دو لبه قیچی؛ از تعرفه‌های احمقانه ترامپ تا سیاست‌ عوام‌فریبانه سندرز | لایحه هوش مصنوعی سندرز فاشیستی است؟ | هوش مصنوعی متعلق به همه است؟

اقتصادنیوز جمعه 12 تیر 1405 - 12:53
اقتصادنیوز: هوش مصنوعی نیز مانند هر صنعت دیگری توسط کارآفرینان و تولیدکنندگان ساخته می‌شود و محصولات آن در بازار مبادله می‌گردد. این ادعا که «هوش مصنوعی متعلق به میلیاردرها نیست؛ بلکه به مردم تعلق دارد»، شبیه به این است که ادعا کنیم سیب‌زمینی متعلق به کشاورزان نیست بلکه متعلق به «مردم» است، و بنابراین ۵۰ درصد از تمام زمین‌های کشاورزی باید توسط دولت مصادره شود.

به گزارش اقتصادنیوز، برنی سندرز، سناتور آمریکایی، در لایحه‌ای پیشنهاد داده که 50 درصد سهام برخی شرکت‌های مطرح حوزه هوش مصنوعی به دولت آمریکا واگذار شود. 

امیرحسین اشتیاقی، پژوهشگر اقتصادی و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، در مقاله‌ای با عنوان «چرا لایحه هوش مصنوعی برنی سندرز فاشیستی و خطرناک است» (Why Bernie Sanders’s AI Bill Is Fascistic and Dangerous) که در وبسایت بنیاد میزس منتشر شده، لایحه هوش مصنوعی برنی سندرز را مورد نقد و بررسی قرار داده و ترجمه فارسی این مقاله را در اختیار اقتصادنیوز نیز قرار داده است. 

****

برنی سندرز یک پوپولیست سوسیالیست است. ناآشنایی او با اصول اولیه اقتصاد توضیح می‌دهد که چرا او دانمارک را سوسیالیست می‌داند. یک نخست‌وزیر پیشین دانمارک زمانی به‌طور ضمنی به چنین ادعاهایی واکنش نشان داد و خاطرنشان کرد که اقتصاد دانمارک سوسیالیستی نیست، بلکه یک اقتصاد بازار است. اما حقیقت برای چپ‌گرایان آمریکایی اهمیتی ندارد.

او اکنون دوباره با لایحه‌ای که مشارکت دولت را در بخش هوش مصنوعی گسترش می‌دهد، خبرساز شده است (این طرح واگذاری 50 درصد سهام برخی شرکت‌های مطرح حوزه هوش مصنوعی به دولت آمریکا را پیشنهاد می‌دهد) - طرحی که برخلاف ادعای حامیانش، می‌تواند پیامدهای فاجعه‌باری داشته باشد. در ادامه، این پیامدها به‌طور خلاصه بررسی می‌شوند.

این یک سیاست فاشیستی است

ایتالیای فاشیست و آلمان نازی، پس از اتحاد جماهیر شوروی، از جمله کشورهایی بودند که بالاترین سطح مالکیت دولتی و کنترل دولت بر اقتصاد را داشتند. در هر دو کشور آلمان و ایتالیا، دولت کنترل بسیاری از شرکت‌ها را در دست داشت، در حالی که شرکت‌های خصوصی تحت نظارت و مداخله شدید دولت فعالیت می‌کردند. نازی‌ها تقریباً نیمی از اقتصاد را ملی کردند و سپس از مقررات گسترده‌ای برای درآوردن بخش خصوصی تحت کنترل دولت استفاده کردند. موسولینی نیز رویکرد مشابهی را دنبال کرد. دولت تعیین می‌کرد که چه کالاهایی تولید شوند، چگونه تولید شوند و به چه شکلی عرضه گردند.

سندرز می‌گوید که هوش مصنوعی متعلق به میلیاردرها نیست، بلکه متعلق به مردم است. فاشیست‌ها و نازی‌ها نیز از همین استدلال - مبنی بر اینکه بخش خصوصی باید همسو با منافع عمومی سازماندهی شود - برای توجیه مداخله گسترده در بازار استفاده کردند. در واقع، هیتلر و موسولینی توانستند ابزار تولید را تقریباً به همین روش و بدون برکناری مدیران شرکت‌ها کنترل کنند.

