چرا الان بدترین زمان فروش ارزهای دیجیتال است؟

ارزدیجیتال سه شنبه 09 تیر 1405 - 16:38
با تغییر روند بازار، بیت کوین از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون بیش از ۳۲ درصد افت کرده و اتریوم نیز در همین بازه زمانی با کاهش حدود ۴۶ درصدی مواجه شده است. در همین حال، شاخص ترس و طمع روی عدد ۱۳ میخکوب شده و آلت‌ کوین‌هایی مانند کاردانو در پایین‌ترین سطح شش سال گذشته […] The post چرا الان بدترین زمان فروش ارزهای دیجیتال است؟ appeared first on ارزدیجیتال.

با تغییر روند بازار، بیت کوین از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون بیش از ۳۲ درصد افت کرده و اتریوم نیز در همین بازه زمانی با کاهش حدود ۴۶ درصدی مواجه شده است. در همین حال، شاخص ترس و طمع روی عدد ۱۳ میخکوب شده و آلت‌ کوین‌هایی مانند کاردانو در پایین‌ترین سطح شش سال گذشته خود در حال نوسان هستند.

پراپکو | ترید با سرمایه بیشتر
پراپکو | ترید با سرمایه بیشتر
با ۱۰ دلار، ۱۰۰۰ دلار اعتبار معاملاتی دریافت کن
ثبت‌نام و کد تخفیف

در چنین شرایطی، دغدغه ذهنی هر هولدر یا سرمایه‌گذار ارز دیجیتال تغییر کرده است؛ دیگر کسی نمی‌پرسد «آیا در بازار خرسی هستیم؟» (چون تقریباً همه این واقعیت تلخ را پذیرفته‌اند)، بلکه پرسش اصلی این روزها این است که «این روند نزولی تا چه زمانی ادامه دارد؟»

این یکی از مهم‌ترین سوالاتی است که در دوران رکود مطرح می‌شود، زیرا پاسخ آن مشخص می‌کند که آیا تنها با چند ماه فشار و نوسان روبه‌رو هستید یا یک زمستان طولانی‌مدت در انتظار بازار است؛ موضوعی که می‌تواند به‌طور کامل استراتژی و نحوه تصمیم‌گیری شما را تغییر دهد.

در ادامه، بر اساس گزارشی از کریپتو نیوز (Crypto.News)، در ادامه با تکیه بر داده‌ها و الگوهای تاریخی بررسی می‌کنیم چرا امیدواری به پایان این دوره نزولی کاملاً منطقی و قابل استناد است.

چرا داده‌های تاریخی روزنه امیدی برای هولدرها هستند؟

برای درک بهتر موضوع، باید با اعداد و ارقام شروع کرد. بازار ارزهای دیجیتال با وجود تاریخچه نسبتاً کوتاه خود، به اندازه کافی چرخه‌های صعودی و نزولی را تجربه کرده که بتوان از دل آن‌ها الگوهای نسبتاً قابل اتکا استخراج کرد. یکی از مهم‌ترین این الگوها این است که بازارهای خرسی معمولاً از سقف تا کف، بین ۸ تا ۱۲ ماه طول می‌کشند.

اگر با همین معیار به چرخه فعلی نگاه کنیم، با توجه به اینکه بازار در اواخر ۲۰۲۵ به اوج رسیده و در میانه ۲۰۲۶ با ضعف عمیق مواجه شده، می‌توان گفت که اکنون از نقطه میانی بحران عبور کرده‌ایم. همین موضوع پایه یک خوش‌بینی محتاطانه را شکل می‌دهد؛ خوش‌بینی‌ای که می‌گوید تا اواخر ۲۰۲۶ می‌توان انتظار بهبود شرایط را داشت.

