به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، یکی از وجوه قابل تأمل در مراسم تشییع پیکر آیتالله خامنهای در تهران و قم و مشهد حضور گستردۀ زنان بود و به تعبیر درستتر زنان و دختران جوان. چون وقتی واژه "زنان" را به کار می بریم" همسران" را هم به ذهن متبادر میکند و انگاره "به تبع" بودن را یا سنی بالاتر از ۳۰ را یادآور میشود حال آن که هم زنانی جدای مردان شان بودند هم دختران جوان.
بنابر روایت عصرایران، اگر این شکل حضور و در این گستره و تا این حد گسترده را در نجف و کربلا در عراق شاهد نبودیم طبعا به خاطر این است که در سنت مذهبی و شهرهای مذهبیتر زنان یا در تشییع جنازهها شرکت نمیکنند یا در صف جلو نیستند و حتی برخی مراجع تقلید به صراحت برحذر داشته اند.
در ایران و در تهران و حتی در دو شهر مذهبی قم و مشهد اما حضور زنان پررنگ بود و این رخداد از چند منظر قابل توجه است:
اول این که شاید در نگاه اول تصور شود زنان میان سال بودند کما این که در مساجد فعلی، بیشتر زنان نمازگزار میانسالاند و جوانان کمتر شرکت دارند. اما در بدرقههای رهبر این گونه نبود و دختران جوان هم حضور داشتند.
دوم این که در سالهای اخیر خصوصا در تهران و از مرکز به بالا زنان چادرپوش یا چادری کمتر دیده میشوند و سهل است از ۱۴۰۱ به این طرف دختران فاقد پوشش رسمی بیبیم برخوردهای انتظامی یا نگاههای سرزنشگر به وفور در تردّدند.
بخش مهمی از جمعیت زنان و دختران شرکت کننده در سوگ رهبر چادر به سر داشتند اگرچه مشخص نشد به خاطر این مراسم و مناسبت عزا و مناسبتی چادر به سر کردهاند یا همیشه این پوشش را دارند. همچنین آیا ساکن تهران هستند یا از شهرهای دیگر آمدهاند.
بخشی از زنان طبعا همراه خانواده و مشخصا به اتفاق همسر و فرزندان آمده بودند. چه از تهران و چه از شهرهای دیگر و این ترکیب جای تعجب نداشت و اتفاقا هر تجمعی که در آن زنان و مردان خانوادگی و شامل زن و شوهر و فرزندان و گاه نوادگان حاضر شده باشند طبیعیتر به نظر می رسد و انگ براندازان درباره سازماندهی بر آن نمینشیند.
جمعیت مهمی اما دخترانی بودند که مستقلا شرکت کرده بودند. چادر به مثابه سنت قاعدتا نباید نسبتی با فعالیت اجتماعی و در مراسمی این گونه داشته باشد اما اتفاقا حضور پررنگی داشتند و جالب این که گاه در شعارها گاه رادیکال ترند از حیث خشم و تأکید بر انتقام.
هر چند در فتواهای رهبری درباره تشییع جنازه حضور زنان و دختران توصیه نشده و طبعا در نگاه سنتی فقه شیعه به زن ریشه دارد ولی از سوی دیگر او دوستدار دکتر شریعتی بود؛ هم او که در چالش زن مطبخی - زن عروسکی، مدل زن اجتماعی را پیشنهاد کرد و اول بار یک دانشجوی علاقهمند به او در مدرسۀ عالی دختران ( دِهِ ونک) که در آن زمان به نام مدرسۀ عالیِ دخترانِ فرح شناخته میشد با مانتو روسری ظاهر شد.
قبل از آن زنان سنتی چادری بودند. در محلهها با چادر رنگی و اصطلاحا چادر نماز و در محیط عمومیتر چادر سیاه. زنان مدرن هم بی حجاب و حد وسط خانمهای غالبا شاغلی بودند که کت و دامن می پوشیدند ولی روسری هم به سر داشتند.
مانتو روسری را میتوان اختراع برگرفته از آموزۀ شریعتی دانست و محبوبۀ متحدین را شاید در زمرۀ اولین کسانی که این گونه پوشید و شریعتی هم در کتابی به او پرداخت و همین نشانۀ گرایش او به مجاهدین خلق یا تأثیر پذیری آنان از او دانسته شد. بعد از انقلاب هم مدتی همان مدرسه عالی دختران به نام محبوبه متحدین بود که پیش از انقلاب کشته شد ولی به خاطر آن که مورد استفاده تبلیغاتی مجاهدین/ بعدا منافقین بود و برادرش هم پروندهای بعد از انقلاب داشت پس از ارتقای مدرسه عالی به دانشگاه و حتی گویا قبل از ماجراهای ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ نام آن به دانشگاه الزهرا تغییر یافت و همچنان همین نام بر پیشانی آن است و کمتر کسی آن را به نام متحدین میشناسد.
اسدالله علم هم در خاطرات خود به شاه هشدار میدهد که شمار زنان چادری در دانشگاه پهلوی شیراز زیاد شده و وقتی شاه به کمونیستها نسبت میدهد با شگفتی میگوید کمونیست ها که چادر نمیپوشند و یادآور میشود خود او مدتی رییس این دانشگاه بوده و با حالوهوای آن آشناست.
به هر رو حضور گستردۀ زنان و دختران چادری نشان داد نگرانی قشرهایی بعد از جنبش مهسا بیمورد بوده چون همچنان کسانی که بخواهند بیزور و اجبار چادر بر سر داشته باشند فراواناند و در مراسم هم شرکت می کنند.
شاید گفته شود بخشی از آنان همیشه چادری نیستند و به اقتضای مراسم با چادر آمده بودند. این امر محتمل است و منفی هم نیست و این نوشته هم دربارۀ چادر و پوشش نیست. دربارۀ حضور در مراسم تشییع است که جاهایی بخش زنانۀ آن پررنگتر بود.
درست است که تصویری از دختر شهید آقای خامنهای (سیده بُشری حسینی خامنه) منتشر نشده و در این باره ملاحظه داشتهاند ولی خانه نشین نبوده و فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت مدرس داشته و تدریس میکرده است. از عروس شان (دختر آقای حداد عادل) البته تصویری منتشر شده و او هم دانشآموختۀ زبان و ادبیات فارسی و معلم بوده و رییس مدرسهای که پدر پایه گذاشته بود.
از ۵ تابوت، سه فقره متعلق به غیر مردان بود ( با احتساب نوادۀ خردسال) و شاید یکی از دلایل حضور گستردۀ زنان همین بوده باشد.
خوانندۀ این نوشته اگر با رهبر فقید زاویه و منتقد و مخالف جمهوری اسلامی باشد از این همه تأکید بر زنان در مراسم تعجب میکند و شاید بگوید خوب، خانوادگی آورده بودند دیگر!
ولی واقعیت این است که حضور زنان و دختران توجه خبرنگاران خارجی را هم جلب کرده بود و به لحاظ تصویری هم کنتراست لباس سیاه آنان با پرچمها و پلاکاردهای سرخ تصاویر متفاوتی را شکل داد که آن را از همۀ آیینهای قبلی متفاوت میسازد.
بی هیچ اغراق و فارغ از این که اغلب به کدام شهرهای ایران یا مناطق تهران تعلق داشتند یا بیشتر در کدام گروه های سنی بودند یا مجردین بیشتر بودند یا متأهلین و مادر یا شاغل بودند یا نه یا چه میزان تحصیلات داشتند این نکته مهم است که جمعیت قابل توجهی در مراسمی با ماهیت مذهبی و با شعارهای عمیق دینی و البته از نوع اسلام سیاسی زن بودند و این هم یکی دیگر از شگفتیهای ایران امروز است.
رسانه های خارجی هم تصاویر جنبش مهسا و اعتراضات ۱۴۰۲ در اعتراض به حجاب اجباری را دریافت کردند و هم به چشم دیدند که کثیری از سوگواران رهبر، دختر و زن و البته غالبا با چادر سیاه بودند و اینها یعنی ایرانی پیشبینی ناپذیر است و متنوع و البته پای احساس که در میان باشد بیشتر پایِ کار و در اینجا یادآور نمادهای اسطورهای شیعی هم بود.
تعبیر دکتر سروش را تکرار میکنم که "در این بدرقه، اجتماعی پرعشق و پر ارادت را شاهد بودیم و هم وزن یا حتی بیش از این عشق و ارادت، اظهار تنفر از متجاوزان."
بله. اگر آیتالله خامنهای به شکل طبیعی از دنیا رفته بود قطعا وداع و بدرقه از لون و جنس دیگری بود و مشارکت ترامپ و نتانیاهو و آن گونه بمب بر مقر رهبری و فرماندهی ریختن و همراه بستگان نسبی و سببی و به آن شکل از دنیا رفتن قطعا در این هم نوایی مؤثر بوده است اما این ویژگی اتفاقا بر اهمیت آن میافزاید نه آن که بکاهد.
بار دیگر سخن اصلی و دال مرکزی این نوشتار را تکرار می کنم که ویژگی مهم آیینهای تشییع در این چند روز حضور زنان و دختران بود اگرچه تصور نمی کنم به این وسعت در کربلا و نجف هم به خاطر بافتار سنتی و مذهبی مجال ابراز احساسات داشتند یا بعید نیست در جاهایی از دو حرم اساسا حضور آنان ممکن نبوده است.
شاید همین ویژگی و پاسخ به این توجه، سبب شد مکانی برای دفن در حرم امام رضا در نظر بگیرند که زنان و مردان بتوانند بر آن حضور یابند. این هم امری مدرن است چون نگاه سنتی این حجم از حضور زنان در اجتماع و دوشادوش مردان را برنمی تابد و به تعبیر درست تر برنمی تافت.
۲۹۲۱۸










