خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
شبکه سیانان در گزارشی از آخرین تحولات میدانی و دیپلماتیک نوشت که توافق ایران و آمریکا در پی درگیریهای جدید در نزدیکی تنگه هرمز تحت فشار شدید قرار گرفته است. بر اساس این گزارش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در واکنش به حملات آمریکا، پایگاههای نظامی این کشور در کشورهای همسایه را هدف قرار داد و هشدار داد که هرگونه نقض آتشبس منجر به «تعلیق تمامی فرآیندهای مرتبط» خواهد شد. سنتکام نیز متقابلاً از حملات جدید به مواضع ایران در اطراف تنگه هرمز خبر داد.
این شبکه آمریکایی میافزاید که دونالد ترامپ با لحنی تهدیدآمیز ایران را به استفاده بیشتر از نیروی نظامی تهدید کرد. بحرین نیز از هدف قرار گرفتن توسط «تعدادی موشک بالستیک و پهپاد» ایران خبر داد. تهران نیز متقابلاً حملات آمریکا را «نقض آشکار» یادداشت تفاهم ۱۸ ژوئن توصیف کرد.
سیانان در ادامه گزارش میافزاید که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، بر مدیریت انحصاری تنگه هرمز توسط ایران تأکید کرد و گفت: «پس از رفع موانع، تنگه هرمز ظرف ۳۰ روز تحت مدیریت انحصاری ایران به ظرفیت پیش از جنگ بازخواهد گشت.» وی همچنین خواستار پایان کامل جنگ در تمامی جبههها از جمله لبنان شد. در تحولات میدانی لبنان، یک سرباز اسرائیلی در درگیری با نیروهای حزبالله کشته شد و اسرائیل حملاتی را به جنوب لبنان انجام داد.
روزنامه یواسای تودی در تحلیلی به بررسی شکاف فزاینده میان آمریکا و اسرائیل پس از جنگ ایران پرداخت و نوشت که این جنگ میتواند به «پایان حمایت بیقید و شرط» واشنگتن از تلآویو منجر شود. به نوشته این روزنامه، نتانیاهو سالها برای همراه کردن روسای جمهور آمریکا در حمله نظامی به ایران لابی کرده بود، اما اکنون نتیجه معکوس گرفته است.
این تحلیل به نقل از کارشناسان اندیشکده جیاستریت تصریح میکند که نقطه آغاز این شکاف به توافق هستهای ۲۰۱۵ اوباما بازمیگردد، اما جنگ ایران با نگران کردن هواداران مستقل ترامپ که به شعار پرهیز از درگیریهای خارجی رأی داده بودند، بحثی را در داخل حزب جمهوریخواه و میان چهرههای بانفوذی چون تاکر کارلسون و مگین کلی آغاز کرده است. پیشبینی میشود توافق کمک ۳.۸ میلیارد دلاری سالانه آمریکا به اسرائیل که در سال ۲۰۲۸ منقضی میشود، تمدید نگردد و واشنگتن به جای تأمین تسلیحات تهاجمی، صرفاً به سامانههای دفاعی مانند گنبد آهنین بسنده کند، بهویژه اگر دموکراتها در انتخابات میاندورهای پیروز شوند.
در پایان این تحلیل آمده است که جمهوری اسلامی ایران از این جنگ «خونین و شکسته» اما با لغو تحریمهای پرسود نفتی، چشمانداز صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و امکان اخذ عوارض از کشتیها در تنگه هرمز خارج شده است. کارشناسان سناریوی کابوسگونه را «ایرانی ضعیفتر، خشمگینتر و خطرناکتر که همچنان در قدرت باقی مانده» توصیف میکنند و معتقدند تنشهای جدید، آمریکا را ناچار به مهار اسرائیل خواهد کرد. این گزارش نتیجه میگیرد که شکاف میان آمریکا و اسرائیل، پیروزی غیرمنتظرهای است که ایران قطعاً آن را جشن خواهد گرفت.
روزنامه گاردین در گزارشی از دور تازه حملات متقابل ایران و آمریکا نوشت که سنتکام «زیرساختهای نظارت نظامی، سامانههای ارتباطی، سایتهای پدافند هوایی، تأسیسات ذخیره پهپاد و توان مینریزی» ایران را هدف حملات جدید قرار داده است. بر اساس این گزارش، این حملات یک روز پس از حمله پهپادی ایران به یک کشتی باری در تنگه هرمز صورت گرفت.
گاردین میافزاید که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در واکنش، از اجرای «عملیات ترکیبی موشکی و پهپادی» علیه هشت پایگاه نظامی آمریکا در کویت و بحرین خبر داد و هشدار داد که نقض آتشبس منجر به «توقف کامل تمامی فرآیندهای دیپلماتیک» خواهد شد. بحرین و کویت هر دو حملات ایران را محکوم کردند. دونالد ترامپ نیز در تروث سوشال با لحنی تهدیدآمیز نوشت که ممکن است زمانی فرا رسد که «مجبور شویم کاری را که بسیار موفقیتآمیز آغاز کردیم، به صورت نظامی تکمیل کنیم» و در آن صورت «جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود نخواهد داشت.»
