شعر فارسی در طول تاریخ، همواره یکی از مهمترین ارکان هویت فرهنگی ایرانیان بوده است؛ هنری که در مقاطع حساس تاریخی، زبان احساس، اندیشه، مقاومت و معنویت مردم شده و توانسته است مفاهیم عمیق دینی، ملی و انسانی را به نسلهای مختلف منتقل کند. شاید به همین دلیل است که رهبر انقلاب طی سالهای گذشته همواره توجه ویژهای به شعر و شاعران داشتهاند و جلسات شعرخوانی نیمه ماه مبارک رمضان را به محفلی برای گفتوگو، نقد، آموزش و حمایت از جریان شعر فارسی تبدیل کرده بودند.
در این جلسات، شاعران با گرایشها و قالبهای گوناگون حضور پیدا میکردند؛ از غزل و مثنوی گرفته تا شعر سپید، نیمایی، رباعی، دوبیتی، شعر طنز، عاشقانه و آیینی. آنچه این محفل را از بسیاری از نشستهای ادبی متمایز میکرد، تسلط علمی رهبر شهید انقلاب بر ادبیات فارسی و نگاه دقیق و کارشناسانه ایشان به آثار شاعران بود؛ نگاهی که بسیاری از شاعران آن را تجربهای کمنظیر در فضای ادبی کشور میدانستند.
سعید بیابانکی، شاعر خمینیشهری و شناختهشده کشور، از جمله شاعرانی است که از ۱۳۷۴ تاکنون تقریباً بهصورت مستمر در این دیدارها حضور داشته است. او معتقد است این جلسات صرفاً یک مراسم رسمی نبود، بلکه کلاس درس شعر، ادب و اخلاق و محفلی که در آن، شاعر نهتنها شعر خود را میخواند، بلکه نقدی دقیق، علمی و دلسوزانه دریافت میکرد.
برای واکاوی بیشتر جایگاه شعر و ادبیات فارسی در اندیشه رهبر انقلاب، نقش این جلسات در رشد شعر فارسی و مرور خاطرات سالهای حضور در محضر ایشان، خبرنگار ایسنا با سعید بیابانکی به گفتوگو نشست که در ادامه مشروح آن را میخوانید:
ایسنا: رهبر شهید انقلاب همواره از شعر و شاعران حمایت میکردند. به نظر شما این توجه چه پیامی برای جامعه فرهنگی و مسئولان کشور دارد؟
علاقه رهبر شهید انقلاب به شعر، صرفاً یک علاقه شخصی نبود، بلکه یک نگاه فرهنگی و تمدنی است. ایشان شعر را هنر اول ایرانیان میدانستند؛ هنری که قرنها توانسته فرهنگ، دین، اخلاق، عرفان و هویت ملی ما را حفظ کند. طبیعی است که وقتی چنین جایگاهی برای شعر قائل بودند، نسبت به وضعیت آن نیز احساس مسئولیت هم میکردند.
در سالهای گذشته بارها شاهد بودهایم که رهبر شهید انقلاب پس از شنیدن شعر شاعران، با دقت فراوان درباره ساختار، زبان، تصویرسازی، موسیقی شعر و حتی واژههای بهکاررفته نکاتی را مطرح میکردند. این دقت نشان میدهد که شعر برای ایشان صرفاً وسیلهای برای سرگرمی یا مراسم نبود، بلکه ابزاری مهم برای ساختن فرهنگ عمومی جامعه است.
نمونه آن روزهایی بود که دو شعر من از تلویزیون چندین بار پخش شد. یکی از این شعرها متعلق به مجموعه «یلدا» بود که سالها قبل منتشر شده و دیگری شعری تازه بود که پیش از آن در هیچ محفلی خوانده نشده بود. به یاد دارم که پس از پخش این آثار، از دفتر رهبر انقلاب با من تماس گرفتند و گفتند که ایشان شعرها را شنیدهاند و فرمودهاند: «شعرهای بسیار خوبی است، از ایشان تشکر کنید.» همین چند جمله، برای هر شاعری بزرگترین سرمایه معنوی است، زیرا نشان میدهد شعر هنوز در عالیترین سطح مدیریت فرهنگی کشور دیده و خوانده میشود.
این توجه در واقع پیامی برای همه دستگاههای فرهنگی است. رهبر انقلاب با این رفتارها میخواستند یادآوری کنند که شعر در فرهنگ ایرانی جایگاهی بسیار والا دارد و نباید به آن نگاه تشریفاتی داشت. متأسفانه در برخی دستگاهها چنین حساسیتی وجود ندارد. گاهی مشاهده میکنیم که برای مناسبتهای مهم مذهبی یا ملی، ضعیفترین و کممایهترین اشعار انتخاب میشود؛ درحالیکه شعر آیینی مستقیماً با باورها، احساسات و عواطف مردم سروکار دارد و باید بهترین آثار برای این مناسبتها برگزیده شود.
متأسفانه یکی از مشکلات جدی، نبود نگاه تخصصی در برخی مجموعههای فرهنگی است. من سالها پیش در مجموعهای فرهنگی فعالیت میکردم که مدیری برای بخش شعر منصوب شد و نخستین جملهاش این بود که «من از شعر چیزی نمیدانم.» عجیبتر اینکه این موضوع را نه یک ضعف، بلکه نوعی افتخار میدانست. طبیعی است وقتی مسئول حوزه شعر، شناختی از شعر ندارد، نمیتوان انتظار داشت آثار ارزشمند دیده شوند یا جریان شعر کشور بهدرستی هدایت شود.
شعر امروز، دانشی پیچیده و تخصصی است. تشخیص شعر خوب از شعر ضعیف، بیش از گذشته نیازمند شناخت، تجربه و مطالعه است. به همین دلیل امیدوارم مسئولان فرهنگی نیز همان اندازه که رهبر شهید انقلاب برای شعر اهمیت قائل بودند، از ظرفیت کارشناسان و استادان این حوزه استفاده شود تا شعر فارسی به جایگاه شایسته خود بازگردد.
ایسنا: یکی از ویژگیهای رهبر انقلاب، سادهزیستی و پرهیز از تجمل عنوان میشود. شما این ویژگی را چگونه در شخصیت ایشان دیدهاید؟
اگر بخواهیم شخصیت رهبر شهید را در یک جمله خلاصه کنیم، باید از اخلاق، زهد و مردمداری ایشان سخن بگوییم. البته زهد را نباید با نداشتن امکانات اشتباه گرفت. زهد یعنی انسان با وجود امکان بهرهمندی از دنیا، آگاهانه از تجمل و رفاه افراطی فاصله بگیرد و زندگی خود را به شیوهای ساده و مردمی اداره کند. رهبر شهید اگر میخواستند، میتوانستند از امکانات فراوانی برخوردار باشند، اما سبک زندگی دیگری را انتخاب کردند. آنچه مردم از نزدیک مشاهده میکردند، زندگی ساده، بیتکلف و دور از اشرافیگری بود؛ زندگیای که با آنچه مردم عادی تجربه میکنند فاصله چندانی نداشت. این رفتار صرفاً یک شعار نبود، بلکه در تمام سالهای مسئولیت ایشان استمرار داشت و همین استمرار بود که آن را برای مردم باورپذیر و الهامبخش میکرد.
در کنار این سادهزیستی، ویژگی برجسته دیگر ایشان اخلاق خوش بود. من طی سالهایی که در جلسات شعر حضور داشتم، هرگز ندیدم کسی از دیدار با ایشان دلخور یا آزرده خارج شود. این مسئله واقعاً شگفتآور است. حتی در کوچکترین مجموعههای آموزشی یا اداری نیز ممکن است برخی افراد از مدیر یا مسئول خود گلایه داشته باشند، اما در میان صدها شاعر، نویسنده و هنرمندی که طی این سالها در جلسات شعر حضور پیدا کردهاند، تقریباً همه با احساس احترام، صمیمیت و رضایت جلسه را ترک میکردند.
ایشان بهخوبی میدانستند چگونه فضای رسمی را به محیطی صمیمی و دوستانه تبدیل کنند. خوشاخلاق بودند، شوخطبعی داشتند و از هر فرصتی برای ایجاد فضایی آرام و دلنشین استفاده میکردند. شاید همین ویژگی باعث میشد شاعران در کنار رهبر انقلاب احساس نکنند در یک جلسه رسمی حکومتی حضور دارند، بلکه گمان کنند در جمعی ادبی نشستهاند که یکی از استادان برجسته شعر فارسی نیز در میان آنان حضور دارد و با دقت به شعرها گوش میدهد.
به باور من، همین منش انسانی، مهمترین میراث رهبر شهید است. مردم بیش از هر چیز، اخلاق، تواضع، مهربانی و شیوه زندگی او را بهخاطر خواهند سپرد؛ ویژگیهایی که در کنار دانش گسترده ایشان در حوزه ادبیات، هنر و علومانسانی، شخصیتی متفاوت و ماندگار از ایشان در ذهن جامعه فرهنگی ایران به یادگار گذاشته است.
ایسنا: شما از سالها پیش در محفل شعر نیمه ماه رمضان در محضر رهبر شهید حضور داشتهاید. این جلسات چه ویژگیهایی داشت که آن را از دیگر محافل ادبی متمایز میکرد؟
نخستینبار که توفیق حضور در این جلسه را پیدا کردم، سال ۷۴ بود و آن زمان دوران سربازی را میگذراندم. از همان سال تا امروز، به جز یکی دو سال که به دلایل مختلف امکان حضور نداشتم، تقریباً هر سال در محفل شعر نیمه ماه مبارک رمضان شرکت کردهام. وقتی امروز به این سالها نگاه میکنم، احساس میکنم این جلسات فقط یک دیدار رسمی یا یک مراسم شعرخوانی نبود، بلکه مدرسهای بزرگ برای آموختن شعر، ادب و اخلاق بود. اولین چیزی که هر شاعری با ورود به این محفل احساس میکرد، علاقه واقعی رهبر شهید به شعر بود. این علاقه از جنس علاقههای تشریفاتی یا مناسبتی نبود. از همان لحظهای که شاعر شعرش را آغاز میکرد، کاملاً مشخص بود که ایشان با تمام دقت به شعر گوش میدهند؛ وزن، موسیقی، تصویر، مضمون، زبان و حتی انتخاب واژهها را دنبال میکنند و همین موضوع برای شاعران ارزش فراوانی داشت.
یکی از ویژگیهای مهم این جلسات، تنوع گسترده شاعران و آثار بود. برخلاف تصور برخی افراد، هیچ محدودیتی از نظر موضوع یا قالب وجود نداشت. شاعران آیینی، عاشقانه، اجتماعی، طنز، حماسی، بزمی و حتی شعرهای شخصی خود را میخواندند. قالبها نیز بسیار متنوع بود؛ از غزل، مثنوی، رباعی و دوبیتی گرفته تا شعر نیمایی و سپید. همین تنوع نشان میداد که نگاه رهبر شهید به شعر، نگاهی جامع و تخصصی است و ایشان همه جریانهای شعر معاصر را دنبال میکنند. نکته مهمتر این بود که ایشان نسبت به همه این قالبها صاحبنظر بودند. گاهی تصور میشود کسی که به شعر کلاسیک علاقه دارد، شاید با شعر نو ارتباط چندانی نداشته باشد، اما در این جلسات میدیدیم که درباره شعر سپید یا نیمایی نیز با همان دقت اظهارنظر میکنند. این موضوع برای بسیاری از شاعران شگفتانگیز بود، زیرا نشان میداد مطالعات ادبی ایشان بسیار گسترده و عمیق است.
در طول این سالها بارها اتفاق افتاده است که پس از پایان شعرخوانی، رهبر شهید نکاتی را مطرح کردهاند که شاید پیش از آن هیچیک از استادان یا دوستان شاعر به آن اشاره نکرده بودند. درباره شعرهای خود من نیز دو یا سه نکته فرمودند که واقعاً دقیق و کارشناسانه بود. بعدها وقتی دوباره به شعرهایم مراجعه کردم، متوجه شدم حق با ایشان بوده است و همان نکات را اصلاح کردم. جالب اینجاست که من همان شعرها را در محافل مختلف خوانده بودم و استادان بزرگی هم حضور داشتند، اما هیچکس به آن ظرافتها اشاره نکرده بود. این مسئله فقط حاصل مطالعه نیست؛ بلکه نتیجه سالها انس با شعر فارسی، حافظه ادبی بسیار قوی و نگاه نقادانهای است که رهبر شهید نسبت به ادبیات داشتند. به همین دلیل بسیاری از شاعران، نقدهای ایشان را با دقت یادداشت میکردند و بعدها در آثار خود به کار میگرفتند.
فضای جلسه نیز ویژگی خاص خود را داشت. باوجود اینکه در محضر عالیترین مقام کشور حضور داشتیم، هیچگاه احساس سنگینی یا فاصله نمیکردیم. فضای جلسه آنقدر صمیمی بود که گاهی فراموش میکردیم در یک دیدار رسمی هستیم. یکی از دوستان شاعر جمله زیبایی میگفت که همیشه در ذهنم مانده است. او میگفت وقتی وارد این جلسه میشویم، احساس نمیکنیم رهبر انقلاب روبهروی ما نشستهاند؛ احساس میکنیم وارد یک انجمن ادبی شدهایم که شاعری باسابقه، استاد شعر و دوستدار ادبیات، کنار ما نشسته و شعرها را با علاقه گوش میدهد و این مهمترین هنر رهبر شهید بود؛ اینکه میتوانستند فضای رسمی را به محیطی دوستانه تبدیل کنند. قبل از آغاز شعرخوانی، در میانبرنامه و حتی پس از پایان جلسه، با شاعران گفتوگو میکردند، احوالشان را میپرسیدند، شوخی میکردند و اجازه نمیدادند کسی احساس غربت یا اضطراب داشته باشد. این رفتار باعث میشد شاعران با آرامش شعر بخوانند و آنچه در ذهن و دل دارند، بدون نگرانی بیان کنند.
ایسنا: یکی از خاطرات معروف شما مربوط به شعرخوانی ۱۳۸۸ و واکنش رهبر شهید به آن شعر است. از آن خاطره برایمان بگویید.
آن خاطره را هیچوقت فراموش نمیکنم. در سال ۸۸، در شرایط خاصی که کشور روزهای حساسی را پشت سر میگذاشت، شعری طنز در محضر رهبر شهید خواندم. شعر از تلویزیون هم پخش شد و در خلال شعر، ایشان با شوروشعف خندیدند. شاید آن لحظه برای بسیاری از بینندگان فقط یک لبخند یا خنده بود، اما بعدها فهمیدم همان اتفاق کوچک چه بازتاب گستردهای در میان مردم داشته است. چند روز بعد به اصفهان رفتم و مادر همسرم برایم تعریف کرد که امامجماعت مسجد محل پس از نماز از من تشکر کرده است. وقتی علت را پرسیدم، گفت ایشان گفتهاند در آن روزهایی که برخی تلاش میکردند رهبر انقلاب را ناراحت کنند، سعید بیابانکی توانسته با شعر خود لبخند بر لب ایشان بنشاند و همین موضوع ارزش فراوانی دارد. آن روز تازه متوجه شدم که گاهی یک شعر میتواند بیش از آنچه تصور میکنیم، بر روحیه مردم اثر بگذارد.
