به گزارش ایرنا، کاروان وداع با پیکر مطهر حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (قدسالله نفسه الزکیه)، امام مجاهد شهید، پس از قریب هفت روز تشییع در پنج شهر مهم، سرانجام در جوار حرم ملکوتی امامرضا (ع) آرام گرفت.
مردم کرمان ضمن حضور پررنگ در ای مراسم، موکبهای متعددی را در مسیر تشییع راهاندازی کردند و تمامی امکانات را برای اسکان زائران فراهم کردند. حضور کرمانیها در این مراسم تاریخی برجسته بود که این نشان از ارتباط دلی و قلبی مردم کرمان با این حکیم و رهبر فرزانه شهید دارد.
این گزارش، نگاهی است به حماسه بیبدیل امتی که در سوگ رهبر، شکوه مقاومت در برابر زورگویان عالم را به تصویر کشید.
مراسم وداع با پیکر مطهر امام شهید امت، از روز شنبه سیزدهم تیرماه در مصلای امام خمینی (ره) تهران آغاز شد.
۲ روز نخست، پذیرای میلیونها دلدادهای بود که با چشمانی اشکبار و مشتهایی گرهکرده، آخرین دیدار را با فرمانده شهید خویش رقم زدند. این حضور انبوه، نخستین حلقه از زنجیره سوگواریِ بیسابقهای بود که تا مشهد مقدس امتداد یافت.
روز دوشنبه پانزدهم تیر، پایتخت شاهد یکی از عظیمترین تشییعهای تاریخ معاصر بود. خیابانهای تهران مملو از جمعیتی شده بود که نه برای سوگ محض، که برای تجدید میثاق با آرمانهای امام و انقلاب و رهبر شهید گام برداشتند. پیکر مطهر به هر جا که میرسید، بر فراز دستها، مسیری را پیمود که هر متر آن، یادآور ایستادگی در برابر طاغوت و استکبار بود.
واما، آن تابوت کوچک بود که همینطور درمقابل چشمان مردم ظاهر میشد، صدای جمعیت بلندتر شنیده میشد. تابوتی که زهرای ۱۴ ماهه و نوه عزیز رهبر عالیقدر یک کشور بزرگ با تمدنی سرشار از افتخار بود که به دست ترامپ سرکرده ترورستهای جهان به شهادت رسید.
کاروان اندوه، روز سهشنبه شانزدهم تیر به قم رسید؛ شهری که سالها شاهد تدریس و مجاهدت فقهی آن امام شهید بود.
حرم حضرت معصومه (س) میزبان جمعیتی شد که با نالههای «لبیک یا خامنهای» فضای ملکوتی این شهر را به عرش پیوند دادند. این حضور، نمایشی از ارادت عمیق حوزههای علمیه به جریان ولایت بود.
چهارشنبه هفدهم تیر، اما ابعاد فراملی این وداع را آشکار ساخت. پیکر رهبر شهید در نجف اشرف و کربلای معلی تشییع شد؛ همان سرزمینی که خون حسین (ع) و علمدار کربلا در آن، مقاومت را معنا بخشیده است.
زائران عراقی با اشک و آه بر سر و صورت خود زدند و میزبانی کردند. از امینی که عمر خود را در مسیر تقریب و وحدت اسلامی سپری کرده بود.
پنجشنبه هجدهم تیر اما، مشهد مقدس شاهد بزرگترین تجمع سوگوارانه تاریخ ایران بود.
جمعیتی که نه در خیابانها، که در قلبها جای نمیگرفتند، از پیر و جوان تا کودک و کهنسال، در یک صف واحد، پیکر مطهر را تا آستانه حرم امامرضا (ع) بدرقه کردند. در این نقطه، وداع به خاکسپاری انجامید و پیکر پاک رهبر در جوار ثامنالحجج (ع) آرام گرفت.
با این حال، در میان موج عظیم جمعیت، نالهای دیگر نیز به گوش میرسید؛ پرسشی تلخ که از گلوی امتی سوگوار و مظلوم اما قوی برمیآمد؛
عزاداران با چشمانی معترض از دنیا میپرسیدند: «اگر وجدان بشر زنده است، چرا وقتی کودکی ۱۴ ماهه در خانه و شاید حین بازی، شاید هنگام صدا زدن پدربزرگش زیر موشکهای دشمنان بشریت به شهادت رسید، هیچ عقل و ادبی در این جهان به لرزه نیفتاد؟ آیا انسانیت در خوابی سنگین فرو رفته که این خونهای بزرگ را نمیبیند؟»
این فریاد که در بدرقه رهبر شهید نیز طنینانداز شد، پاسخی صریح از سوی امت داشت: حضور میلیونیِ بیسابقه، خود پاسخِ زنده وجدان بیدار اسلام بود. مردمی که برای وداع با رهبر خود اشک میریختند، همان مردم در سوگ کودکان مظلوم عالم نیز میگریند و این پیوند عاطفی، مقاومت را از یک راهبرد سیاسی، به یک باور وجودی تبدیل کرده است.
خاکسپاری در حرم مطهر رضوی، پایانی بر یک حماسه هفتروزه نبود که هیچ بلکه از نگاه تحلیلگران، آغازی بر فصل تازهای از همبستگی ملی و فراملی است.
