از آن پس، ۹۰ تنها یک باشگاه نبود؛ بلکه به نماد مطالبه دیرینه مردم آذربایجانغربی برای داشتن یک تیم مستقل و مدعی در فوتبال کشور تبدیل شد.
۹۰ ارومیه نخستین تیم تاریخ آذربایجانغربی است که توانست حضور در لیگ دسته اول فوتبال ایران را تجربه کند. اتفاقی که برای استانی با جمعیت چند میلیونی و ظرفیت بالای فوتبالی، یک نقطه عطف محسوب میشد. اما امروز، در حالی این تیم در آستانه سقوط قرار گرفته است، که قضاوت درباره آن بدون بررسی واقعیتهای پشت پرده، منصفانه نخواهد بود.
نخستین واقعیت، مسئله مالی است؛ ۹۰ ارومیه از همان ابتدا از نظر منابع مالی، قابل مقایسه با بسیاری از رقبای خود در لیگ نبود. بسیاری از تیمهای صنعتی یا وابسته به نهادهای بزرگ با بودجههای چند ۱۰ میلیاردی و اعزامهای هوایی چارتر در مسابقات حاضر میشدند و این در حالی بود که تیم فوتبال ۹۰ حتی در مقاطعی برای تهیه بلیت ساده اعزام به مسابقات با مشکلات جدی مواجه میشد.
نبود زیرساختهای لازم برای حضور در لیگ دسته اول دومین مشکل این تیم بود. صعود به این سطح از رقابتها، نیازمند ساختار حرفهای در حوزه مدیریت، مالی، بازاریابی و زیرساختهای ورزشی است؛ زیرساختهایی که ۹۰ ارومیه در آغاز راه از بسیاری از آنها بیبهره بود. با این وجود، همین باشگاه توانست در مدت کوتاهی به نامی شناختهشده در فوتبال ایران تبدیل شود و مهمتر از آن، ورزش ارومیه را از سالها تکقطبی بودن خارج کند. حضور یک تیم مستقل، امید تازهای برای استعدادهای بومی و هواداران فوتبال استان ایجاد کرد؛ بله! ۹۰ ارومیه مسیر ۳۰ سالهای را با کمترین امکانات پیمود.
موضوع دیگری که کمتر درباره آن سخن گفته شده، فضای رقابتی منطقهای بود؛ بخش قابل توجهی از هواداران فوتبال در ارومیه سالها از تیم تراکتور حمایت کردند و میکنند. شکلگیری یک تیم مستقل و ریشهدار در ارومیه، بهطور طبیعی میتوانست این معادله را تغییر دهد و بخشی از بدنه هواداری را به سمت نماینده شهر خود سوق دهد. از همین رو، برخی کارشناسان این حوزه معتقدند که تمایل چندانی برای تثبیت و قدرت گرفتن یک تیم مستقل در ارومیه وجود نداشت و این مسئله در مقاطع مختلف، بر مسیر رشد ۹۰ سایه انداخت.
از سوی دیگر، باشگاه نیز از برخی اشتباهات مدیریتی مصون نبود؛ ورود به کشمکشهای غیرضروری سیاسی و حاشیههایی که ارتباط مستقیمی با فوتبال نداشت، بخشی از ظرفیت مدیریتی باشگاه را به جای تمرکز بر موضوعات فنی و اقتصادی، صرف تنش های بیرونی کرد. تجربه فوتبال حرفه ای نشان داده است که باشگاههایی که درگیر منازعات سیاسی میشوند، معمولا هزینه به نسبت سنگینی پرداخت میکنند.
در کنار همه این عوامل، عملکرد هیات فوتبال آذربایجانغربی نیز بی تاثیر نبود! انتظار میرفت هیات فوتبال به عنوان متولی توسعه فوتبال استان، با ایجاد هماهنگی، جذب حمایتها، پیگیری مطالبات و رفع موانع، از تنها نماینده استان در لیگ حمایت کند. اما بی توجهی به تنها تیم فوتبال استان در لیگ دسته یک، موجب شد بسیاری از فرصتها از دست برود و مشکلات بدون راهکار باقی بماند.
امروز هرچند ۹۰ ارومیه در آستانه سقوط قرار گرفته، اما نگارنده معتقد است که نباید تنها به نتایج جدول نگاه کرد. این باشگاه، با همه ضعفها و اشتباهاتش، تجربهای ارزشمند برای فوتبال آذربایجانغربی است؛ تجربهای که با حضورش زیرساخت توسعه برای استان نیز مهیا کرد؛ همگان به یاد داریم که باشگاه ۱۵ هزار نفری ارومیه پس از ۳۰ سال نیمه تمام ماندن، چگونه به خاطر بازیهای تیم ۹۰ و البته تلاشهای رضا رحمانی استاندار آذربایجانغربی در کمتر از چند ماه به بهره برداری رسید.
حال با لحاظ تمامی این موارد، وقتی تیمی حتی کمتر از تیمهای لیگ دسته ۲ مورد حمایت قرار گرفته و اما جانانه با تمامی مشکلات جنگیده است، بی انصافی است که امروز مورد حمله کسانی قرار گیرد که کمترین اطلاعات فوتبالی یا وضعیت حاکم بر این تیم ندارند.
آذربایجانغربی ظرفیت حضور در فوتبال حرفهای کشور را دارد، اما بدون حمایت ساختاری، مدیریت حرفهای، همدلی مسوولان و پرهیز از حاشیه ها، حفظ چنین جایگاهی دشوار خواهد بود.
شاید سقوط یک تیم، پایان یک فصل باشد؛ اما اگر از تیم ۹۰ ارومیه با وجود سقوط حمایت نشود، فوتبال آذربایجانغربی دوباره سالها از داشتن یک نماینده قدرتمند در سطح ملی محروم و رویای جوانان با استعداد این استان روز به روز کم رنگتر خواهد شد.










