به گزارش خبرنگار ایرنا، با توجه به اعلام ساعت ۸ صبح برای اقامه نماز میت بر پیکر شهید آیتالله خامنهای و اعضای خانواده ایشان، برآورد میشد مصلی از لحظات اولیه روشن شدن هوا میزبان شمار زیادی از جمعیت عزادار باشد و همین گونه هم شد.
جمعیت حین حرکت و از همان داخل مترو حتی شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و انتقام، انتقام سر میدادند.
در ساعات اولیه صبح، سیل جمعیت از خیابانهای نزدیک و منتهی به مصلی به مصلی در حال حرکت بود، طوری که بسیاری از درهای مصلی تهران از خیابانهای بهشتی، پاکستان و اتوبانهای مدرس و رسالت به همین دلیل بسته شد و جمعیت یا به دنبال راهی برای ورود به مصلی بودند یا در خیابانهای اطراف مستقر میشدند.
با اینکه روز اول قرار بود درهای ورود و خروج بانوان و آقایان جدا باشد، سیل جمعیت در اولین ساعات دومین روز وداع، اجازه این تفکیک را دستکم در درهای خیابان بهشتی و پاکستان نداد و مسئولان ترجیح دادند فقط اجازه خروج محدود را از این درها بدهند.
از سلام نظامی تا «ای ایران» کریمی
وقتی وارد بال غربی مصلی از سمت خیابان پاکستان میشدی، داخل راهروها مردمی را میدیدی که شب را هم در مصلی به روز رسانده بودند و حالا با حضور بیشتر جمعیت و افزایش سروصداها برمیخاستند. برنامهها کمکم با نزدیک شدن به ساعت ۷ صبح آغاز شد. ابتدا سرود جمهوری اسلامی پخش شد و مجری پشت بلندگو از همه خواست به احترام سرود همخوانی کنند و سلام نظامی بدهند. او سپس قطعنامه کوتاهی را در تایید ادامه راه رهبر شهید قرائت کرد و مردم نیز با او همراهی کردند. نوحهخوانی و جمعخوانی سرود ای ایران (توسط محمود کریمی) هم دیگر برنامههای این مراسم بود.
بغضهایی که رها شد
فاصله اندکی تا برپایی نماز باقی بود، هر کس در میان جمعیت دنبال جایی میگشت که بتواند نماز را اقامه کند. همزمان صدای بالگردها در فضا پیچید و مشخص شد، امام جماعت هم برای نماز خود را به مصلی میرساند.
برنامهریزیها دقیق بود و باعث شد نماز راس ساعت اقامه شود و با اینکه صدای امام جماعت از پشت بلندگو به همه نمیرسید، همه همراه شدند.
افرادی در میان جمعیت فریاد میزد، نماز ۳ بار اقامه میشود؛ آخر غیر از شهید خامنهای باید برای اعضای خانوادهاش هم نماز خوانده میشد.
گاه با شنیدن صدای امام جماعت صدای گریه بلند نمازگزاران شنیده میشد و نماز که تمام شد، برخی نمازگزاران هر جا که بودند بر زمین نشستند و بغضهای فروخورده چندماهه را رها کردند و با صدای بلند در فراق یار گریستند.
اندکی بعد از نماز، صدای نوحهخوانی و سرودهای حماسی توسط مداحان از بلندگو میآمد. جمعیت هم یا به سمت جایگاه روان بود یا دنبال جایی برای کمی نشستن و استراحت میگشت. مهپاشها در فضای داخل مصلی مرتب روی جمعیت عزادار آب میریختند و همین از شدت گرما کم میکرد.
با آقای خامنهای، بعضی دشمنند، برخی بیتفاوت و عدهای عاشق
در همین حین کنار پیرمردی به نام حاج غلامرضا نشسته بودم که از روستایی دور در آمل برای شرکت در مراسم آمده بود. همت او که قصد داشت سه شنبه هم به قم برود و این روزها را در مصلی گذرانده بود، مرا متعجب کرد.
پرسیدم چرا با فرزندانت نیامدی؟ چرا تنهایی و اصلا چطور آمدی؟ گفت: بعضی نسبت به این آقا بی تفاوت هستند، بعضی دشمن و بعضی عاشق. من عاشق ایشان بودم. کمی حرف زدیم، از میزان علاقه او به رهبر شهید و تسلطش به قرآن هم متعجب شدم.