مقایسه سندرز با فاشیسم ممکن است غیرعادی به نظر برسد، اما نباید فراموش کرد که رهبران اصلی فاشیسم ایتالیا، از جمله موسولینی، پیش از آنکه فاشیست شوند، در ابتدا سوسیالیست بودند. در واقع، همان‌طور که توماس دی‌لورنزو در کتاب خود با عنوان «مسئله سوسیالیسم» استدلال می‌کند، فاشیسم ریشه‌های سوسیالیستی داشت.

در خصوص مالکیت دولتی و نفوذ دولت بر هوش مصنوعی، سندرز و ترامپ رویکردهای مشابهی اتخاذ می‌کنند. ترامپ خود اعتراف کرده است که دیدگاه‌های اقتصادی رأی‌دهندگان او و رأی‌دهندگان سندرز «چندان از هم دور نیستند» - و این شاید یکی از معدود اظهارات صادقانه‌ای باشد که ترامپ در زندگی خود بیان کرده است. در واقع، هر دو پوپولیست هستند و به دنبال گسترش قدرت دولت و تضعیف اقتصاد بازار آزاد می‌باشند.

بنابراین، پیشنهاد سندرز یا پیشنهادهای مشابه، می‌تواند به دولت اجازه دهد تا کنترل صنعت هوش مصنوعی را در دست بگیرد، در حالی که ظاهر مالکیت خصوصی حفظ می‌شود. از این منظر، چنین پیشنهادهایی را می‌توان به‌طور منطقی فاشیستی توصیف کرد، زیرا آن‌ها امکان کنترل دولت بر تولید را بدون لغو رسمی بخش خصوصی فراهم می‌کنند.

انستیتو میزس

Why Bernie Sanders’s AI Bill Is Fascistic and Dangerous - امیرحسین اشتیاقی

تهدیدی برای آزادی‌های مدنی

دولت‌ها همواره از آژانس‌های اطلاعاتی و نهادهای وابسته برای محدود کردن آزادی‌های اجتماعی، ساکت کردن مخالفان و نظارت بر کاربران در فضای آنلاین استفاده کرده‌اند. آن‌ها همچنین پلتفرم‌های مختلف را تحت فشار قرار می‌دهند تا داده‌های کاربران را تحویل دهند تا بتوان از آن‌ها برای سرکوب مخالفان استفاده کرد. اگر دولت مالک شرکت‌های هوش مصنوعی شود، قادر خواهد بود اطلاعات کاربران را آزادانه و بدون هیچ مانعی جمع‌آوری کند.

حامیان سندرز ممکن است در خفا بر این باور باشند که این ابزار مفیدی برای نظارت بر مخالفان خواهد بود و به دولت اجازه می‌دهد کسانی را که با ایدئولوژی چپ‌گرایانه آن‌ها مخالفند شناسایی و ساکت کند. با این حال، باید به خاطر داشت که این قدرت به دولت اعطا می‌شود، نه به یک حزب سیاسی خاص. اگر چهره‌هایی مانند ترامپ - یا هر شخصیت اقتدارگرای دیگری - به قدرت برسند، این اختیار به دست آن‌ها خواهد افتاد و به آن‌ها اجازه می‌دهد تا همان چپ‌گرایان را سرکوب کنند. این امر به دولت‌ها قدرت می‌دهد تا بر هر کسی که «عنصر نامطلوب» می‌دانند، نظارت کنند. در نهایت، این مسئله می‌تواند تهدیدی جدی برای آزادی باشد.

سیاستمداران در حال حاضر از قدرت قابل‌توجهی برخوردارند؛ کنترل بر هوش مصنوعی این قدرت را چندین برابر خواهد کرد - و قدرت بیشتر، فساد بیشتری به همراه می‌آورد.