بازار خرسی سال ۲۰۱۸ که پس از اوج قیمتی اواخر ۲۰۱۷ شکل گرفت، باعث شد بیت کوین تا دسامبر ۲۰۱۸ وارد یک روند نزولی تقریباً یک‌ساله شود و در نهایت با افت حدود ۸۴ درصدی به کف خود برسد. در چرخه سال ۲۰۲۲ نیز، پس از اوج‌گیری بازار در اواخر ۲۰۲۱، روند نزولی تقریباً مشابهی تکرار شد و کف بیت کوین پس از فروپاشی صرافی FTX در اواخر ۲۰۲۲ با کاهش حدود ۷۷ درصدی شکل گرفت.

هم‌خوانی این چرخه‌ها از نظر مدت زمان و عمق ریزش، به داده‌های تاریخی اعتبار بیشتری می‌دهد و قدرت آن‌ها را در توضیح رفتار بازار تقویت می‌کند.

با این حال، باید میان «بازار خرسی» و «کل چرخه بازار» تفاوت قائل شد. بازه ۸ تا ۱۲ ماهه تنها مربوط به مرحله سقوط شدید و پرنوسان بازار است. اما یک چرخه کامل، که شامل تشکیل کف قیمتی، دوره تثبیت و سپس بازیابی تدریجی پیش از شروع روند صعودی بعدی می‌شود، معمولاً زمان بسیار طولانی‌تری دارد و اغلب با چرخه چهار ساله هاوینگ بیت کوین (Halving) هم‌راستا است.

در حال حاضر نیز بیش از ۵۰ درصد از عرضه بیت کوین در وضعیت زیان تحقق‌نیافته قرار دارد؛ الگویی که در داده‌های تاریخی، معمولاً با نواحی کف بازارهای خرسی بزرگ هم‌زمان بوده است.

چرا الان بدترین زمان فروش ارزهای دیجیتال است؟
نمودار عرضه بیت‌ کوین در وضعیت سود و زیان

راز طول عمر بازارهای خرسی: چرا این کابوس زودتر تمام نمی‌شود؟

زمان هشت تا دوازده ماهه کاملاً تصادفی نیست. بازار به این زمان نیاز دارد تا یک‌سری از فرآیندهای پیچیده و زمان‌بر را کامل کند.

فرآیند اول: تخلیه اهرم‌ها


در چرخه‌های صعودی، به‌دلیل هجوم معامله‌گران برای خرید با پول قرضی، حجم بالایی از اهرم‌ها در بازار انباشته می‌شود. پیش از آنکه بازار بتواند به کف پایدار برسد، این اهرم‌ها باید تخلیه شوند و از بین بروند. این فرآیند به‌صورت ناگهانی و یک شبه اتفاق نمی‌افتد، بلکه در قالب موج‌های متوالی ریزش قیمت رخ می‌دهد که هر بار موج جدیدی از لیکوئید شدن معاملات را به‌دنبال دارد. آبشارهای چند میلیارد دلاری لیکوئیدیشن که در ژوئن ۲۰۲۶ مشاهده شد نیز تنها بخشی از همین روند تدریجی و زمان‌بر است.

فرآیند دوم: تسلیم احساسات


بازارها تا حد زیادی بر پایه روان‌شناسی حرکت می‌کنند. تغییر احساسات معامله‌گران از اوج سرخوشی در یک بازار صعودی تا ناامیدی شدید در یک بازار نزولی، یک مسیر تدریجی و مرحله‌به‌مرحله است. سرمایه‌گذاران پس از رسیدن بازار به سقف قیمتی معمولاً ابتدا وارد فاز «انکار» می‌شوند، سپس به «امید» بازمی‌گردند، بعد از آن «ترس» بر تصمیم‌هایشان غالب می‌شود و در نهایت به مرحله «تسلیم» (Capitulation) می‌رسند؛ جایی که دارایی‌ها صرفاً از روی فشار روانی و بدون توجه به میزان ضرر فروخته می‌شوند.

این فرآیند چند ماهه دقیقاً زمانی خاتمه می‌یابد که خوش‌بینی عمومی، آرام‌آرام به ناامیدی مطلق سقوط کند!