کارشناسان سیاسی معتقدند که این تشییعِ بینظیر، پیام روشنی به استکبار جهانی داشت که راه امام شهید، با این حضور حماسی، همچنان پررهروتر از گذشته ادامه خواهد یافت.
جملهی تکرارشده در میان جمعیت مشهد، «ما از راه خود دست نمیکشیم»، به شعار محوری این وداع تبدیل شد. این شعار، نه تنها سوگ را به امید گره زد، بلکه نقشه راهی ترسیم کرد برای نسلی که مقاومت را از مکتب حسین (ع) و رهبری شهید خویش به ارث برده است.
باید گفت آنچه در مشهد رخ داد، فراتر از یک آیین تشییع و خاکسپاری بود. این رویداد، نمایشی تمامعیار از پیوند سوگواری، امیدواری و مقاومت در مقابل نظام سلطه بود.
امتی که امروز بر مزار رهبر شهید خود اشک میریزد، با همان ایمان، پرچم مبارزه با استکبار را بر دوش خواهد کشید.
یاد و راه آن امام مجاهد، تا ابد در دل تاریخ و در ضمیر ملتهای آزاده جهان، جاویدان است؛ ملتهایی همچون ملت خونخواه ایران که مرگ را نه پایان، که آغازی برای تداوم یک مسیر روشن میداند.
درنهایت؛ پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و خانواده شهید ایشان، پس از آیین تشییع و اقامه نماز، در رواق دارالذکر و در نزدیکی روضه منوره رضوی آرام گرفت.
انجام هم انبوه جمعیت، رفتن به جلو را سخت کرده بود و تو، در میان جمعیت رها بودی و با آنها حرکت میکردی و در صحن جامع رضوی (بزرگترین صحن حرم مطهر) انبوه جمعیت یکصدا فریاد میزدند عزا عزا است امروز، روز عزاست امروز، امام هشتم ما، صاحب عزاست امروز... این فریادها چیزی فراتر از عزا را حکایت میکند، چیزی که دنیای استکبار ذرهای از آن را نمیفهمد یا آنجا که عدهای با تمامی وجود بر سینهدمیکوبیدند و فریاد میزدند؛ این اهل حرم میر و علمدار نیامد، سقای حسین سید و سالار نیامد علمدار نیامد سپهدار نیامد... و همینطور شعارهای عاشورایی سر داده میشد که اگر سیاستمردان خونخوار آمریکایی معانی و مفهوم این شعارها را میدانستند هرگز دست به چنین تروری نمیزدند که از الان تا دنیا دنیاست، باید شبها را با کابوسهای ترسناک به صبح برسانند.
همانگونه که جمعیت این چند روز را دیده باشند باید بدانند که خون رهبر معظم ما تاوان سنگینی دارد که آمریکا از عهده پرداخت این تاوان برنمیآید.
رهبر عزیز ما در میانه جنگ و در نزدیکی روضه منوره رضوی به خاک سپرده شد اما نبرد حق و باطل، متفاوتتر از قبل تداوم خواهد داشت.
در صحن جامع رضوی (بزرگترین صحن حرم مطهر) انبوه جمعیت یکصدا فریاد می زنند عزا عزا است امروز / روز عزاست امروز/ امام هشتم ما / صاحب عزاست امروز.
به گزارش ایرنا، این رواق، در پایینپای حضرت قرار دارد، همان مسیری که رهبر شهید انقلاب در تشرفهای خود به حرم رضوی همواره بر آن مقید بودند و آن را با ظرافتی معنوی و رفتاری سرشار از فروتنی، طی میکردند.
مسیر تشرف ایشان، خود روایتی مستقل از تواضع بود، روایتی که اکنون با شنیدن نام محل دفن، معنایی دوچندان مییابد.
ایشان معمولاً از مسیر دارالزهد وارد میشدند، اما آنچه این تشرف را به الگویی ماندگار از زیارت مؤدبانه بدل میکرد، توقف معنوی در پایینپای حضرت بود. برای ایشان، زیارت تنها رسیدن به ضریح نبود، آدابی داشت که با جان به آن پایبند بودند.
پیش از هر چیز، از پایینپای ضریح مطهر به روضه منوره مشرف میشدند، گویی میخواستند نخست در جایگاه ادب بایستند و سپس با اذن دل، قدم در حریم نور، بگذارند. پس از آن، با عبور از رواق دارالذکر، اذن دخول میگرفتند و سپس وارد رواق دارالسرور میشدند؛ جایی که توقفی کامل داشتند و درنگی از سر حضور...
در همان لحظه، اذن کامل را بر زبان جاری میکردند، لحظهای که برای همراهان و خادمان تنها یک رفتار آیینی نبود بلکه درسی روشن از نسبت میان اقتدار و بندگی به شمار میآمد.
قائد امت اسلامی، پیش از ورود به روضه منوره، خود در جایگاهی حضور مییافتند که نشانه آشکار ادب، فروتنی و معرفت در زیارت است و اکنون تقدیر، همان مسیر همیشگی را به آرامگاه ابدی ایشان ، بدل کرده است.
روح تمامی شهدا شاد و راهشان پررهرو باد.



