تضعیف نوآوری

این سیاست نوآوری را تهدید می‌کند. جانبداری دولت (حمایت‌های ویژه دولتی) می‌تواند ورود بازیگران جدید و خلاق به بازار را دشوار کند و روند «تخریب خلاق» را کند نماید. همچنین باید توجه داشت که مدیران شرکت‌های هوش مصنوعی ممکن است حتی از چنین وضعیتی استقبال کنند، زیرا می‌تواند به آن‌ها اجازه دهد رقبای جدید در صنعت را حذف کرده و به یک موقعیت انحصاری دست یابند.

گذشته از این، زمانی که دولت وارد میدان شود، شرکت‌ها می‌توانند به حمایت سیاستمداران تکیه کنند تا دیگر مجبور نباشند با شرکت‌های غیرآمریکایی رقابت کنند. آن‌ها حتی ممکن است از این استدلال که دولت سهامدار شرکت‌های هوش مصنوعی است استفاده کنند تا ممنوعیت استفاده از سیستم‌های هوش مصنوعی سایر کشورها در ایالات متحده را توجیه کنند.

حمایت مدیران برخی از شرکت‌های هوش مصنوعی از پیشنهادهایی که منجر به دخالت دولت در این صنعت می‌شود، بسیار مشکوک است. باید منتظر بمانیم و ببینیم چه اتفاقی می‌افتد، اما این امکان وجود دارد که لایحه سندرز در واقع به همان میلیاردرها کمک کند تا رقبای خود را حذف کنند.

نباید جلوی فناوری را گرفت

مانع‌تراشی در مسیر رشد فناوری، هم احمقانه و هم مضر است. این ادعا که هوش مصنوعی مشاغل را از بین می‌برد، استدلالی فریبکارانه و گمراه‌کننده است. مخالفت با هوش مصنوعی به منظور حفظ مشاغلی خاص، به همان اندازه غیرمنطقی است که بخواهیم جلوی گسترش اینترنت را بگیریم، فقط به این دلیل که استفاده از ایمیل باعث شد برخی از کارکنان پست مشاغل خود را از دست بدهند.

با همین منطق، ما باید لامپ را ممنوع می‌کردیم زیرا منجر به از دست رفتن مشاغل در صنعت شمع‌سازی شد. به همین ترتیب، باید ماشین‌آلات نساجی مدرن را کنار می‌گذاشتیم زیرا اجازه می‌دادند همان مقدار لباس با کارگران کمتری تولید شود.

اگر این خط استدلال را تا نتیجه منطقی آن دنبال کنیم، باید به عصر حجر برگردیم. نوآوری نباید متوقف شود. پیشرفت فناوری و نوآوری، موتورهای اصلی رشد بهره‌وری و ارتقای استانداردهای زندگی هستند. درست همان‌طور که مشاغل قدیمی از بین می‌روند، فرصت‌های شغلی جدیدی پدیدار می‌گردند. برای مثال، بسیاری از کارگران صنایع سنتی می‌توانند در بخش‌های جدیدتر و سازنده‌تر اقتصاد کار پیدا کنند. ما نباید مانع رشد صنایعی شویم که می‌توانند زندگی میلیاردها نفر را بهبود بخشند، آن هم صرفاً به خاطر حفظ مشاغل تعداد محدودی از افراد.

یک ادعای پوپولیستی

هوش مصنوعی نیز مانند هر صنعت دیگری توسط کارآفرینان و تولیدکنندگان ساخته می‌شود و محصولات آن در بازار مبادله می‌گردد. این ادعا که «هوش مصنوعی متعلق به میلیاردرها نیست؛ بلکه به مردم تعلق دارد»، شبیه به این است که ادعا کنیم سیب‌زمینی متعلق به کشاورزان نیست بلکه متعلق به «مردم» است، و بنابراین ۵۰ درصد از تمام زمین‌های کشاورزی باید توسط دولت مصادره شود.

سندرز در سر دادن شعارهایی مانند «میلیاردرها نباید وجود داشته باشند» استاد است و در این انتخاب کاملاً استراتژیک عمل می‌کند. اگر او کلمه «میلیاردرها» را با «میلیونرها» جایگزین می‌کرد، این شعار ناگزیر دامن خود او و سلبریتی‌های چپ‌گرا را نیز می‌گرفت. به نفع اوست که حسادت‌ها را به سمت میلیاردرها سوق دهد تا از این طریق، خود را از خشم عمومی در امان نگه دارد.