فرآیند سوم: بازسازی بنیادین و شکل‌گیری تقاضا

پس از رسیدن بازار به سقف قیمتی، تقاضای سفته‌بازانه به‌تدریج از بین می‌رود. برای شکل‌گیری دوباره تقاضای واقعی و پایدار از سطوح پایین‌تر، لازم است خریداران جدید وارد بازار شوند و در قیمت‌های کف جذب شوند. در همین روند، پروژه‌های ضعیف و کم‌بنیه از بازار حذف می‌شوند و فضا برای بازسازی اعتماد و رشد تدریجی در طول دوره رکود فراهم می‌شود.

در واقع، بازه زمانی هشت تا دوازده ماهه دقیقاً همان دوره‌ای است که این فرآیندهای بنیادین در آن شکل می‌گیرند؛ دوره‌ای که بازار نمی‌تواند به‌صورت مصنوعی از آن عبور کند و نیازمند طی شدن طبیعی این مراحل است.

چرخه فعلی در برابر گذشته؛ آیا اوضاع این‌بار خطرناک‌تر است؟

بازار خرسی سال ۲۰۲۶ اگرچه در ظاهر مشابه الگوهای تاریخی است، اما در جزئیات تفاوت‌هایی دارد که می‌تواند مدت زمان آن را نسبت به الگوی معمول ۸ تا ۱۲ ماهه تغییر دهد. از نظر زمان‌بندی، چرخه در اواخر ۲۰۲۵ به اوج خود رسیده و از ابتدای ۲۰۲۶ وارد فاز نزولی شده است؛ بنابراین بازار اکنون در همان بازه‌ای قرار دارد که در چرخه‌های گذشته معمولاً به شکل‌گیری کف قیمتی منجر شده است.

با این حال، شدت اصلاح قیمت تا این لحظه در مقایسه با دو بازار خرسی قبلی کمتر بوده است. هرچند افت ۳۲ درصدی بیت کوین قابل توجه است، اما همچنان فاصله زیادی با ریزش‌های عمیق ۷۷ تا ۸۴ درصدی در چرخه‌های گذشته دارد.

حفظ سطح ۶۰ هزار دلار به‌عنوان کف چرخه می‌تواند این بازار خرسی را به یکی از کم‌عمق‌ترین دوره‌های نزولی تاریخ بیت کوین تبدیل کند.

این سناریو مانند یک شمشیر دولبه عمل می‌کند. در نگاه خوش‌بینانه، ورود زیرساخت‌های سازمانی پس از چرخه قبلی، از جمله ETFهای اسپات، افزایش حضور خزانه‌داری شرکت‌ها و شفاف‌تر شدن چارچوب‌های نظارتی باعث شده بازار به سطحی از حمایت برسد که در چرخه‌های گذشته وجود نداشت. این نهادها عملاً نقش یک ضربه‌گیر را ایفا می‌کنند و می‌توانند شدت ریزش‌های سنگین را محدود کنند.

اما در مقابل، دیدگاه بدبینانه می‌گوید اگر بازار همچنان مطابق الگوهای تاریخی حرکت کند، احتمال ریزش‌های عمیق‌تر همچنان وجود دارد و هنوز برای نتیجه‌گیری درباره رسیدن به «کف نهایی» زود است. در این میان، جریان سرمایه به صندوق‌های ETF به یکی از محرک‌های اصلی بازار تبدیل شده، اما خروج‌های قابل توجه از این صندوق‌ها نیز فشار فروش سنگینی را به چرخه فعلی وارد کرده است.

از سوی دیگر، وابستگی فزاینده بیت کوین به شرایط اقتصاد کلان و سیاست‌های فدرال رزرو باعث شده این چرخه نسبت به سال‌های گذشته ساختار متفاوت‌تر و پیچیده‌تری داشته باشد.

