اگر فضای رسانهای ایران پر است از انتقادات نسبت به عملکرد تیم ملی، دلیلش فقط به رفتارهای شخص قلعه نویی برمیگردد. او که سه سال تمام فقط وعده داد و ادعا کرد و در این جام مشخص شد که هیچ تفاوتی با مربیان ۸۰ سال پیش سنتی در زمینهای خاکی ندارد. چه بسا اگر قلعه نویی این همه سال با مربیان بزرگ خارجی دشمنی نمیکرد، الان همین ۳ مساوی و لحظاتی که تیم ملی خوب بازی میکرد، به چشم میآمد.
اما وقتی کسی این همه سال نقاط مثبت مربیان دیگر مثل کیروش را ندیده، نمیتواند حالا گلایه کند که چرا نقاط مثبت تیمش را نمیبینند! حقیقت این است که تیم ما در جام جهانی نقاط مثبت و نکات امیدوار کننده هم داشت که پشت ادعاهای واهی، از دشمنی تا تبانی و وسط کشیدن پای خدا و سرنوشت و آزمونهای الهی، گم شد. نکاتی که اگر رفتار قلعه نویی-نه در تمام این ۴۰ سال، بلکه فقط همین دو سه سال اخیر- نرمال و عادی بود، حتماً رسانهها و کارشناسان رغبت میکردند به آن بپردازند.
اما ما به رسالت خود کار داریم و می گوییم و میبینیم. مثلاً به یاد داریم کارلوس کیروش در آن ۳ بازی حساس آخر برای صعود به جام جهانی ۲۰۱۴، زمانی که رحمتی پشت تیم ملی را خالی کرد و دست او را در حنا گذاشت و کارلوس در خانه رقبا ۷ امتیاز از ۹ امتیاز باقی را برای صعود لازم داشت، چطور با روشهای روانشناسانه شاگردانش را تهییج و آن نتایج درخشان را کسب و با حداکثر امتیاز، تیم ملی را به جام جهانی رساند.
هنوز خاطرات کار کیروش میان بازیکنان نقل میشود که چطور بعد از حرفهای مربی کره، عکس او را در اتاق بازیکنان زد تا خشم ناشی از تعصب ایرانیها را به نفع تیم برانگیزد. در این جام جهانی امیر قلعه نویی و سعید الهویی از همین روش استفاده کردند، با این تفاوت که کار را گسترش داده و دیگر محدود به یک نفر نشد.
اینکه این کار تقلیدی از یک فرد دیگر -مثل کیروش- بود، ارزش تکرار آن را زیر سوال نمیبرد. در تمام دنیا یک نفر چیزی را اختراع یا کشف میکند و مابقی دنیا از آن تقلید و الگوبرداری -یا حتی کپی- میکنند و سپس با خلاقیت و دانش خود، آن را گسترش داده و به پیشرفت میرسانند. یا بومی سازی می کنند. اینکه قلعه نویی سالها منتقد کیروش بود، دلیل نمیشود که از او یاد نگیرد!
ایرادی ندارد که ما از روی برنامههای موفق دنیا در هر زمینه و تخصص، الگوبرداری یا حتی تقلید صرف کنیم. در مدیا، سالهاست که هنرمندان ما در موسیقی یا سینما و برنامه سازی، از آثار موفق وام یا الهام گرفته یا رسما و کاملا «کاور» می کنند. ما آهنگ را گرفته و روی آن شعر میگذاریم، فیلم را دیده و سناریو را تکرار می کنیم، موفق ترین و پربیننده ترین برنامه های پلتفرم ها در سال های اخیر -از جوکر تا صداتو- همه از همان ابتدا اعلام کرده اند از روی چه برنامه ای ساخته شده اند.
پس چه عیبی دارد که در فوتبال، از کارهای خوب و امتحان پس داده مربیان دیگر الگوبرداری نکنیم؟ فقط آنجایی این مسئله ایراد پیدا میکند که بخواهیم چیزی را که دیگران کشف کردهاند، به نام خود سند بزنیم و شعور و حافظه مردم را نادیده بگیریم!
میتوانیم بگوییم ما اولین مربیان ایرانی بودیم که از این روش برای تیم ملی استفاده کردیم اما نباید بگوییم به عقل خودمان رسید و این ابتکار را خود کشف کردیم!
بیشتر بخوانید: برنامه و پلن داشتن تیم ملی «جوک» قرن بود؛ مربیگری به سبک هرچه پیش آید خوش آید/ کاش فقط برای مثلث دنیس، روزبه و شهریار پاسخی باشد