اگر ثروت ذاتاً شر است، پس میلیونر بودن نیز به همان اندازه شر محسوب می‌شود. در این صورت، جناح چپ مجبور می‌شد شعارهایی سر دهد مانند «میلیونرها نباید وجود داشته باشند» - یا شاید حتی بگوید «لعنت بر شان پن، اپرا و سندرز». به هر حال، همه آن‌ها میلیونر هستند.

مزایای هوش مصنوعی تنها نصیب میلیاردرها نمی‌شود؛ میلیاردها نفر در سراسر جهان از این ابزارها استفاده می‌کنند - در پزشکی، آموزش و هزاران زمینه دیگر. اگر شرکت‌های خصوصی، بدون رانت‌جویی یا دریافت کمک‌های دولتی، از طریق نوآوری و خلاقیت سود کسب کنند، ذاتاً هیچ ایرادی در آن وجود ندارد. هیچ‌کس مجبور به استفاده از هوش مصنوعی نیست؛ کسانی که استفاده از هوش مصنوعی را انتخاب می‌کنند، در واقع با پول خود رای می‌دهند تا به شرکت‌هایی که این خدمات را ارائه می‌دهند پاداش دهند. فقط می‌توان امیدوار بود که خود سندرز از این ابزارها استفاده نکرده یا حساب کاربری هوش مصنوعی نداشته باشد - زیرا اگر چنین کرده باشد، در واقع در حال پر کردن جیب همان سرمایه‌دارانی است که ادعا می‌کند از آن‌ها متنفر است.

سوءاستفاده از صندوق ثروت عمومی

سیاستمداران می‌توانند از صندوق‌های ثروت ملی سوءاستفاده کنند. در روسیه، ولادیمیر پوتین از صندوق ثروت ملی برای تامین مالی جنگ در اوکراین استفاده کرده است. دولت ایالات متحده نیز به همان راحتی می‌تواند از چنین صندوقی برای تامین مالی جنگ یا نقض حقوق بشر سوءاستفاده کند. در این سناریو، درآمدهای حاصل از هوش مصنوعی به جای سرمایه‌گذاری‌های حیاتی در زمینه نوآوری، منحرف شده و به سمت تولید بمب‌هایی هدایت می‌شود که قرار است بر سر مردم بی‌گناه ریخته شود.

نتیجه‌گیری

متاسفانه، به نظر می‌رسد سیاستمداران هر دو حزب اصلی آمریکا مصمم هستند تا بازار آزاد و ارزش‌های لیبرالیسم کلاسیک را تضعیف کنند. از تعرفه‌های احمقانه ترامپ گرفته تا سیاست‌های سوسیالیستی و عوام‌فریبانه سندرز، هر دو به طور فعال در حال از بین بردن پایه‌های آزادی اقتصادی هستند.

آمریکایی‌ها نباید احساس کنند که مجبورند بین ناسیونالیسم اقتصادی و سوسیالیسم یکی را انتخاب کنند، درست همان‌طور که در قرن بیستم هرگز واقعاً مجبور نبودند بین فاشیسم و سوسیالیسم یکی را برگزینند. تنها یک مسیر ارزش دنبال کردن دارد: دفاع از ارزش‌های آزادی‌خواهانه (لیبرترین).

راه‌حل واقعی برای بهبود استانداردهای زندگی در خروج کامل دولت از تمام عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی نهفته است. تا زمانی که افکار عمومی آمریکا تمرکز خود را به سمت آرمان‌های لیبرالیسم کلاسیک یا لیبرترینیسم تغییر ندهد، ما همچنان شاهد چرخه پوپولیسم از سوی هر دو حزب، و همچنین مانع‌تراشی دولت در مسیر رشد و نوآوری خواهیم بود.

منبع خبر "اقتصادنیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

بیشتر بخوانید