایت استفاده را بردند، اما ایران در دیداری که باید آن را میبرد، به تساوی رضایت داد؛ نتیجهای که در پایان، بهای سنگینی برای فوتبال ایران داشت.
پس از حذف، بسیاری به این نکته اشاره کردند که اگر دیدار ایران و نیوزیلند یا حتی مسابقه اتریش و الجزایر در زمان دیگری برگزار میشد، شاید شرایط متفاوت رقم میخورد، شاید هم اگر گل دقایق پایانی آن مسابقه به ثمر نمیرسید، ایران به دور بعد صعود میکرد، همه این فرضیهها میتواند درست باشد، اما هیچکدام حقیقت اصلی را تغییر نمیدهد، حقیقت این است که وقتی سرنوشت یک تیم به نتایج دیگران وابسته میشود، بخش مهمی از شانس خود را از قبل از دست داده است.
فوتبال ایران سالهاست با همین چرخه زندگی میکند؛ اگر آن توپ گل میشد، اگر آن توپ به تیرک نمیخورد، اگر داور آن تصمیم را نمیگرفت، اگر تیم دیگر نتیجه دیگری میگرفت. این «اگر»ها سالهاست جای برنامه، کیفیت فنی و جسارت را گرفتهاند.
جام جهانی، ویترین تواناییهای فنی، ذهنی و شخصیتی فوتبال کشورهاست. در این مسابقات، تیمهایی موفق میشوند که برای پیروزی بازی کنند، نه صرفاً برای نباختن، تیمهایی که میتوانند در لحظههای سخت، جریان مسابقه را تغییر دهند و نتیجه را با تواناییهای خود رقم بزنند، نه با امید به اتفاقات زمین دیگر.

نگاهی به رفتار تیمهایی مانند مصر نیز همین واقعیت را نشان میدهد. سرمربی این تیم، بدون آنکه به شرایط صعود ایران یا سایر رقبا فکر کند، با مدیریت نفرات و دقایق بازی بازیکنانش، تنها منافع تیم خود را در نظر گرفت. در جام جهانی هیچ تیمی مأموریت ندارد مسیر صعود رقیبش را هموار کند؛ هر تیم برای خودش بازی میکند و این طبیعیترین اصل رقابت حرفهای است.
شاید ایران تنها چند سانتیمتر با پیروزی برابر مصر فاصله داشت و شاید اگر آن توپ به تیر دروازه برخورد نمیکرد، امروز درباره نخستین صعود تاریخی فوتبال ایران به مرحله حذفی صحبت میکردیم اما واقعیت این است که شانس معمولاً به تیمی لبخند میزند که برای پیروزی بازی میکند، نه به تیمی که بیش از هر چیز نگران نباختن است.
روزگار فوتبال ایران، روزگار بقاست؛ نه روزگار ساختن. فوتبالی که هنوز برای نتیجه گرفتن، بیش از آنکه به داشتههای فنی خود تکیه کند، چشم به نتایج دیگران و اتفاقات غیرقابل پیشبینی دوخته است.
شاید بهترین جمعبندی برای این جام جهانی همان ضربالمثل قدیمی باشد؛ ضربالمثلی که فوتبال ایران بار دیگر معنای واقعی آن را تجربه کرد: «کَس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من.»
اگر فوتبال ایران روزی میخواهد در جام جهانی تاریخسازی کند، باید صعودش را با کیفیت، جسارت و برتری فنی خودش به دست آورد؛ نه با انتظار برای لطف دیگران یا تغییر نتایج در زمینهای دیگر.












