یکشنبه ۱۴ تیرماه، زمان به وقت دومین روز وداع، متروی تهران، یکی از مهمترین راه های حمل و نقل انبوهی از جمعیت پیش بینی شده که تا به این لحظه آمار جابجایی مسافرانش را بیش از ۹ میلیون اعلام کرده اند، مملو از جمعیت بود، امروز با دشواری هایی در فرایند جابجایی مسافران مواجه شد.
بسیاری از جاماندگان وداع، امروز در حالی راهی مصلی شدند که ایستگاه های مترو با تمهیدات لحظه ای بنا به شرایط مواجه بودند و این خود نیز به حجم جمعیت مترو در ایستگاه های جانبی مصلی افزوده بود، ازدحام مسافران و گرمای هوا صدای بسیاری از مردم را در آورده بود، برخی گلایه ها از عدم اطلاع بود و برخی نیز به فقدان تمهیدات روی زمین و وعده استقرار اتوبوس و ون های تعبیه شده برای انتقال از میادین و برخی معابر به مصلی که بویژه برای سالمندان روی این مساله حساب کرده بودند، البته این نکته هم باید یاداوری شود که دست اندرکاران از روزهای قبل از برگزاری مراسم، تمهیدات پیش رو از جمله توقف مسافرگیری در برخی ایستگاه ها و یا محدودیت های ترافیکی اطراف مصلی و پیاده روی دو کیلومتری و حتی اجتناب از حضور سالمندان را تذکر داده بودند.
البته رویدادهای ملی و مراسم های مهم فرصتی برای سنجش عملکرد و نمایش توان اجرایی مدیریت کلانشهر تهران نیز به شمار می رود تا ادعای آنها بر مدیریت دقیق و محاسبه شده آشکار شود، از سوی دیگر نیازهای برنامه ریزی در شرایط مشابه از جمله تدابیر بیشتر برای تهویه هوا و یا افزایش رام های مترو در صورت امکان و تخلیه و مسافرگیری منظم تر را نیز گوشزد می کند.
آنچه که در ایستگاه های متروی شهید بهشتی، همت، مصلی و حقانی در روز دوم مراسم وداع رهبر شهید رخ داد براساس مشاهدات خبرنگار ایرنا نشان داد که امروز افراد سالمند، کودکان و پیر و جوان و عده ای هم که با ویلچر آمده بودند و همراهان این افراد با مشکل و سختی های زیادی مواجه بودند.
هنگام خروج جمعیت در زمان ظهر در ایستگاه مصلی، مردم با یاس و ناامیدی مواجه شدند، چرا که در ابتدای امر گفته شد می توانند از آن خط استفاده کنند اما هنگام حضور، مسافران به سمت ایستگاه بهشتی و سپس به سمت ایستگاه همت هدایت شدند که در این گرمای هوا و طولانی بودن مسیر و پیاده روی، گلایه مسافران را در پی داشت.
حضور مامور بانو در مترو
امروز اما در کنار سختی ها صحنه هایی تازه هم جلب توجه می کرد، علیرغم حجم انبوهی از جمعیت و شلوغی به هنگام حرکت مردم به سمت مصلی برای خواندن نماز به پیکر رهبر شهید، در ایستگاه مترو از مامور بانو استفاده شده بود و این برای بانوان لذت بخش و مورد توجه بود. او اجازه ورود آقایان به بخش بانوان را نمی داد و هنگام سوار شدن هم به بانوان کمک و آنها را راهنمایی و همراهی می کرد تا در هنگام سوار و پیاده شدن کار خود را به سهولت انجام دهند.
کمربندی از جنس عشق؛ نماد ایستادگی مردمی در مسیر وداع
در میانه این هیاهوی خستگیآور و تقابل بیرحمانه ازدحام با ظرفیت زیرساختها، تصویرِ تکاندهنده و جذابی از وفاداری، چشمها را به خود خیره میکرد. تصویرپیرزنی که نه تنها در برابر فشار جمعیت، کمر خم نکرده بود بلکه کمربندی ویژه بر پیکر بسته بود که بر آن نوشته شده بود: "لطفاً کمر عمل کردم، مراقب باشید ممنون". این نوشته، تنها یک پیام ساده برای حفظ ایمنی نبود بلکه نمادی از عشق بیمرز و ایثار بیچونوچرای انسانی بود که در مسیر وداع با رهبری که برایشان "شهید عشق" بود، حاضر شده تا با جان و تن هر سختی را به جان بخرد. این پیرزن با همین "کمربند عشق"، نشان میداد که اقتدار واقعی نه در مهندسی ایستگاهها بلکه در اراده مردمی است که در سختترین شرایط، راه رسیدن به محبوب را بر خود هموار میکنند.
وظیفهشناسی فردی در برابر بینظمی ناشی از ازدحام
در میانه این هیاهوی بیامان و در حالی که گرمای طاقتفرسا تن شهروندان را به ستوه آورده بود، تصویری از تابآوری بیصدا، چشمها را به خود میدوخت. رفتگری که در میانه انبوه جمعیت و در محاصره بطریهای خالی و پسماندهای ناشی از ترافیک انسانی با وظیفهشناسی تمام به تکاپوی خود ادامه میداد.
او در حالی که عرق از جبینش میبارید نه تنها با زبالهها بلکه با بینظمی ناشی از ازدحام میجنگید گویی در آن لحظات بحرانی او تنها یک کارگر نبود، بلکه نمادی از تلاش فردی برای حفظ حیا و نظم در دل آشفتگی جمعی بود.
تجلی عشق در میانه گرمای بیرحم
با وجود افزایش شدید دما و گرمای طاقتفرسای روز که گویی هوای پایتخت را به سنگینی فلز درآورده بود، جریان بیوقفه و خروشان جمعیت، نشان از پیوند عمیق مردمی با مراسم وداع داشت. این گرما که میتوانست مانعی برای حضورِ تودههای مردم باشد، تنها بر شدت هیجان و حاضری آنها افزود. در مسیرهای منتهی به ایستگاهها و در گلوگاههای ترافیکی، تصویری از مردمی ترسیم شد که با وجود عرقریزان بودن و سختی تنفس در میان ازدحام، گویی از گرمای محیطی بیاثر بودند. گویی اراده آنها برای وداع بر محدودیتهای فیزیکی و شرایط جوی دشوار، پیشی گرفته بود.
پاسخ اضطراری به بحران سلامت در مسیر وداع
حضور گسترده مردمی در شرایط جوی دشوار، ضرورت وجود واحدهای امدادی پیشرفته را دوچندان کرد. در این میان فعالیت پررنگ بیمارستان صحرایی ارتش در منطقه مصلی به عنوان یک پاسخ فوری به پیامدهای ناشی از گرمازدگی و فشار جمعیت به چشم میآمد. پزشکان و نیروهای درمان با رسیدگی فوری به بانوانی که دچار اختلالات ناشی از گرما شده بودند سعی در مهار اثرات جانبی این ازدحام داشتند. اگرچه عملکرد این نیروها در مدیریت بحرانهای لحظهای ستودنی بود، اما وضعیت استیصال برخی از حاضرین نشان از ضرورت بازنگری در برنامهریزیهای پیشبینانه برای مدیریت سلامت عمومی در رویدادهای با تراکم بسیار بالا داشت.


















