گلایه رهبر شهید درباره داستان‌هایی که امیدبخش نیستند

خبرگزاری مهر چهارشنبه 24 تیر 1405 - 18:09
یک نویسنده ادبیات داستانی می‌گوید: حضرت آقا تأکید داشتند که داستان نباید موجب افسردگی و دل‌مردگی شود. ایشان می‌گفتند برای شناخت ملت‌ها و تاریخ باید به ادبیات داستانی و رمان آن ملت رجوع کرد.

گروه فرهنگ و ادب، خبرگزاری مهر، فاطمه نعمتی: «هیچ چیز جای کتاب را نمی‌گیرد» حرفی‌ست که از دل بر زبان رهبر شهید انقلاب جاری شد؛ او که عالی‌ترین مقام کشورمان بود. تصورش را بکنید. مهم‌ترین و بالاترین مقام سیاسی، نظامی، فرهنگی و دینی یک سرزمین، طوری در زندگی‌اش برای کتاب جا باز کرده باشد که بگوید هیچ چیز جای آن را نمی‌گیرد. وقتی عاشق مطالعه و کسب دانش و تجربه از طریق تجارب دیگران باشی و بخواهی از طریق صفحات کاغذی «سیروا فی الارض» داشته باشی، حتما چنین ارزش و احترامی برای کتاب قائل خواهی بود.

اما این نظر آقای شهید ایران به کتاب و مطالعه نه فقط مردم عادی که نخبگان فرهنگی جامعه در حوزه کتاب مثل نویسندگان را هم مجذوب خود کرده است. این را از خاطرات و صحبت‌های وجیهه سامانی، نویسنده و منتقد ادبی دریافته‌ایم. سامانی که خود، کارشناسی ارشد رشته ادبیات فارسی دارد و در دنیای کتاب‌ها زندگی می‌کند و انواع فعالیت‌های مرتبط به این حوزه را انجام داده است مثل نگارش داستان، تدریس داستان‌نویسی، نقد ادبی، داوری جشنواره‌های ادبی مختلف و دبیری علمی پانزدهمین جایزه ادبی جلال آل احمد و در جشنواره‌های ادبی شهید حبیب غنی‌پور، شهید اندرزگو و داستان انقلاب حوزه هنری برگزیده شده و تقریظ رهبر شهید انقلاب بر کتاب «آن مرد با باران می‌آید» را نیز به دست آورده است، وقتی پای صحبت‌های امام شهید درباره داستان‌ها و رمان‌ها و کتاب‌هایی که خوانده‌اند می‌نشیند، خود را شاگردی می‌بیند که فقط باید گوش دهد و بهره ببرد.

در شماره هشتم پرونده «هیچ چیز جای کتاب را نمی‌گیرد» با وجیهه سامانی گفت‌وگویی داشته‌ایم در بابِ همین شیفتگی و شاگردی در محضر رهبر شهید انقلاب و آنچه که باید در حوزه ادبیات ایران برای جهانی‌شدن اتفاق بیفتد. این گفت‌وگو را می‌توانید در ادامه بخوانید:

خانم سامانی، تابه‌حال شده رهبر انقلاب در حوزه ادبیات یا غیرداستانی کتابی را پیشنهاد دهند و شما به این دلیل که پیشنهاد یا توصیه ایشان است، آن اثر را تهیه کنید و بخوانید؟ بعد از خواندن نظرتان درباره کتاب چه بود؟

بله: رمان «بینوایان». البته که در اَوان جوانی من این اثر را خوانده بودم ولی فکر می‌کنم نسخه و ترجمه خیلی معروفی از آن نبود چون من را خیلی جذب نکرد. بعد سریالش را دیدم و فکر می‌کردم کفایت می‌کند. اما بعداً که دیدم حضرت آقا خیلی روی این رمان تأکید دارند و چندین‌بار در صحبت‌هایشان از این رمان اسم بردند و اشاره داشتند که برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده و این شاهکار ادبی را تحسین کردند، ترغیب شدم که دوباره آن را بخوانم. حضرت آقا این اثر را سرشار از مضامین عالی اخلاقی، انسانی و آموزه‌های دین‌مدارانه می‌دانستند. صراحتا گفته بودند این کتاب بزرگ‌ترین و بهترین رمان تمام دوران است و انگار آن را در دوران تبعیدشان در ایرانشهر خوانده بودند و در نمایشگاه کتاب هم پیگیر ترجمه‌های جدید از آن بودند. من این رمان را مجددا چندسال قبل خواندم و واقعا به نکات خیلی ظریفی در آن رسیدم و نکته‌سنجی آقا را در متن کتاب دیدم که واقعا حق داشتند این رمان را تحسین کنند.

