متن پیام نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
﴿إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ﴾
صدق الله العظیم.
سرورم، ای امام!
برخی واژهها گسترهای فراتر از آن دارند که در فرهنگهای لغت بگنجند.
برخی موضعگیریها از مرزهای زمان فراتر میروند، و برخی مردان چناناند که از شمار افراد فراتر میایستند؛ آنگونه که گفته میشود: «امتی در قامت یک مرد.»
در روز وداع با شما، ای پیشوای امت، ای شهیدِ شاهد!
شما، ای امام، در حافظه نسلها و در قامت الگویی جاودانه که هرگز از یاد نخواهد رفت، ماندگار خواهید بود. آنان به مواضع پیشگامانه شما بازخواهند گشت و ما نیز بازخواهیم گشت؛ همان مواضعی که خواب را از چشم ستمگران، طاغوتها و متجاوزان ربود:
این همان انقلاب اسلامی ایران است که ما آن را زیستیم و در متن آن زندگی کردیم؛ در پیوند و ارتباط با حضرت امام سید موسی صدر، و در اتصال به امام راحل، آیتالله سید روحالله موسوی خمینی، همراه با شهید مصطفی چمران؛ آنگاه که امام صدر با قلم خویش «ندای پیامبران» را نگاشت و شرق و غرب را به خاطر ایران و لبنان مخاطب قرار داد.
پیش از دیدار با شما، همچون خورشیدی درخشان برای سپیدهدمی نو بودید، و چه بسیار که گوش، پیش از چشم، شیفته میشود. هنگامی که برای نخستین بار، در آغاز دهه نود میلادی، به دیدارتان نائل آمدم، مرا به آستانه امامان بزرگ بردید و در همان دیدار، همه آنچه بود، آنچه باید باشد، آنچه ما باید در آن و بر آن باشیم، و آنچه میتواند مرهمی بر زخمها باشد و انسان را از ورق زدن صفحات بسیار یک کتاب بینیاز کند، در کلامتان خلاصه شد.
«برادر عزیزم، استاد نبیه! و از طریق شما، به برادران و خواهران عزیز در جنبش امل؛ گوشت تو از گوشت من است و خون تو از خون من؛ صلح تو صلح من است و جنگ تو جنگ من. ما فرزندانی هستیم که برخی از برخی دیگرند. وحدت، سپس وحدت، سپس وحدت؛ و آن هم در همه عرصهها.»
ما با این سخن وحدتآفرین خو گرفتیم؛ سخنی که امروز بر زبان همگان جاری است، بر پایه رویارویی با دشمن صهیونیستی که کودکان را پیش از بزرگسالان، سالخوردگان را پیش از جوانان هدف قرار داد، تا روح مقاومت را از لبنان برکند؛ همان دشمنی که کشور را چنان ویران ساخت که برخی روستاها تنها اثری پس از عین شدند، و دریایی از شهیدان، مجروحان، اسیران و استوارمردانی بر جای گذاشت که همچنان بر آتش آرمان، بر ماشه مقاومت و بر پاسداری از وصیت ایستادهاند.
سرورم، ای امام؛ ای شهیدِ رفته و حاضر!
هنوز در ماه محرم هستیم؛ هنوز این مصیبت، بزرگ و جانکاه است؛ و هنوز چراغ هدایت فروزان است. همچنان امام حسین(ع) جهتنمای راه و فریاد طنینانداز تاریخ است:
«دامنهایی پاک، نیاکانی پاکیزه، عزتی سربلند و جانهایی سرفراز که هرگز فرمانبرداری از فرومایگان را بر شهادتگاه آزادگان ترجیح نمیدهند؛ و هر اندازه که بهای فداکاریها سنگین باشد، هرگز راه خود را دگرگون نخواهیم کرد.»
ای فرزند دودمان امامان!
سرنوشت امامان، و سرنوشت شما که از خاندان پاک آنان هستید، آن بوده است که مظلومانه و با خیانت به شهادت برسند؛ با قتل و ضربه از پشت؛ همانگونه که شما در محراب نماز بودید و قرآن در میان دو دستتان قرار داشت... آه، شب قدر!
در واپسین طواف شما، از تهران تا نجف، از نجف تا کربلا، از کربلا تا سامرا، و سرانجام تا مشهد مقدس و بارگاه نورانی رضوی، شما را با دعا و آن فریاد جاودانه به یاد میآورم:
«گویی میبینم که بند بند پیکرم را گرگان بیابان، میان نواویس و کربلا، از هم میدرند؛ و هر روز، عاشوراست.»
خوشا به حال آن سرزمینی که پیکر شما را در آغوش میگیرد؛ سرزمینی که شریفترین میهمانان را، در مقام شهادت، در جوار پیامبران، اولیای الهی، امامان و صدیقان استقبال میکند؛ و چه نیکو رفیقانی هستند.
«وَإِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ».