به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ نه، پایان این قصه، همانی نبود که او می خواست. قصه ای که پایان بندی اش هپی اند نبود. همان چیزی که شایسته اش بود و شاید اغلب هواداران فوتبال آن را دوست داشتند. پایان این قصه یک کابوس محض بود. کابوسی که همه آرزوهایش را پرپر کرد.
باورش سخت است. برای ما. برای خودش. برای مردم پرتغال. برای همه فوتبالیهای دنیا. تمام شد. یک دوران شگفتانگیز تمام شد. از یورو ۲۰۰۴ تا جام جهانی ۲۰۲۶. از اشک تا اشک. این وسط، قابهای غرورآمیز زیادی هم بود. مثل شبی که جام ملتها را بردند تا شیرینترین لحظههای زندگی کریستیانو ساخته شود.
۲۲ سال درخشیدن با لباس پرتغال. زمانی برای تبدیل شدن به یک اسطوره. زمانی برای تبدیل شدن به بهترین بازیکن تاریخ کشور. همه میخواستند جام را در دستهای او ببینند. همه میخواستند او را روی سکوی قهرمانی جام جهانی ببینند اما همه قصهها هم قرار نیست پایان خوشی داشته باشند. داستان رونالدو و جام جهانی، رسما به پایان رسید تا او دوباره با چشمانی اشکبار در کنار زمین دیده شود.
کریس در ۴۱ سالگی، هنوز همانقدر «بردن» را دوست دارد که در ۱۸ سالگی دوست داشت. امشب برای او البته به یک دلیل دیگر هم تلخ شد. اینکه میدانست این بار دیگر فرصتی برای بازگشت و «جبران» ندارد.
آیا رونالدو را دیگر با لباس پرتغال تماشا نمیکنیم؟ حتی «هضم» چنین جملهای هم دشوار است. با این حال «زمان» همیشه کارش را انجام میدهد. کریستیانو تا همینجا هم به شکل معجزهواری در زمین فوتبال دوام آورده. تقریبا همه مهرههای هم نسل او، حالا جام جهانی را از روی سکوها دنبال میکنند. رونالدو اما هنوز وسط زمین است. وسط ماجرا.
چیزی که از او یک «ابرستاره» میسازد، فقط نتیجهها نیستند. آن تلاش خیرهکننده در مسیر رسیدن به نتیجهها، رونالدو را تعریف میکند. هیولایی که هرگز دست از مبارزه برنداشت. یک ترمیناتور واقعی. یک ماشین اعجابآور. قهرمان جام جهانی شده باشد یا نه، یکی از بهترینهای تاریخ است. یکی از شگفتآورترینها. با اسمی که محال است هرگز از یادها برود. با ارادهای که دشوار است شبیهاش را پیدا کنیم. کریستیانو. خوابی که برای او دیده بودیم، تعبیر نشد اما عظمت کاری که در زمین انجام داده، برای همیشه پابرجاست. او یک ابراسطوره است؛ ستاره ای که دوست و دشمن به احترامش کلاه از سر برمی دارند و ستایشش می کنند، حتی اگر جام جهانی را بالای سر نبرده باشد.
253 258