رهبر انقلاب معتقد بودند که «در بین شیوه‌های بیان هنری، آن چیزی که در مجموع، بیشتر جامع شرایط گوناگون هست، رمان است. فهم از فیلم، با فهم از رمان متفاوت است. فیلم محدودیتی دارد که نمی‌تواند همه‌ی چیزها را بیان کند. شما ببینید از کتاب بینوایان ویکتور هوگو تا حالا چند فیلم ساخته‌اند. در ایرانِ خود ما، تلویزیون تا حالا دو سه فیلم از آن را نشان داده است. بنده بینوایان را بارها خوانده‌ام. این فیلم‌ها را هم با علاقه نگاه کرده‌ام؛ اما بینوایان کجا، این فیلم‌ها کجا!؟ اصلا قابل مقایسه با همدیگر نیستند.». شما هم اشاره کردید که این کتاب را به پیشنهاد رهبر شهید دوباره بادقت خوانده‌اید. به‌عنوان یک رمان‌نویس از اهمیت رمان و داستان برایمان بگویید در نسبت با دیگر قالب‌های هنری.

یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین ابزارهای هنری که در روح و اندیشه آدم اثر می‌گذارد داستان و رمان است. داستان با روح و جان ما سروکار دارد و بر ناخودآگاهمان تأثیر می‌گذارد. داستان‌خوانی یک عمل پیچیده است و اثر متفاوتی بر مغز می‌گذارد. وقتی داری یک رمان می‌خوانی، هم‌زمان چند نقطه در مغز درگیر می‌شود و اتصالاتی که برقرار می‌شود تا چند روز باقی می‌ماند؛ اما برخلاف آن وقتی فیلمی می‌بینی و تمام می‌شود، آن اتصالات قطع می‌شود و اثرش کوتاه‌مدت است.

ما در رمان با آدم‌ها، حوادث و مکان‌هایی مواجه‌ایم که شاید هرگز در طول زندگی‌مان، امکان درک و تجربه‌اش را نداشته باشیم. نکته بارزی که درباره مطالعه داستان‌ و رمان گفته می شود این است که می‌گویند هرکس به اندازه داستان‌هایی که می‌خواند زندگی‌های مکرری را تجربه می‌کند. ما در عمر محدودمان فقط یک بار زندگی می‌کنیم و یک بار می‌توانیم یک سری مسائل را تجربه کنیم؛ اما در داستان و رمان ما امکان تجربه زندگی‌های بی‌شماری را داریم.

ظرف داستان کوتاه یا داستان بلند خیلی محدودتر است. در رمان ما وارد یک جهان بی‌نهایت می‌شویم که شخصیت‌های متعدد، اتفاقات و حوادث بی‌شماری دارد. دست نویسنده در رمان بازتر است و عنصر خیال خیلی پررنگ‌تر. ذهن مخاطب هنگام تماشای فیلم نمی‌تواند تخیل کند، نمی‌تواند خلاقیت به کار ببرد و همان چیزی را درک می‌کند که حواس پنجگانه‌اش دریافت می‌کند؛ اما در داستان به تعداد افرادی که یک اثر را می‌خوانند، تصور و خیال از فضا، سر و شکل شخصیت‌ها، توصیف اتفاقات و حتی لحن گفت‌وگوها وجود دارد.

البته حضرت آقا در بیانات‌شان درباره رمان و ادبیات تأکید می‌کردند که داستان نباید موجب افسردگی و دل‌مردگی شود و نباید خیلی سیاه‌نمایی کند. ایشان گلایه می‌کردند از آثاری که هیچ نقطه روشنی در آن‌ها نیست و می‌گفتند این موضوع پسندیده‌ای نیست. داستان و رمان ضمن اینکه باید واقعیت‌ها را بگوید و در مواجهه با تاریخ صادق باشد یعنی اتفاقات تاریخی را صادقانه روایت کند، اما باید افتخارآفرین هم باشد، امیدبخش باشد و حرکتش رو به جلو باشد نه اینکه یأس، کرختی، افسردگی و دل‌مردگی در مخاطب ایجاد کند.

یک نکته مهم دیگر درباره رمان‌نویسی و داستان‌نویسی هم می‌خواهم بگویم. حضرت آقا در یکی از دیدارها به این مسئله اشاره کردند که رمان علاوه‌بر اینکه باید قصه خوبی بگوید، باید خوب هم قصه بگوید. ببینید چقدر قشنگ و با چه زبان شیرینی حضرت آقا موضوع هماهنگی مضمون و محتوا با فن و تکنیک را بیان کردند. قصه خوبی بگوید یعنی محتوای خوبی داشته و جذاب باشد؛ اما اینکه خوب قصه بگوید یعنی خوب روایت کند و تکنیک فرم را رعایت کند. اگر ما نتوانیم خوب روایت کنیم، بهترین داستان‌ها هم مخاطب خود را از دست می‌دهند و نمی‌توانند جذابیتی برای آن‌ها ایجاد کنند. برای ایجاد جذابیت باید به فنون داستان‌نویسی توجه کنیم؛ همان‌طور که خارجی‌ها در کارهایشان آن را به کار می‌برند.

گلایه رهبر شهید درباره داستان‌هایی که امیدبخش نیستند

به پیشنهادهای کتاب‌خوانی رهبر شهید برگردیم. به نظرتان ویژگی شاخص یا چند ویژگی محوری در آثار موردعلاقه ایشان وجود داشت؟

حضرت آقا واقعا کثرت مطالعه داشتند و در جایی من از ایشان خواندم که خودشان هم اذعان کرده بودند به اینکه در اثر کثرت مطالعه رمان‌های گوناگون در طول سالیان عمرشان که شاید هزاران قصه از بهترین نویسندگان جهان باشد می‌توانند در مورد این آثار نظر بدهند اما طبیعتا مشخص بود که علاقه و تمایل بیشتر ایشان به داستان و رمان بوده است؛ چون می‌گفتند هیچ چیزی به اندازه رمان نمی‌تواند یک ملت و یک تاریخ را معرفی کند و در بین شیوه‌های بیان هنری، مؤثرترین روش رمان است؛ حتی می‌گفتند اثرش از سینما هم بیشتر است. ایشان تأکید داشتند که برای شناخت ملت‌ها و تاریخ باید به ادبیات داستانی و رمان آن ملت رجوع کرد.

در بین کارهای تألیفی هم اگر آثار تقریظی را بررسی کنیم می‌بینیم دست‌کم در این یکی دو دهه اخیر، از سال 90 که سرعت انتشار تقریظ‌ها خیلی بالاتر رفت تا سال 1404، از مجموع 30 تقریظی که از ایشان منتشر شد 20 کتاب متعلق به خانم‌ها بوده و بیشتر هم مستندنگاری و روایت‌نویسی بوده است. آن ویژگی مهمی که من در این کارها به آن رسیدم و وجه مشترک‌شان است، این است که در عین درد، رنج، فراق و هجرانی که در این کتاب‌ها موجود است، روحیه امیدبخشی و حرکت رو به جلو در تمام این آثار دیده می‌شود.

چه جنبه‌ای از کتاب‌خوانی آقای شهید ایران و عشق و علاقه‌شان به کتاب و مطالعه برای شما جالب‌تر بوده؟

ایشان نه فقط کتاب‌خوان حرفه‌ای بلکه کتاب‌شناس و منتقد بسیار حرفه‌ای هم بودند و نکات ظریفی درباره آثار می‌گفتند که واقعا برای ما شگفت‌آور بود. نسخه‌ها و ترجمه‌های مختلف آثار را خوانده بودند و هر کجا من صحبتی از ایشان در مورد رمان و ادبیات می‌شنیدم با نکته‌ای جدید مواجه می‌شدم و برایم بسیار عجیب بود که رهبر با این حجم از مشغله و دغدغه، این‌طور درباره کتاب‌ها و مطالعات‌شان نکته‌سنج هستند.