سیگنال‌های حیاتی: چگونه کف قطعی بازار را شکار کنیم؟

از آنجایی که بازه هشت تا دوازده ماه بیشتر یک راهنماست تا یک زمان‌سنج دقیق، وظیفه اصلی، شناسایی سیگنال‌هایی است که نشان می‌دهند کف قیمتی قدرتمندی در بازار در حال شکل‌گیری است.

سیگنال اول؛ خستگی روند و پایان فشار فروش

زمانی که ادامه ریزش‌ها و تخلیه اهرم‌ها دیگر منجر به ثبت کف‌های جدید قیمتی نمی‌شود و هم‌زمان حجم فروش در سطوح پایین به‌تدریج کاهش پیدا می‌کند، می‌توان این وضعیت را نشانه‌ای از نزدیک شدن به پایان فاز تخلیه اهرمی در نظر گرفت.

سیگنال دوم؛ بازگشت جریان سرمایه نهادی

یکی از ویژگی‌های مهم چرخه فعلی، نقش پررنگ ورود و خروج سرمایه نهادها و شرکت‌های بزرگ است. زمانی که روند خروج سرمایه متوقف شده و دوباره شاهد ورود پیوسته نقدینگی باشیم، این تغییر جهت می‌تواند یکی از قوی‌ترین نشانه‌ها برای پایان فاز نزولی باشد.

سیگنال سوم؛ اوج بدبینی و تغییر رفتار بازار

رسیدن شاخص ترس و طمع به سطوح بسیار پایین، مانند عدد ۱۳، نشان می‌دهد بازار وارد مرحله‌ای از ترس شدید شده است. در کنار آن، تمرکز سرمایه روی پروژه‌های قوی‌تر و خروج از پروژه‌های ضعیف‌تر نیز معمولاً نشانه‌ای از نزدیک شدن به پایان روند نزولی گسترده است.

عامل اصلی پایان زمستان کریپتو چیست؟ نقش فدرال رزرو در تغییر مسیر بازار

برای پیش‌بینی دقیق‌تر، باید مشخص کرد چه چیزی در نهایت موتور بازار خرسی را متوقف می‌کند. در چرخه‌های گذشته، این پایان بیشتر از دل عوامل درون‌زنجیره‌ای و داخلی بازار شکل می‌گرفت؛ برای مثال کف سال ۲۰۱۸ پس از ترکیدن حباب عرضه‌های اولیه سکه (ICO) و حذف پروژه‌های ضعیف و بی‌پشتوانه رقم خورد. همچنین کف ۲۰۲۲ پس از موج گسترده لیکوئیدیشن‌ها، فروپاشی اهرم‌های سنگین و بحران‌هایی مانند لونا (Terra)، تری اروز کپیتال (Three Arrows Capital) و صرافی اف‌تی‌ایکس (FTX) شکل گرفت. در همه این دوره‌ها، بازار زمانی به کف رسید که فشارهای داخلی و مازاد ریسک از سیستم خارج شده بود.

اما در چرخه فعلی، شرایط تا حدی متفاوت است. این‌بار نقش عوامل بیرونی پررنگ‌تر شده و مسیر بازار بیش از گذشته به شرایط کلان اقتصادی گره خورده است. به دلیل همبستگی بالای بازار ارزهای دیجیتال با اقتصاد جهانی، پایان این زمستان احتمالاً بیش از آنکه ناشی از پاک‌سازی درونی باشد، به تغییر جهت سیاست‌های پولی، به‌ویژه کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو آمریکا وابسته است.

در کنار آن، کاهش تنش‌های ژئوپلیتیک و همچنین فروکش کردن تب بازارهای پرهیجان مانند هوش مصنوعی نیز می‌توانند به‌عنوان عوامل مکمل، در بازگشت اعتماد و آغاز فاز بهبود نقش مهمی ایفا کنند.