این رسانه انگلیسی تصریح میکند که این تبادل آتش، شکنندگی فرآیند صلح با میانجیگری پاکستان را آشکار ساخته است. توافق موقت ۱۴ مادهای که کمتر از دو هفته پیش امضا شد، طرفین را از «آغاز هرگونه جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر» منع کرده بود. با این حال، سنتکام با اشاره به حمله پهپادی روز شنبه ایران به یک نفتکش با پرچم پاناما، مدعی شد که «به ایران فرصت داده شد تا به توافق آتشبس پایبند باشد، اما این کار را نکرد.» یک مقام آمریکایی نیز تأیید کرد که تاکنون هیچ تلفات یا خسارت عمدهای به تأسیسات آمریکا در خاورمیانه گزارش نشده است. این درگیریها در حالی رخ میدهد که واشنگتن تحریمهای تهران را لغو کرده و دور نخست مذاکرات در سوئیس برگزار شده است.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای به بررسی جایگاه ویژه تنگه هرمز در نظام جهانی میپردازد و توضیح میدهد چرا این آبراه برخلاف بسیاری از تنگههای مهم جهان همچنان به یک ابزار فشار سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است. اهمیت اصلی هرمز به این دلیل است که بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز خلیج فارس از آن عبور میکند؛ بنابراین هرگونه محدودیت، نظارت، هزینه یا تغییر در شرایط عبور، مستقیماً بر بازار انرژی، هزینه حملونقل و قیمت کالاها در جهان اثر میگذارد.
نویسنده مدعی است که روند تاریخی حقوق دریایی جهان به سمت آزادی کشتیرانی حرکت کرده است. بسیاری از تنگههایی که زمانی محل کنترل، دریافت عوارض و اعمال نفوذ بودند، مانند تنگههای دانمارک و بسفر، به مسیرهایی با قوانین مشخص و بینالمللی تبدیل شدند.
او می گوید که بحث اصلی درباره هرمز این است که اگرچه صحبت از بستن کامل آن نیست، اما مفاهیمی مانند «نظارت»، «خدمات دریایی» یا «هزینه عبور» میتواند ابهام ایجاد کند. اگر این اقدامات به دریافت پول از کشتیهای عبوری منجر شود، در عمل تفاوت زیادی با دریافت عوارض نخواهد داشت.
مقاله همچنین ادعا می کند که افزایش ناامنی در هرمز میتواند کشورها را به سمت ایجاد مسیرهای جایگزین مانند خطوط لوله و مسیرهای زمینی سوق دهد و اهمیت اقتصادی این تنگه را کاهش دهد. در نهایت، مسئله اصلی آینده هرمز است: آیا به مسیر آزاد تجارت جهانی تبدیل میشود یا به منطقهای برای اعمال نفوذ و هزینهگذاری سیاسی؟
المیادین در مقاله ای با عنوان «معجزه دیپلماسی ایرانی؛ مهم این است که با هم پیروز شویم» بر این دیدگاه تأکید دارد که ایران پس از یک رویارویی نظامی و سیاسی، توانسته است جایگاه خود را در منطقه تقویت کند. نویسنده معتقد است ایران علاوه بر مقاومت نظامی، با استفاده از دیپلماسی و گفتوگو توانسته روابط خود را با کشورهایی مانند پاکستان، قطر، عمان و دیگر کشورهای منطقه بهبود بخشد و آنها را به سمت همکاری منطقهای سوق دهد. در این تحلیل، توافق ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان و قطر نشانه موفقیت دیپلماسی تهران معرفی شده و تأکید میشود که ایران توانسته در عرصه سیاسی نیز دستاوردهایی به دست آورد. نویسنده همچنین تأکید میکند که کشورهای منطقه باید به جای تکیه بر قدرتهای خارجی، درباره آینده خود از طریق گفتوگو و همکاری تصمیم بگیرند.
مقاله نتیجه میگیرد که راه نجات خاورمیانه از بحرانها، اتحاد میان ملتهای منطقه شامل عربها، ترکها، فارسها و کردها و ایجاد اعتماد متقابل است. از نگاه نویسنده، ایران تلاش کرده از موقعیت خود برای تحمیل برتری استفاده نکند، بلکه آن را فرصتی برای ایجاد همکاری و ثبات منطقهای بداند.
الشرق الاوسط در مقاله ای نوشت که توافق میان آمریکا و ایران، بهجای آنکه الزاماً پایان بحران باشد، ممکن است فقط مرحلهای برای انتقال و تأخیر در رویارویی باشد. ترامپ و دولت او، بهویژه معاونش جیدی ونس، تلاش دارند روند دیپلماسی با ایران حفظ شود؛ و به نظر نویسنده، در تهران نیز تمایل مشابهی برای ادامه مسیر وجود دارد، هرچند برخی مقامها این مسیر را بی فایده می دانند.
نویسنده میگوید این تفاهم هنوز شکننده است و نخستین آزمون آن، مسئله لبنان خواهد بود. ایران تلاش دارد موضوع لبنان، حزبالله، برنامه هستهای، داراییهای مسدودشده و تنگه هرمز را بخشی از یک بسته بزرگ مذاکراتی بداند؛ در حالی که اسرائیل بر خلع سلاح حزبالله و تکمیل اهداف خود در لبنان تأکید دارد.
مقاله این پرسش را مطرح میکند که آیا ایران حاضر است حزبالله، مهمترین متحد منطقهای خود، را در برابر توافق بزرگتر کنار بگذارد یا آن را مسئلهای اصولی و غیرقابل معامله میداند.
همچنین نویسنده درباره علت اصلی آغاز جنگها سؤال میکند و احتمال وجود تفاهمهای پنهان میان تهران و واشنگتن را مطرح میسازد. در پایان نتیجه میگیرد چون ریشههای اصلی اختلافات حل نشدهاند، آنچه رخ داده بیشتر «انتقال بحران» است نه پایان واقعی نبرد.