دوباره درباره همان رمان «بینوایان» نکته‌ای می‌گویم. ایشان نگاه دقیقی به این اثر داشتند. این خاطره هیچ‌وقت از ذهنم پاک نمی‌شود. ما دیداری با ایشان در مهرماه سال 97 داشتیم. جمع محدود حدودا سی نفره ای از نویسندگان که چهارنفرمان خانم بودیم. آنجا صحبت از اهمیت رمان شد و ایشان اشاره‌ای کردند به رمان‌های «بینوایان» اثر ویکتور هوگو و «جنگ و صلح» اثر تولستوی. حضرت آقا ماجرای حمله ناپلئون به روسیه را برایمان گفتند که یکی از بزرگ‌ترین و فاجعه‌بارترین عملیات‌های نظامی تاریخ بوده و باعث کشته‌شدن یک میلیون نفر سرباز و غیرنظامی شده و یک شکست فاجعه‌بار برای ناپلئون بوده است. آقا گفتند که در مورد این جنگ، دو رمان خیلی بزرگ نوشته شده است که «جنگ و صلح» روایت جنگ از نگاه روسیه است و «بینوایان» روایتی از نگاه فرانسه. اشاره کردند به اینکه شما اگر «جنگ و صلح» را بخوانید با اینکه ناپلئون ابتدا تا قلب مسکو هم پیش رفته و این خفتی برای یک کشور است اما بعدا مغلوب شده، اما تولستوی در کتابش چنان افتخاری برای روسیه، برای سرداران نظامی و برای مردم و تاریخ کشورش ثبت کرده که این پیروزی را ماندگار کرده است. از آن‌طرف وقتی روایت «بینوایان» را می‌خوانیم با اینکه ناپلئون و فرانسه در جنگ شکست خورده است اما ویکتور هوگو به شکلی روایت می‌کند که حیثیت کشورش و حتی ناپلئون را حفظ کرده است. اشاره حضرت آقا به آن حُبِ وطن، وطن‌دوستی و حفظ حرمت وطن بود که با اینکه آن کشور در جنگ شکست خورده ولی نویسنده اهل آنجا، آن‌قدر نجیب است که حواسش به وطنش هست و حیثیت کشورش را لگدمال نمی‌کند.

این نکته‌ای که حضرت آقا اشاره کردند برای من خیلی عجیب بود؛ با وجود اینکه هردوی این آثار را خوانده بودم اما از این زاویه به آثار دقت نکرده بودم.

این آثار رمان هستند و رمان هم مانند هر قالب ادبی و هنری دیگری ابزاری است برای رساندن پیام و محتوایی به مخاطب. به نظر شما امروزه نویسندگان ما در ایران بیشتر از این قالب برای رساندن چه محتواهایی استفاده می‌کنند؟ آیا رمان‌های ایرانی امیدبخش و روحیه‌ساز هستند یا مانند سینما به بیان مشکلات و حتی تکثیر ناامیدی روی آورده‌اند؟

کسی که می‌خواهد وارد وادی ادبیات و نویسندگی شود و در این وادی ماندگار هم شود باید حرکت رو به جلویی داشته باشد و کارهای خوبی از خود به جا بگذارد که مخاطب داشته باشد. اگر این فرد از روی جوزدگی یا شور و شوقی کوتاه‌مدت به کار نوشتن روی نیاورده باشد و نخواهد با کارهای سفارشی خود را در این وادی حفظ کند، باید هر سه مورد را در نظر داشته باشد؛ یعنی هم به بازار توجه داشته باشد، هم مخاطب را در نظر بگیرد که چطور او را جذب کتاب کند و هم باید روش نوشتن و فرم مناسب را به کار بگیرد. نویسنده چیزی جدای از اعتقاد و ایدئولوژی و اندیشه خودش نیست. او می‌تواند برای آن چیزی که اعتقاد دارد و به‌خاطرش زندگی می‌کند قلم بزند. همه رشته‌های هنری همین‌طور است. اگر ما به چیزی اعتقاد نداشته باشیم نمی‌توانیم برایش فعالیت هنری داشته باشیم. پس باید به خودمان هم توجه داشته باشیم و درباره چیزی که مخالف با اندیشه‌های ماست، ننویسیم.

مثلا اگر کسی با انقلاب و نظام زاویه دارد، به‌خاطر اینکه پولی به جیب بزند کار سفارشی از یکی از ارگان‌های دولتی می‌گیرد و در مورد انقلاب می‌نویسد. قطعا این کار دلی نیست و به دل هم نمی‌نشیند. باید به چیزی که می‌نویسیم اعتقاد کامل داشته باشیم، چگونه نوشتن و تکنیک روایت جذاب را بلد باشیم و به بازار هم توجه کنیم.