تله خطرناک «این‌بار فرق می‌کند!»؛ اشتباهی که گران تمام می‌شود

زمانی که بحث الگوهای تاریخی مطرح می‌شود، معمولاً با یکی از فریبنده‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین جملات در دنیای سرمایه‌گذاری روبه‌رو هستیم: «این‌بار فرق می‌کند!». همین طرز فکر در بسیاری از دوره‌های گذشته باعث شده سرمایه‌گذاران در بدترین زمان ممکن از بازار خارج شوند.

این دیدگاه معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که ریزش‌ها آن‌قدر شدید می‌شوند که سرمایه‌گذاران تصور می‌کنند بازار دیگر توان بازگشت ندارد و سقوط فعلی یک روند دائمی است. در چنین شرایطی، دقیقاً در آخرین مراحل نزول و نزدیک به کف قیمتی، بسیاری از افراد با هیجان و ترس، دارایی‌های خود را با زیان سنگین می‌فروشند. با این حال، تاریخ بازار بارها نشان داده که این بدبینی شدید اغلب در نزدیکی نقاط کف رخ می‌دهد و پس از آن، روندهای بازیابی آغاز می‌شوند.

در همین راستا، تام لی در واکنش به فروش تمام بیت کوین‌های مارک کوبان گفته است که چنین رفتاری بیشتر شبیه «خروج از روی عصبانیت» یا Rage Quitting است؛ پدیده‌ای که به باور او معمولاً در مراحل پایانی هر زمستان بازار ارزهای دیجیتال دیده می‌شود.

استراتژی نهایی برای بقا و پیروزی در این بازار چیست؟

الگوهای تاریخی می‌توانند نقش یک قطب‌نمای نسبی را برای عبور از این دوره‌های سردرگمی ایفا کنند، البته به شرطی که با انتظارات واقع‌بینانه به آن‌ها نگاه شود. اگر بازار مطابق همان چارچوب ۸ تا ۱۲ ماهه گذشته حرکت کند و اوج چرخه را در اواخر ۲۰۲۵ در نظر بگیریم، می‌توان گفت اکنون از میانه مسیر عبور کرده‌ایم؛ به‌طوری که احتمال شکل‌گیری یک بازیابی قدرتمند در اواخر ۲۰۲۶ همچنان وجود دارد. این نگاه از نظر روانی اهمیت زیادی دارد، چون این دوره را نه یک سقوط بی‌پایان، بلکه یک فرآیند طبیعی و زمان‌مند در چرخه بازار تعریف می‌کند.

این الگو در واقع یادآوری می‌کند که فروش هیجانی و از روی ترس در چنین شرایطی، معمولاً به معنای خروج از بازار در نزدیکی همان نقاطی است که تاریخ نشان داده می‌توانند به کف‌های مهم تبدیل شوند. در نتیجه، مدیریت ریسک و پایبندی به چارچوب‌های زمانی اهمیت بیشتری از تلاش برای یافتن نقاط بازگشت دقیق دارد. بازارهای خرسی با ماه‌ها سنجیده می‌شوند، نه هفته‌ها؛ بنابراین به‌جای انتظار برای بازگشت‌های ناگهانی، باید بر مدیریت موقعیت‌ها و حفظ استراتژی تمرکز کرد.

در نهایت، سرمایه‌گذار موفق کسی است که با درک این چرخه‌های طولانی، در اوج ترس بازار دست به فروش نمی‌زند، بلکه در همین دوره‌های پراضطراب و طی یک فرآیند تدریجی، به انباشت دارایی‌های بنیادی ادامه می‌دهد. از سوی دیگر، اتکای بیش از حد به «نقطه‌زنی کف» در عمل بیشتر یک توهم است تا یک استراتژی قابل اتکا. در چنین بازاری، ترکیب نگاه تاریخی، صبر و دوری از هیجان، مهم‌ترین مزیت رقابتی سرمایه‌گذار محسوب می‌شود.

منبع خبر "ارزدیجیتال" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.