خبرآنلاین - رسول صَفرآهنگ: تاریخ روابط بینالملل همواره میان «قانون» و «قدرت» در نوسان بوده است. اما اکنون در تنگه هرمز، «قدرت عریان» بر «حقوق دریاها» چیره شده است. انسداد تنگه هرمز توسط ایران و در دایره ای بزرگتر از سوی امریکا که به عنوان واکنشی به فشارهای فزاینده بینالمللی توصیف شده، نه تنها یک اقدام نظامی، بلکه یک «شوکِ سیستمی» به معماری امنیت جهانی است.
بر اساس گزارش نیویورک تایمز، ایالات متحده وارد فاز جدیدی از عملیات موسوم به «تضمین جریان آزاد انرژی» شده است. در همین راستا موج جدیدی از حملات موشکی و پهپادی از سوی امریکا علیه پایگاههای پهپادی و موشکی جنوب ایران آغاز شده است و ادامه دارد. آمریکا با استفاده از بمبافکنهای استراتژیک و موشکهای کروز، تلاش کرده تا سکوهای پرتاب موشکهای ساحل به دریا را که مستقیماً تنگه هرمز را تهدید میکنند، از کار بیندازد.
اما برخلاف جنگهای کلاسیک، در اینجا آمریکا به دنبال اشغال زمین نیست. بلکه هدف، نابودی کامل توانایی فرماندهی و کنترل ایران در خلیج فارس است. استفاده از هوش مصنوعی در هدایت ریزپرندهها برای شناسایی رادارهای پنهانشده در کوههای پیرامون تنگه هرمز، نشان از یک جنگ تکنولوژیک تمامعیار دارد.
این در حالی است که در لایههای پنهان این جنگ، اسرائیل نقش «جراح» را ایفا کرده و تمرکز اسرائیل بر خنثیسازی توانمندیهای ایران در حوزه موشکهای میانبرد است که ممکن است به سمت اسرائیل شلیک شوند. بنابراین اسرائیل عملاً با ایجاد یک چتر دفاعی و تهاجمی همزمان، دست آمریکا را برای تمرکز بر باز کردن تنگه هرمز باز گذاشته است.
در همین راستا تهران اقدامات خود را به عنوان «دفاع مشروع» در برابر تحریمهای اقتصادی که به مثابه «جنگ اقتصادی» تلقی میشوند، متمرکز کرده است. از منظر ایران، وقتی امنیت ملی در خطر باشد، «حق عبور بیضرر» یا «عبور ترانزیت» میتواند به حالت تعلیق درآید. در مقابل، آمریکا و متحدانش با استناد به ماهیت بینالمللی تنگه هرمز، هرگونه محاصره را «اقدام به جنگ» (Act of War) قلمداد کردهاند. بنابراین عملیات نظامی علیه مناطق جنوبی ایران از منظر واشینگتن، نه یک تجاوز، بلکه یک عملیات «پلیس بینالملل» برای بازگرداندن نظم حقوقی به آبراههای بینالمللی است.
در چنین شرایطی، تحلیلگران با سناریوهای متنوعی برای آینده مواجه هستند:
• سناریوی اول (تداوم فرسایشی) : حملات محدود آمریکا ادامه مییابد تا توان فنی ایران برای بستن تنگه هرمز مستهلک شود. این سناریو به معنای ماهها ناامنی در بازار انرژی است.
• سناریوی دوم (انفجار بزرگ) : در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای هستهای یا نفتی اصلی ایران، واکنش تهران میتواند شامل استفاده از «قایقهای انتحاری» و «مینریزی وسیع» در تنگه باشد. تحلیلگران معتقدند چنین سناریویی قیمت نفت را به بالای ۲۵۰ دلار خواهد رساند و اقتصاد جهانی را به زانو درمیآورد.
در این میان، کشورهای دوست ایران هم از پیامدهای منفی چنین منازعه ای بی نصیب نخواهند بود. چین و هند بزرگترین بازندگان این معرکه هستند. سکوت معنادار پکن در قبال حملات اخیر آمریکا نشاندهنده یک بنبست دیپلماتیک است. چین از یک سو متحد استراتژیک ایران است و از سوی دیگر، برای بقای اقتصادی خود به ثبات در هرمز نیاز دارد.
در یک جمعبندی، ساختار قدرت در خاورمیانه در حال بازآرایی است. عملیاتهای هوایی ۲۴ ساعت اخیر نشان داد که تکنولوژی نظامی به سمتی حرکت کرده که «جغرافیا» (حتی تنگهای به استراتژیکیِ هرمز) دیگر نمیتواند به تنهایی تضمینکننده امنیت یک کشور باشد. در نهایت، آنچه سرنوشت این بحران را رقم خواهد زد، نه فقط قدرت آتش تُفنگ ها، بلکه میزان تابآوریِ سیستمهای اقتصادی جهانی در برابر قطع شریانهای انرژی است. اهمیت زمان بندی اینکه شمشیر، از دست کدام طرف جنگ، متاثر از فرسایش اقتصادی، زودتر خواهد افتاد!
توییتر نویسنده گزارش را اینجا (safarahang@) دنبال کنید
۲۱۳/۴۲













