در یادداشتی به قلم مینا کشـانی همدانی، دکترای شهرسازی و پژوهشگر مطالعات شهری جهاددانشگاهی واحد اصفهان آمده است: دکــه؛ نامی آشنا، برای همه مردم و در همه سنین. واژهای کوچک که قابلیت حضور در بخش گستردهای از شهر را داراست و میتواند در مساحت کوچک تحت سیطره خود، فضایی متفاوت خلق کند. به استناد لغتنامه دهخدا و در یادداشتهای وی از دکه بهعنوان دکانک، دکانچه یا دکانسرای یاد شده است. ساختاری نحیف، ظریف و کوچک در حجم انبوه گستردگیهای شهر که باوجود کوچکی خود، گاه در مقیاسی وسیع روح زندگی را پیرامون خود تا شعاع قابلتوجهی تحتتاثیر قرار میدهد. این ساختارهای ریزدانه شهری با ظاهری نهچندان پیچیده، در پی دنجترین نقاط شهر میگردند، در آن مستقر میشوند و در ادامه حیات خود، شبکهای قاعدهمند از جریان زندگی روزمره را پیرامون خود شکل میدهند. دکهها میتوانند از سادهترین اشکال فلزی کانکسمانند و در قالب اتاقکی کوچک تا فضاهایی به صورت ون-کافههای دیزاین شده یا غرفههای هنری ویژه در فضای شهر نمایان شوند. دکهها با محتواهای مختلف، خود را با خلق و خوی شهروندان وفق میدهند.
گاه با صفحه فلزی کوچکی بهعنوان پیشخوان و با عرضه تیترهای خبری روزنامههای پرفروش، چشمها را به خود خیره میکنند و گاه به سیاق اثری هنری در طراحی چارچوب دکه و عرضه محصولات هنری تلاش دارند خود را با بستر عمومی خاصی که در آن واقع شدهاند یکی کنند که در این دومی بسترهای تاریخی و همچنین فضاهایی با اجزای هنری بیش از هر چیز تاثیرگذارند.
آنچه اهمیت دارد این است که دکهها میتوانند کارکردهای ویژهای در شهر خلق کنند؛ به گونهای که طیف وسیعی از این کارکردها جنبه کمکی داشته و میتواند در ارتقای کیفیت محیط و نیز ارتقای کیفیت زندگی کاربران شهری اثرگذار باشند. به گونهای که گاه جانمایی درست دکهها در برخی راستههای شهری به عنوان مثال پیادهراهها یا فضاهایی که نتوانستهاند در جذب شهروندان موفق عمل کنند، میتواند به ایجاد یا افزایش سرزندگی در آن فضا کمک کرده و نقش عملکردی ویژهای برای آن تولید کند. بهطور کلی دکهها- این کوچکهای دوستداشتنی در شهر- میتوانند در خلق معنا و تولید فضا نقش پررنگی داشته باشند و با توجه به اینکه ایدهای سریع، ارزان و کوتاهمدت به حساب میآیند، بهعنوان یک راهحل میانبر و بعضا بهعنوان یک کاتالیزور شهری در ارتقای کیفیت فضاهای شهری -با توجه به چارچوبهای بستر شکلگیری آن- بهشمار میروند. در همین راستا ضروری است با مفهومی که اندکی وسیعتر است به نام رهیافت LQC (ال. کیو. سی) آشنا باشیم؛ منظور، آن دسته از پروژههای شهری است که با جنبه محرک توسعه بودن سه ویژگی اصلی «سبک (Light)»، «سریع (Quick)» و «ارزان (Cheap)» را در برمیگیرد. از این رو، میتوان گفت که دکههای شهری بهعنوان یکی از انواع پروژههای LQC هستند که متناسب با شرایط وضع موجود در برخی فضاهای عمومی شهری میتواند بهعنوان یک راهکار سبک، ارزان و سریع از سوی طراحان و برنامهریزان شهری و نیز بدنه مدیریت شهری به کار گرفته شود. در صورت بهکارگیری درست این رهیافت، میتوان شاهد برآیندهای مثبت ناشی از اجرای آن در قالب افزایش سرزندگی، خلق فضاهایی با معنا و ارتقای تعاملات اجتماعی در عرصههای عمومی شهر بود.
از این رو توجه به کارکرد دکهها بهعنوان یکی از انواع رایج خردهفروشیهای موقت در توسعه مفهوم فضاهای شهری پویا و ارتقای تعاملات اجتماعی اثرگذارند، اما با توجه به اینکه گاه این پدیده بهصورت خودجوش و گاه بهصورت برنامهریزی شده از سوی بدنه مدیریت شهری در فضاهای عمومی شهر بروز و ظهور مییابد، ضروری است نقش آن در هر یک از این دو وجه بهصورت جداگانه مورد مداقه قرار گیرد، زیرا که در حالت دوم، این پدیده بهعنوان یکی از انواع پروژههای LQC در شهر و بهصورت از قبل برنامهریزی شده، قابل عرضه است. از این رو تلاش میشود در یادداشت بعدی با تمرکز بر مفهوم LQC و معرفی آن، جایگاه خردهفروشیهای موقت مورد بازبینی قرار گیرد.
به همین منظور ضروری است به مقوله خردهفروشیهای موقت در فضاهای عمومی نه فقط از جنبه جامعهشناختی و اقتصادی که در حوزه برنامهریزی شهری نیز، نگاه دقیقتری شود. این یادداشت گوشهای بود از مفهوم خردهفروشیهای موقت که پیشتر در قالب رساله دکتری و با نگاه پژوهشی عمیق با عنوان «واکاوی فرایند مکانسازی مبتنی بر مفهوم خردهفروشی موقت در عرصه عمومی» از منظر مطالعات شهری توسط نگارنده مورد پژوهش قرار گرفته و بنا است در ادامه این یادداشتها با نگاهی صریحتر و سادهتر، ابعاد دیگری از این پدیده شهری با علاقمندان به اشتراک گذاشته شود.
انتهای پیام













