گروه دیپلماتیک - همشهری آنلاین: تنشهای اخیر آمریکا و ایران نشان داد حل و فصل این بحران برای دونالد ترامپ تا چه اندازه دشوار شده است.
تنها ۴ماه مانده به انتخابات میاندورهای آمریکا، کاهش حمایت داخلی و تنش با متحدان اروپایی، راهبرد ترامپ را با پیچیدگیهای بیشتری روبهرو کرده است. آنهم در شرایطی که دستکم ۵۸ درصد از رأیدهندگان آمریکایی معتقدند جنگ با ایران ارزش هزینههای آن را نداشته است.
مشکل کاخ سفید
- مشکل اصلی ترامپ تبدیل کردن برتری نظامی به یک دستاورد سیاسی است.
- حملات آمریکا نه مانع از ادامه چالشطلبی ایران در برابر واشنگتن شده و نه توانسته رأیدهندگان آمریکایی را قانع کند که ادامه بیپایان حملات و ضدحملات ارزش تحمل کردن را دارد.
- ترامپ با معضلی روبهروست که از تهران تا واشنگتن امتداد دارد: او باید همچنان از زور برای اثبات کارآمدی فشار نظامی استفاده کند، اما در عین حال، این رویارویی را آنقدر سریع پایان دهد که هزینههای آن بر انتخابات میاندورهای سایه نیندازد.
چالش با ناتو
- تنش ترامپ با متحدان اروپایی نیز بازتاب همین معضل است. او بهطور مشخص انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا را به دلیل آنچه حمایت ناکافی از جنگ علیه ایران خواند، مورد انتقاد قرار داد.
- انتقاد ترامپ، پارادوکس دیگری را نیز آشکار میکند: او میخواست متحدان سهم بیشتری از تلاشها علیه تهران را بر عهده بگیرند. اما خودداری آنها از مشارکت رسمی در این کارزار، واشنگتن را بیش از پیش در معرض هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی جنگ قرار داده است.
به چالش کشیدن ۲رکن اصلی سیاست خارجی آمریکا
واقعیت این است که بحران ایران، دو رکن اصلی سیاست خارجی ترامپ را به چالش کشیده است:
- نخست، باور ترامپ به اینکه استفاده از قدرت نظامی میتواند دشمنان را وادار کند از موضع ضعف وارد مذاکره شوند؛ همان دکترین «صلح از طریق قدرت» که دولت او بر آن تأکید دارد.
- دوم، وعده او مبنی بر دور نگه داشتن آمریکا از جنگهای طولانی و پرهزینه؛ همان «جنگهای بیپایان» که در دوران نخست ریاستجمهوری خود علیه آنها شعار میداد.
منبع: تارنمایdecode۳۹












