گروه اقتصادی - علیرضا عباسی کارشناس و تحلیلگر اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای ایرنا به بازخوانی الزامات اقتصاد ایران در دوران پسا جنگ پرداخته و معتقد است: توافق سیاسی، اگر به اصلاحات ساختاری در اقتصاد منجر نشود، تنها یک آرامش موقت خواهد بود.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
توافق سیاسی، اگر به اصلاح اقتصادی منتهی نشود، تنها یک آتشبس موقت است. کشورهایی که سالها در وضعیت تحریم، جنگ اقتصادی، نااطمینانی خارجی و محاصره مالی زندگی کردهاند، بهتدریج مجموعهای از نهادها، مقررات، مجوزها، قیمتگذاریها، سهمیهبندیها و کنترلها را میسازند که در ابتدا برای بقا طراحی شدهاند، اما پس از مدتی خود به مانع حیات اقتصادی تبدیل میشوند. اقتصاد ایران امروز دقیقاً در برابر چنین لحظهای ایستاده است: لحظه عبور از منطق «اداره اقتصاد در شرایط اضطرار» به منطق «ساختن اقتصاد در شرایط گشایش».
تجربه آرژانتین در دوره خاویر میلی، با همه تفاوتهای تاریخی، سیاسی و اجتماعیاش، یک درس روشن دارد: تورم، رکود، فرار سرمایه و فقر مزمن تنها با شعار درمان نمیشود. اقتصاد بیمار به جراحی نهادی نیاز دارد. میلی در آرژانتین نشان داد که مهار تورم بدون انضباط مالی ممکن نیست؛ آزادسازی اقتصاد بدون اعتمادسازی پولی پایدار نمیماند و جهانیشدن بدون کاهش مداخله دستوری دولت به نتیجه نمیرسد. البته نسخه آرژانتین بیهزینه نبود. شوک اصلاحات، فشار اجتماعی، تضعیف بخشی از صنایع کمرقابت و نارضایتی طبقات آسیبپذیر را به همراه داشت. از همین رو، درس آرژانتین برای ایران تقلید کورکورانه نیست؛ فهم معماری اصلاحات است.
در سالهای تحریم، اقتصاد ایران ناگزیر به ساختن سپرهای دفاعی شد: ارز چندنرخی، سهمیه واردات، قیمتگذاری دستوری، ممنوعیتهای تجاری، اولویتبندیهای پیچیده، مجوزهای متعدد، کنترل صادرات، محدودیت نقلوانتقال پول، دخالت در زنجیره تأمین، و توزیع اداری منابع کمیاب. این سازوکارها در شرایط محاصره شاید قابل توضیح بودند، اما در دوره پساتوافق، ادامه آنها دیگر سیاست حمایتی نیست؛ بازتولید اقتصاد کمبازده، رانتی و ضدسرمایهگذاری است.
اقتصاد پساتوافق باید با یک اصل ساده آغاز شود: همانطور که مقررات جنگی برای زمان جنگ نوشته میشوند، باید برای زمان صلح نیز مقررات تازه نوشته شود. نمیتوان با ذهنیت پناهگاهی، فرودگاه ساخت. نمیتوان با اقتصاد کوپنی، به زنجیره ارزش جهانی پیوست. نمیتوان با قیمتگذاری اداری، سرمایهگذار خارجی را دعوت کرد. نمیتوان با ارز چندنرخی، تولید رقابتی آفرید. نمیتوان با دستور، صادرات پایدار ساخت.
ایران در صورت گشایش مالی و تجاری، به یک «برنامه خروج از اقتصاد اضطراری» نیاز دارد. این برنامه باید زمانبندی، شفاف، قابل سنجش و غیرقابل بازگشت باشد:
نخستین گام، تکنرخیسازی واقعی ارز است؛ نه به معنای رهاسازی بیمحابا، بلکه به معنای حذف رانت، حذف صف، حذف امضاهای طلایی و تبدیل ارز به یک قیمت شفاف در بازار رسمی.
دومین گام، پایان دادن به قیمتگذاری دستوری در کالاهایی است که بازار رقابتی دارند.
سومین گام، آزادسازی هدفمند واردات مواد اولیه، ماشینآلات، دارو، تجهیزات پزشکی، قطعات صنعتی و فناوریهای تولید است.
چهارمین گام، بازطراحی نظام یارانهای از حمایت از قیمت به حمایت مستقیم از خانوار است.
پنجمین گام، بازگشت بانکها، بیمهها، حملونقل و لجستیک ایران به استانداردهای جهانی است.