رهبر شهید انقلاب به ترجمه آثار ایرانی تأکید داشتند. آیا موقع تألیف یک داستان به این فکر می‌کنید که علاوه‌بر جذب مخاطب داخلی اثری جامع بنویسید که قابلیت ترجمه هم داشته باشد و مخاطب جهانی را هم درگیر کند؟

فکر می‌کنم یکی از خواسته‌های قلبی هر نویسنده است که کارش جهانی شود و مخاطبش از مرزهای کشورش فراتر برود. از کارهای تألیفی هم بوده کارهایی که خوانده‌ام و نظرم این بوده که اگر ترجمه شود قطعا مخاطب پیدا می‌کند. به‌هرحال یک سری پارامترها و شاخصه‌هایی هست که باید حتما رعایت شود برای مخاطب جهانی. تفاوت فرهنگ‌ها، خرده‌فرهنگ‌ها، سلیقه، نوع زاویه‌دید، نگاه و سبک زندگی‌ بین ملتها و جوامع وجود دارد، ولی اگر بتوانیم اثری بنویسیم که زبان مشترک جهانی داشته باشد و برای دیگران هم قابل فهم باشد، بهتر می‌توانیم اندیشه‌ها، افکار و آن پیامی را که نظام و انقلاب‌مان دارد به بقیه منتقل کنیم. مخصوصا در مورد حاج‌قاسم دوست داشتم که آثار خوب جهانی منتشر شود تا آن‌ها با این ابرمرد آشنا شوند. اکنون در مورد رهبر شهید هم چنین نظری دارم و قطعا باید دست به کار شویم و کارهای خوبی تولید کنیم که زبان جهانی داشته باشد و این یگانه دوران، ایرانی‌ترین رهبر سرزمین پارس را هم در ادبیات و تاریخ ماندگار کنیم و هم به جهانیان معرفی.

اگر رهبر شهید به خواب‌تان بیایند و یک درخواست از شما داشته باشند که به‌عنوان نویسنده، کاری برای ترویج کتاب‌خوانی بین مردم انجام دهید، شما چه روشی را در پیش می‌گیرید؟

حقیقتا از وقتی گذرم به وادی کلمه و کتاب افتاد با این دغدغه فعالیت کرده‌ام که کتاب‌خوانی را بین مخاطبانم ترویج کنم به‌خصوص در فضای مجازی. حضرت آقا خیلی تأکید داشتند که در فضای مجازی، کار تبلیغ و ترویج کتاب انجام دهیم و کتاب‌های خوب را معرفی کنیم. تا جایی که از دستم برمی‌آمده در شبکه‌های اجتماعی این‌طور عمل کرده‌ام. اصلا هدف اصلی‌ام از راه‌اندازی صفحات اجتماعی‌ و کانال و گروه، ترویج کتاب و کتاب‌خوانی بوده. کار ما همین است که بیاییم درباره کتاب‌های خوب صحبت کنیم.

خارج از فضای مجازی نیز به کَرّات کتاب به کتابخانه‌های محروم کشور هدیه داده‌ام؛ هم از کتاب‌های خودم و هم کتاب‌های کتابخانه‌ام که مطالعه کرده‌ام. کتاب به کتابخانه‌های مختلف از جمله کتابخانه «فاطمه‌ها» که خیلی معروف است و کتابخانه‌ای در قشم هدیه دادم و کتابخانه آنجا را تجهیز کرده‌ایم. همین چند سال قبل هم چندین جعبه کتاب برای تجهیز کتابخانه‌های محروم کشور به نهاد کتابخانه‌های عمومی اهدا کردم یا در حرکت «وقف در گردش» شرکت کردم. در این حرکت، کتابی را به کسی هدیه می‌دهی و در آن می‌نویسی که بعد از خواندن، آن را به نفر بعدی بدهد و همین‌طور آن کتاب در دست افراد بچرخد. من این کار را هم برای نوجوانان و هم بزرگ‌سالان به دفعات متعدد انجام داده‌ام. به‌طور کل هرچه که به ذهنم آمده در مسیر ترویج کتاب و کتاب‌خوانی انجام داده‌ام، هر آنچه که از دستم برمی‌آمده.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.