فرانسه و مراکش دوره قبل جام جهانی در نیمه نهایی به هم رسیدند و خروسها راهی فینال شدند. در این دوره این بازی در یک چهارم نهایی تکرار شد و دوباره این تیم اروپایی بود که به نیمه نهایی رفت. با لشکر ستارههایی که دشان در اختیار دارد، خیلی با این نتیجه را پیش بینی میکردند اما میدانیم که در فوتبال هیچ چیز بر اساس پیشبینیها و روی کاغذ پیش نمیرود.
مراکش ۶ بازیکن فرانسوی داشت، یعنی دو نفر بیشتر از خود تیم ملی فرانسه که به زمین آمده بود! در واقع جای دو تیم عوض شده و فرانسه بیشتر بازیکن آفریقایی و رنگین پوست داشت و مراکش، بازیکن اروپایی و سفید پوست که اغلب در لیگ فرانسه بازی میکنند یا تجربه اش را دارند. با این شناخت مهم و تجربه بازی ۴ سال قبل، فرانسه چطور این بازی را برد؟
در نیمه اول وقتی یاسین بونو پنالتی امباپه را گرفت، ذهن بسیاری به دنبال قضاوت بر سر این موضوع رفت که آیا امباپه ضربه را بد زد یا بونو یک پنالتی گیر استثنایی است؟ دروازهبانی که حالا رکورددار جام جهانی شده چرا که از ۸ ضربه پنالتی در جریان و در پایان وقت اضافه بازیها ۵ ضربه را مهار کرده است.
در نیمه دوم نیز وقتی امباپه و سپس دمبله گل زدند، دوباره ذهنها به سمت تعریف و تمجید از این ستارههای درخشان و رکوردهای آنها رفت. بعد از جام جهانی ۲۰۰۲ که برزیل به لطف ریوالدو و رونالدو -که به ترتیب ۵ و ۸ گل در آن جام زدند- قهرمان شد، حالا فرانسه صاحب زوجی شده که دمبله ۵ و امباپه ۸ گل زده و تازه حداقل دو بازی دیگر را پیش رو دارند تا به رکورد خود بهبود بخشند.
بعد از بازی نیز صحبت از رکوردهای مربیان شد. اینکه دیدیه دشان به رکورد هلموت شون کبیر رسید ک ۲۵ مسابقه در جام جهانی هدایت آلمان غربی را برعهده داشت و او حداقل دو بازی دیگر در این جام جهانی پیش رو دارد و قطعاً صدرنشین تاریخ خواهد شد. ضمن اینکه دشان این شانس را دارد که اولین مربی تاریخ باشد که دوباره غیر متوالی تیمش را قهرمان جهان کرده است.
ویتوریو پوزو سرمربی ایتالیای افسانهای در ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ قهرمان جام جهانی شد. پس از آن دیگر هیچ مربی به این افتخار نرسید، حتی زاگالو که در ۱۹۷۰ سرمربی بود، در قهرمانی ۹۴ برزیل دستیار کارلوس آلبرتو بود. دشان همین حالا در کنار بکن بایر اسطوره فقید فوتبال آلمان، تنها انسانی است که به عنوان کاپیتان و سرمربی جام جهانی را بالای سر برده است.
اما بعد از ۲۴ ساعت، دیگر عدد بازی رسانهها با رکوردها به پایان رسیده و توجهات به بازیهای بعدی معطوف میشود. حالا کار آنالیزورها و کارشناسان آغاز شده تا مرور اتفاقات بازی و جزئیات آن به این نتیجه برسند که کدام عامل باعث پیروزی تیم برنده شد و تیم بازنده از ناحیه کدام ضعف شکست خورد.
یک نگاه به نیمه اول بازی فرانسه و مراکش نشان میدهد فرانسویها به طور کامل باعث غافلگیری دنیای فوتبال شدند. تیمی با داشتن آن همه ستاره در خط آتش -که در این بازی دوئه را هم در ترکیب اصلی کنار امباپه، دمبله و اولیسه گذاشته بود- به جای استفاده از تکنیک آنها و نفوذ از عمق، رو به ارسال از کنارهها آورده و به شکلی عجیب همان طوری بازی میکرد که مراکش میخواست!
مدافعان کناری مراکش به رهبری اشرف حکیمی در تمام نیمه اول به خوبی همه ارسالهای فرانسویها را برگردانده و ان چند ضربهای هم که از دست آنها در رفت، توسط یاسین بونو مهار شد تا شیرهای اطلس با روحیه بالا به رختکن بروند.
و در شروع نیمه دوم جایی که مراکشیها با اعتماد به نفس بالا خیال میکردند راه نفوذ فرانسه را بسته و به دنبال راهی برای زدن گل برتری و صعود بودند، ناگهان فرانسه دوباره آنها و همه را غافلگیر و به ذات بازی ستارههای خود برگشت و دیدیم که هر دو گل پیروزی در این مسابقه را از عمق، از روی زمین و از شلیک از راه دور زد!
یعنی در لحظه ای که مراکشیها فکر میکردند امباپه و دمبله به دنبال راهی برای پاس تو در میگردند، مقابل شلیک راه دور آنها غافلگیر و واکنش بونو هم در هر دو صحنه برای بستن راه توپ کافی نبود. در حقیقت فرانسه به لطف تغییر تاکتیکی خود در نیمه دوم این بازی را برد آن هم در حالی که نیمه اول حریف را از پیروزی خود مطمئن کرده بود!











