به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، تبعات و پسلرزههای رویارویی اخیر در منطقه و عملیات گسترده پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی ایران، همچنان در کانون توجه محافل تحلیلی و اقتصادی غرب قرار دارد. در همین راستا، نشریه بریتانیایی «اکونومیست» در تازهترین پادکست تحلیلی خود عنوان «شورای همکاری خلیج فارس: گام بعدی برای منطقه چیست؟»، به بررسی عمق آسیبپذیری ساختاری و اقتصادی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس پرداخته است.
در این برنامه 24 دقیقهای که با حضور «گرگ کارلستروم»، خبرنگار ارشد خاورمیانه اکونومیست برگزار شد، اعتراف میشود که قدرتنمایی اخیر ایران و بسته شدن چهارماهه تنگه هرمز که دهها میلیارد دلار خسارت به زیرساختهای این کشورها وارد کرد، «شوک مهلکی» به شالوده اقتصادی منطقه وارد کرده و توهم امنیت را در این کشورها در هم شکسته است.
در ادامه، مشروح این گزارش و تحلیل اکونومیست از وضعیت بغرنج کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ارائه میشود:
فروپاشی ادراک «ثبات»؛ از پمپ بنزین تا اقتصادهای شکننده
اکونومیست در ابتدای تحلیل خود یادآور میشود که ماهیت کشورهای حاشیه خلیج فارس نسبت به دهههای 1980 و 1990 (که صرفاً حکم پمپبنزین جهان را داشتند) تغییر کرده است. این کشورها در سالهای اخیر تلاش کرده بودند با جذب میلیونها نیروی کار خارجی، تأسیس صندوقهای ثروت حاکمیتی و توسعه خطوط هوایی، خود را به قطبهای لجستیکی و گردشگری تبدیل کنند.
اما کارلستروم تأکید میکند که تمامی این رؤیاپردازیهای اقتصادی و پروژههای عظیم، تنها بر یک پایه استوار بود: «ادراک ثبات و امنیت». عملیات مقتدرانه ایران به وضوح نشان داد که این امنیت تا چه حد شکننده است و این ادراک در نگاه سرمایهگذاران غربی و نیروی کار خارجی به شدت آسیب دیده است.
چالشهای سهگانه حکام عرب در دوران پساجنگ
بر اساس گزارش اکونومیست، کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون در میان یک سردرگمی استراتژیک با سه چالش بنیادین دستوپنجه نرم میکنند:
1. بحران بازسازی اعتماد (فرار سرمایه و نیروی کار): بزرگترین دغدغه فعلی این دولتها، بازگرداندن احساس امنیت به سرمایهگذاران، توریستها و میلیونها نیروی کار خارجی است که اقتصاد این کشورها کاملاً به آنها وابسته است.
2. وحشت از وابستگی به تنگه هرمز و تغییر اجباری ریل اقتصاد: بسته شدن چهارماهه تنگه هرمز به وضوح نشان داد که شریان حیاتی این کشورها تا چه حد در دسترس و آسیبپذیر است. این شوک باعث شده تا کشورهای عربی با دستپاچگی به دنبال مسیرهای لجستیکی جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز باشند و منابع خود را از پروژههای فانتزی، به سمت تأمین امنیت فیزیکی و امنیت غذایی سوق دهند.
3. فروپاشی اعتماد به آمریکا و تشدید اختلافات داخلی: شاید مهمترین پیامد ژئوپلیتیک تحولات اخیر، بیاعتمادی مطلق کشورهای منطقه به چتر امنیتی واشنگتن باشد. اکونومیست صراحتاً اذعان میکند که کشورهای حاشیه خلیج فارس دیگر به آمریکا به عنوان یک شریک امنیتی قابلاتکا نگاه نمیکنند. از سوی دیگر، اختلافات قدیمی و بیاعتمادی درونی میان خود اعراب نیز همچنان پابرجاست و مانع از هرگونه همکاری جمعی مؤثر میشود.
کدام کشورها در لبه پرتگاه قرار دارند؟
تحلیلگر اکونومیست در بررسی وضعیت تکتک این کشورها، تصویری تاریک از آینده برخی از آنها ارائه میدهد:
بحرین در بحرانیترین وضعیت: این کشور با نسبت بسیار بالای بدهی به تولید ناخالص داخلی، ذخایر ارزی تهیشده و وابستگی مطلق به صادرات نفتی که در طول جنگ مختل شد، در بدترین شرایط ممکن قرار دارد و برای بقا، نیازمند کمکهای مالی فوری از سوی همسایگان خود است.
سراب گردشگری برای سعودیها و دیگران: عربستان سعودی، کویت، قطر و عمان در وضعیت میانهای قرار دارند، اما با توجه به بالا رفتن ریسک امنیتی منطقه، مسیر آنها برای تبدیل شدن به هابهای تجاری و گردشگری بسیار سخت و ناهموار شده است.
تقلاهای امارات: در این میان، امارات متحده عربی به واسطه قدرت مالی بیشتر و سرمایهگذاریهای پیشین برای توسعه بنادر جایگزین جهت دور زدن تنگه هرمز، تلاش میکند تا حدودی تبعات این شوک را کنترل کند.
آینده منطقه؛ پایان ولخرجیها و سایه سنگین ریسک
کارلستروم در جمعبندی خود خاطرنشان میکند که تحولات اخیر، مسیر سرمایهگذاریها در خلیج فارس را به طور کامل تغییر خواهد داد. انتظار میرود بودجههای کلان به جای ساخت آسمانخراشها و تفرجگاههای لوکس، به سمت خریدهای تسلیحاتی، توسعه راههای جایگزین لجستیکی و ایجاد مزارع هیدروپونیک برای تضمین «امنیت غذایی» سرازیر شود.
اکونومیست در پایان با اشاره به تحولات سیاسی آمریکا و بازگشت احتمالی دونالد ترامپ تأکید میکند که در بهترین حالت، تنها یک توافق موقتِ بدون صلح جامع شکل خواهد گرفت؛ این بدان معناست که سایه سنگینِ ریسک و ناامنی برای سالهای متمادی بر سر اقتصاد کشورهای وابسته حاشیه خلیج فارس باقی خواهد ماند و کشورهایی که از ذخایر ارزی و مسیرهای جایگزین بیبهرهاند، با بحرانهای ساختاری عمیقی روبرو خواهند شد.
انتهای پیام/