خاطره دیگری هم دارم که برای خودم بسیار شیرین است. یک روز در متروی تهران نشسته بودم. روحانی میانسالی روبهروی من بود و مدام به صورتم نگاه میکرد. بعد از چند دقیقه پرسید: «شما شاعر هستید؟» گفتم بله. پرسید: «شعر طنز هم میگویید؟» دوباره پاسخ مثبت دادم. بعد تلفن همراهش را بیرون آورد و فیلم همان شعرخوانی را نشانم داد و پرسید: «این خود شما هستید؟» وقتی تأیید کردم، از جایش بلند شد و در همان شلوغی مترو مرا در آغوش گرفت و گفت اجازه بدهید شما را ببوسم. بعد رو به مسافران کرد و گفت: ایشان کسی است که در آن شرایط سخت توانست رهبر انقلاب را بخنداند. آن لحظه برای من بسیار تأثیرگذار بود؛ نه ازاینجهت که مورد لطف آن روحانی قرار گرفتم، بلکه به این دلیل که فهمیدم مردم چقدر با احساسات و روحیه رهبر خود زندگی میکنند و حتی لبخند ایشان را متعلق به خودشان میدانند.
در همه این سالها، نکتهای که بیش از هر چیز در ذهن من مانده، اخلاق رهبر شهید است. هرگز ندیدم کسی از دیدار با ایشان ناراضی یا دلخور بیرون بیاید. همه احساس میکردند دیده شدهاند، حرفشان شنیده شده و مورداحترام قرار گرفتهاند. این ویژگی بسیار بزرگی است؛ زیرا احترامگذاشتن به انسانها، مهمترین سرمایه هر مدیر و هر رهبر است. به همین دلیل بود که بسیاری از شاعران، حتی اگر فرصت شعرخوانی هم پیدا نمیکردند، آرزو داشتند فقط در آن جلسه حضور داشته باشند. یادم است یکی از شاعران به شوخی و البته از سر علاقه به من گفت: اگر اجازه بدهند فقط کفش شاعران را جفت کنم و گوشه جلسه بنشینم، برای من کافی است. این جمله شاید اغراقآمیز به نظر برسد، اما حقیقت این است که حضور در آن محفل برای بسیاری از اهل ادب، یک افتخار و یک فرصت آموزشی ارزشمند محسوب میشد.
من همیشه گفتهام که این جلسات فقط به نفع شاعران نبود، بلکه میتواند الگویی برای مدیران فرهنگی کشور نیز باشد. اگر مسئولان فرهنگی با همان دقت، همان احترام و همان نگاه تخصصی به شعر و ادبیات توجه کنند، بیتردید شعر فارسی بیش از امروز رشد خواهد کرد و جایگاه واقعی خود را در فرهنگ عمومی جامعه بازخواهد یافت.
ایسنا: آیین وداع و تشییع رهبر شهید با حضور گسترده مردم برگزار شد و بازتاب وسیعی نیز در رسانهها و افکار عمومی جهان داشت. شما این حضور مردمی و انعکاس جهانی آن را چگونه ارزیابی میکنید؟
آنچه در روزهای وداع و تشییع رهبر شهید رخ داد، فراتر از یک رویداد داخلی بود. وقتی تصاویر و گزارشهای این مراسم را دنبال میکردیم، بهخوبی میشد دید که این اتفاق تنها در داخل ایران بازتاب نداشت، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان نیز موردتوجه قرار گرفت. از برگزاری مراسمهای یادبود گرفته تا واکنش ایرانیان خارج از کشور و انعکاس آن در رسانههای بینالمللی، همه نشان میداد که این واقعه از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته و به موضوعی موردتوجه افکار عمومی در نقاط مختلف جهان تبدیل شده است. دلیل این بازتاب گسترده را باید در شخصیت رهبر شهید جستوجو کرد. هر شخصیتی که سالها با مردم زندگی کند، دغدغه فرهنگ، دین و هویت یک ملت را داشته باشد و میان گفتار، رفتار و سبک زندگیاش هماهنگی وجود داشته باشد، طبیعی است که فقدان او نیز تنها به یک کشور محدود نماند. به همین دلیل بود که در روزهای پس از این واقعه، در کشورهای مختلف شاهد برگزاری مراسمهای یادبود، ابراز همدردی و واکنشهای مردمی بودیم؛ اتفاقی که نشان میداد تأثیر چنین شخصیتهایی فراتر از مرزهای سیاسی است.