سه نیاز اقتصاد ایران برای رشد و بازسازی
جهانیسازی اقتصاد ایران به معنای واگذاری کشور به بازارهای خارجی نیست؛ به معنای پیوند دادن ظرفیت ملی با فرصت جهانی است. ایران برای رشد بالا به سه چیز نیاز دارد: سرمایه، فناوری و بازار. تحریم هر سه را محدود کرده است. توافق، اگر درست مدیریت شود، میتواند این سه قفل را باز کند. اما باز شدن قفل خارجی کافی نیست؛ قفل داخلی نیز باید باز شود. بسیاری از فعالان اقتصادی ایران بیش از آنکه از رقیب خارجی بترسند، از بخشنامه داخلی میترسند. بیش از آنکه از نوسان بازار جهانی آسیب ببینند، از تغییر ناگهانی مقررات داخلی زیان میبینند. بیش از آنکه از کمبود استعداد رنج ببرند، از نااطمینانی نهادی فرسوده شدهاند.
در این نقطه باید نقش دولت تغییر کند: دولت پساتوافق نباید تاجر، قیمتگذار، توزیعکننده، صادرکننده، واردکننده و داور همزمان باشد. دولت باید معمار قواعد بازی باشد؛ ضامن رقابت، حافظ ثبات پولی، پشتیبان اقشار آسیبپذیر، ناظر بر انحصارها، و سرمایهگذار در زیرساختهای عمومی.
اقتصاد جهانی با دولت ضعیف ساخته نمیشود؛ با دولت هوشمند ساخته میشود. دولت هوشمند کمتر دستور میدهد، اما بهتر تنظیمگری میکند. کمتر قیمت تعیین میکند، اما بیشتر رقابت میسازد. کمتر مداخله روزمره میکند، اما بیشتر آینده را طراحی میکند.
اقتصاد ایران به یک پیمان ملی نیاز دارد
ایران برای جهش پساتوافق، به یک پیمان ملی اقتصاد نیاز دارد؛ پیمانی میان دولت، بخش خصوصی، کارگران، کارآفرینان، دانشگاهیان و جامعه مدنی. این پیمان باید صادقانه بگوید که اصلاحات هزینه دارد، اما ادامه وضع موجود هزینهای سنگینتر دارد.
تورم مزمن، فقر پنهان، فرار سرمایه، مهاجرت نخبگان، رکود تولید، فساد اداری و بیاعتمادی عمومی، مالیات خاموشی است که جامعه هر روز میپردازد. اصلاحات اگر با عدالت اجتماعی همراه شود، میتواند امید بسازد. اگر بدون حمایت از طبقات آسیبپذیر اجرا شود، میتواند مقاومت اجتماعی ایجاد کند. نسخه ایران باید ترکیبی از انضباط مالی، آزادی اقتصادی، حمایت اجتماعی هوشمند و اتصال جهانی باشد.
پساتوافق باید به معنای پایان اقتصاد دستوری باشد. باید اجازه داد قیمتها پیام بدهند، سرمایهها حرکت کنند، بنگاهها رقابت کنند، صادرکنندگان نفس بکشند، واردکنندگان مواد اولیه و فناوری را سریع وارد کنند، بانکها با جهان کار کنند، و تولیدکنندگان ایرانی به جای جنگیدن با مجوزها، با رقبای جهانی رقابت کنند. ایران اگر میخواهد از فرصت صلح و توافق استفاده کند، باید از اقتصاد ادارهشده با ترس به اقتصاد هدایتشده با اعتماد عبور کند.
تجربه آرژانتین به ما میگوید که تورم با فرمان پایین نمیآید بلکه با توقف کسری، مهار خلق پول، اصلاح قیمتهای نسبی و بازسازی اعتماد کاهش مییابد. همچنین هشدار میدهد که اصلاحات بدون سپر اجتماعی، دردناک و شکننده میشود. ایران باید از موفقیت ملی، جسارت بیاموزد و از عیبهای او احتیاط.
اصلاحات اقتصادی نباید به بیتوجهی اجتماعی تبدیل شود؛ آزادسازی نباید به رهاسازی فقرا تعبیر شود؛ جهانیسازی نباید به نابودی تولید ملی بینجامد پس در حقیقت هنر سیاستگذاری بزرگ، ساختن پلی میان بازار آزاد و عدالت اجتماعی است.
اکنون زمان تصمیمهای بزرگ است. اگر توافق حاصل شود، ایران با یکی از نادرترین پنجرههای تاریخی خود روبهرو خواهد شد: امکان بازگشت به تجارت جهانی، احیای سرمایهگذاری، نوسازی صنعت، توسعه زیرساختها، جذب فناوری، کاهش تورم، ایجاد اشتغال و بازسازی امید عمومی. اما این پنجره برای همیشه باز نمیماند. اقتصادها گاهی نه به دلیل نبود فرصت، بلکه به دلیل ناتوانی در استفاده از فرصت شکست میخورند.
ایران میتواند پس از سالها فشار، از اقتصاد بقا به اقتصاد پرواز برسد. شرط آن روشن است: برداشتن ساختارهای کنترلی دوران تحریم، پایان دادن به اقتصاد دستوری، بازگشت به قواعد رقابت، احترام به سرمایه، حمایت هوشمند از مردم، و پیوند دوباره با جهان.
توافق سیاسی آغاز راه است؛ توافق اقتصادی با آینده، کار بزرگتری است که باید بلافاصله آغاز شود.