اندکی که گذشت، برخی داخل رواقها مشغول صبحانه خوردن شدند، البته اینطور هم نبود که از همه پذیرایی شود و بیشترین پذیرایی آب معدنی بود. بیشتر برای خود لقمهای یا غذای سادهای داشتند.
حدود ۲ ساعت بعد از اقامه نماز هنوز جمعیت داخل مصلی زیاد بود و بیشتر خبرنگاران هم برای مخابره اخبار به سمت طبقه دوم جایگاه استراحت و محل ارسال خبر رفتند؛ فضای بزرگی که پذیرایی مختصری داشت و اینترنت هم بهتر کار میکرد. ضمن اینکه از بالکن امکان تصویربرداری و عکسبرداری از جمعیت بهتر فراهم بود.
تعجب خبرنگاران خارجی
خبرنگاران خارجی هم بعد از پوشش مراسم اقامه نماز بهتدریج به محل استراحت خبرنگاران میرسیدند و تعجب را میتوانستی در نگاهها و چشمهایشان ببینی، این گرما و این ازدحام و این جمعیت.
بعد از حدود ۳ ساعت از اقامه نماز هنوز درها بسته بود و بیشتر درها تنها اجازه خروج به افراد را میدادند. خیابانهای بهشتی و پاکستان مملو از جمعیتی بود که کناره پیادهرو با یا بدون زیرانداز روی زمین نشسته بودند.
عدهای هم هر جا دیواری نیمهکاره یا موانع بتونی میدیدند، روی آن شعارهایی به فارسی و گاه هم انگلیسی می نوشتند؛ مضمون بیشتر شعارها تجلیل از جایگاه رهبری، تاکید بر انتقام گرفتن از دشمنان و تهدید رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر رژیم صهیونیستی بود.
تعداد محدودی از فعالان فرهنگی هم فرصت را مغتنم دیده بودند و با انتشار مجله یا ویژهنامههایی در مورد شهید آیتالله خامنهای یا آیتالله مجتبی خامنهای مقام معظم رهبری، میزی در مسیر حرکت جمعیت در خیابانهای منتهی به مصلی فراهم کرده بودند و آثار مرتبط به این زمینه را رایگان در اختیار علاقهمندان قرار میدادند.
بازار فروش یا اهدای رایگان عکسهای مختلف شهید آیتالله خامنهای هم حسابی گرم بود؛ عکسهایی از دوران جوانی تا همین روزهای آخری که در کنار ما بودند.
پذیرایی موکبها، از هندوانه و شربت زعفران تا فلافل و مرغ
خیابانهای منتهی به مصلی مانند خیابان بهشتی، میرعماد، قائممقام، مطهری و مفتح که معابر مهم و تجاری در مرکز تهران به شمار میآیند، محل استقرار دفاتر نهادهای دولتی و شرکتهای خصوصی هستند.
بیشتر این نهادها با راهاندازی موکبها یا حتی تنها گذاشتن یک میز بیرون از محل دفتر خود در پیادهرو، از عزاداران این روزها پذیرایی میکردند.
آبمعدنی و شربت خنک زعفران یا آبلیمو یا آبمیوههای تکنفره پذیرایی غالب بود و مردم هم به خوبی استقبال میکردند. همین ساده و کاربردی بودن پذیرایی این موکبها باعث شده بود، اطراف آن شلوغ نشود و حرکت جمعیت را با دشواری روبرو نکند.
اما برخی موکبهایی که پذیرایی را کمی سنگینتر کرده بودند موجب بروز شلوغی، صف و بسته شدن خیابان در آن محدوده بودند.
هر چند در ساعات اولیه روز اتوبوس یا خودروهای عمومی دیگر مانند ون در ابتدای معابر بسته شده شهر به سمت مصلی دیده نمیشد، بعد از حدود ۴ ساعت از برگزاری نماز، عزاداران میتوانستند با این خودروها خود را تا نزدیکی مصلی برسانند.
مصلی هنوز میزبان پیکر رهبر شهید و اعضای خانوادهاش است و ساعاتی بیشتر تا پایان این حضور نمانده، فردا تهران شاهد تشییع رهبر شهید خواهد بود و بعد از آن پیکر ایشان برای آیین تشییع روانه قم میشود.