حتی گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد در اطراف کاخ سفید نیز افرادی با دردستداشتن پرچم ایران و تصویر رهبر شهید نسبت به این واقعه واکنش نشان دادهاند. فارغ از تعداد این افراد، اصل این موضوع برای من اهمیت داشت که حادثهای در ایران توانسته بود توجه افکار عمومی در نقاط مختلف جهان را به خود جلب کند. این نشان میدهد شخصیتهایی که بر پایه باور، اخلاص و ارتباط صمیمانه با مردم زندگی میکنند، اثرگذاریشان محدود به مرزهای جغرافیایی نیست.
به باور من، این حضور گسترده مردمی و انعکاس جهانی آن، یک پیام روشن داشت؛ اینکه سرمایه اصلی هر جامعه، اعتماد و محبت مردم است. ممکن است یک مسئول از امکانات، قدرت یا جایگاه بالایی برخوردار باشد، اما آنچه در نهایت باقی میماند، قضاوت مردم درباره اوست. اگر مردم احساس کنند کسی صادقانه برای آنها زندگی کرده و دغدغه خدمت به جامعه را داشته است، طبیعی است که در لحظه وداع نیز با تمام وجود برای بدرقه او حاضر شوند. آنچه در مراسم تشییع رهبر شهید دیدیم، به اعتقاد من از همین جنس بود.
ازسویدیگر، این مراسم بار دیگر نشان داد که ملت ایران در مقاطع حساس، حول ارزشهای مشترک خود به وحدت میرسد. ممکن است در مسائل مختلف دیدگاهها و سلیقههای متفاوتی وجود داشته باشد، اما هرگاه پای عزت، استقلال و شخصیتهایی که عمر خود را صرف خدمت به کشور کردهاند به میان میآید، مردم نشان دادهاند که میتوانند اختلافها را کنار بگذارند و در کنار یکدیگر بایستند. این همدلی، سرمایه بزرگی برای ایران است و میتواند ثبات و آرامش کشور را تقویت کند. ویژگی دیگری که نباید از آن غافل شد، سادگی و مردمیبودن رهبر شهید بود. به باور من، امپراتوریهای قدرت همواره تلاش کردهاند این ذهنیت را القا کنند که قدرت با ثروت و تجمل سنجیده میشود، اما رهبر شهید در عمل نشان داد که قدرت واقعی در خدمت بیمنت به مردم معنا پیدا میکند. شاید به همین دلیل بود که مردم در مراسم تشییع، احساس نمیکردند برای بدرقه یک مقام سیاسی آمدهاند، بلکه آمده بودند تا با کسی خداحافظی کنند که او را از جنس خود میدانستند.
در پایان، لازم میدانم از همه مردم عزیز ایران برای این حضور پرشکوه، آگاهانه و قدرشناسانه تشکر کنم. این حضور، تنها یک مراسم تشییع نبود، بلکه جلوهای از وحدت و همبستگی ملت ایران بود؛ وحدتی که میتواند پشتوانهای برای آینده کشور باشد و نشان دهد هرگاه پای منافع ملی و ارزشهای مشترک در میان باشد، مردم ایران در کنار یکدیگر خواهند ایستاد.
انتهای پیام












