ارزیابی فعال سیاسی اصولگرا از وضعیت کنونی ایران و آمریکا/ کوهکن: آمریکا توان جنگ طولانی با ایران را ندارد/ به سمت «ترک مخاصمه» می‌رویم

خبرآنلاین جمعه 26 تیر 1405 - 15:26
محسن کوهکن درباره آینده روابط تهران و واشنگتن اظهار کرد که صلح میان دو کشور امکان‌پذیر نیست و آنچه ممکن است شکل بگیرد، صرفاً ترک مخاصمه است. به گفته او، تفاهم میان ایران و آمریکا به معنای گذشته منتفی است و دو طرف احتمالاً به سمت جلوگیری از تداوم درگیری نظامی حرکت خواهند کرد.

خبرآنلاین: با ادامه تنش‌ها میان ایران و آمریکا و در حالی که نشانه‌هایی از درگیری‌های محدود نظامی، تهدیدهای متقابل و همزمان تلاش‌های دیپلماتیک در فضای سیاسی منطقه دیده می‌شود، پرسش درباره آینده روابط تهران و واشنگتن بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است.

آیا دو کشور در آستانه دور تازه‌ای از یک رویارویی گسترده قرار دارند یا آنچه امروز مشاهده می‌شود، بخشی از جنگ روانی و قدرت‌نمایی برای کسب امتیاز در مذاکرات است؟ از سوی دیگر، با توجه به اظهارات اخیر مقام‌های آمریکایی و تحولات پس از تفاهم میان دو کشور، این پرسش نیز مطرح است که آیا اساساً تفاهم ایران و آمریکا به پایان راه رسیده یا هنوز می‌توان از شکل‌گیری نوعی سازوکار برای جلوگیری از تشدید درگیری‌ها سخن گفت؟

در همین رابطه خبرآنلاین نظر محسن کوهکن فعال سیاسی اصولگرا را جویا شده است.

او معتقد است که آمریکا آمادگی ورود به یک جنگ تمام‌عیار و طولانی‌مدت را ندارد و واقعیت‌های میدانی با آنچه واشنگتن در تبلیغات خود مطرح می‌کند، متفاوت است.

او با تأکید بر ضرورت حفظ آمادگی دفاعی و ایستادگی در برابر نقض تعهدات از سوی آمریکا، گفت ایران باید همزمان جبهه داخلی، وحدت ملی و هماهنگی میان میدان، دیپلماسی و افکار عمومی را تقویت کند.

این فعال سیاسی همچنین درباره آینده روابط تهران و واشنگتن اظهار کرد که صلح میان دو کشور امکان‌پذیر نیست و آنچه ممکن است شکل بگیرد، صرفاً ترک مخاصمه است. به گفته او، تفاهم میان ایران و آمریکا به معنای گذشته منتفی است و دو طرف احتمالاً به سمت جلوگیری از تداوم درگیری نظامی حرکت خواهند کرد.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید؛

****

* از وضعیت کنونی بین ایران و آمریکا چه تحلیلی دارید؟ آیا جنگ از سر گرفته می‌شود؟

ببینید، آنچه مسلم است، مردم ما باید بدانند اتفاق و واقعیتی که در صحنه نبرد وجود دارد، آن چیزی نیست که آمریکایی‌ها در تبلیغات یا ادعاهایشان مطرح می‌کنند. همان‌طور که در ابتدای امر هم خود طرف‌های آمریکایی به نوعی مطرح کردند و کاملاً مشهود بود، این آمریکایی‌ها بودند که در شرایطی قرار گرفتند که می‌شود گفت به خواهش و تمنا برای آتش‌بس افتادند.

از قدیم‌الایام هم رسم بوده که طرفین در جنگ و رزم، در هر وضعیتی که باشند، رجز می‌خوانند. منتها رجزخوانی آمریکایی‌ها، به‌خصوص این دفعه، چون از زبان رئیس‌جمهوری مطرح می‌شود که به هر جهت عقلش پیش از زبانش نیست، باعث شد ضدونقیض‌ها و اغراق‌هایی در سخنانش دیده شود. همه اینها بیانگر این بود که در میدان، اتفاق دیگری رخ داده است.

مردم ما باید بدانند که نباید به هیاهو و ظاهرسازی آمریکایی‌ها درباره قدرت نظامی، امکانات و فناوری‌شان بیش از حد توجه کنند. آنچه اتفاق افتاده، آنها را به جایی رسانده که در همان زمان نیز نمی‌توانستند جنگ را ادامه دهند.

حالا نمی‌خواهم وارد این تحلیل شوم که آنها چرا آتش‌بس را مطرح کردند، دنبال چه بودند یا قصد تجدید قوا داشتند یا نه. فعلاً این بحث را مطرح نمی‌کنم. اما یک واقعیت را باید پذیرفت و آن این است که امروز شرایط منطقه برای آمریکایی‌ها به گونه‌ای نیست که بتوانند وارد یک نبرد طولانی شوند و پای آن بایستند. موانع جدی برای آنها وجود دارد.

وقتی شناخت صحیح و درستی از دشمن داشته باشیم، مواضع خودمان را بهتر و منطقی‌تر می‌توانیم تنظیم کنیم. من معتقدم مقاومت، ایستادگی و پاسخ دادن به اقداماتی که خلاف عهد و پیمان و خلاف آن چیزی است که امضا کرده‌اند، باید روش ما باشد.

شما دقت کنید در تشییع چندده میلیونی رهبر شهید چه اتفاقی افتاد. این مسئله بسیار مهم است و پیام مهمی برای آمریکایی‌ها دارد. شما جایی ندیدید که مطالبات خودجوش مردمی درباره مفاد ۱۰ ماده‌ای، ۱۴ ماده‌ای یا تنگه هرمز باشد؛ مردم سراغ انتقام رفتند و پرچم قرمز را مطرح کردند.

همچنین به بیانیه بسیار هوشمندانه، مدبرانه و زیرکانه‌ای که دیروز مقام معظم رهبری صادر کردند توجه کنید. بعضی‌ها که چندان با جغرافیای سیاسی منطقه آشنا نیستند و بیشتر تحت تأثیر حرف‌های غربی‌ها قرار دارند، شاید تصور کنند این سخنان بسیار تند بود، اما من معتقدم ایشان دقیقاً نقطه‌ضعف آمریکایی‌ها را پیدا کردند؛ همان رگ حساس آنها را، تا آنها را کاملاً به انفعال بکشانند.

از زمانی که بحث انتقام مطرح شد، حتی مشاوران ترامپ هم نتوانستند او را قانع کنند که سکوت کند. او آمد و سخنانی گفت که هر کسی وارد باشد، می‌داند اینها نقطه‌ضعف است، نه نقطه‌قوت.

بنابراین، اگر شناخت و تحلیل درستی داشته باشیم، این کمک می‌کند که بر مواضع اصولی خود، بر عهد و پیمانی که داریم و بر آنچه امضا کرده‌ایم، محکم بایستیم و هرگونه نقض عهد از سوی طرف مقابل را نپذیریم و پاسخ دهیم. قطعاً این روش نتیجه خواهد داد.

من اکنون هیچ نشانه‌ای نمی‌بینم که آمریکایی‌ها آمادگی ورود به یک نبرد طولانی‌مدت را داشته باشند. البته آنها سناریوهای مختلفی را بررسی کرده‌اند؛ از جمله حمله زمینی. اما خودشان و کارشناسان باتجربه‌شان، نه کسانی که تازه بر سر کار آمده‌اند، می‌دانند که پاسخ چنین اقدامی چه خواهد بود.

حمله زمینی، ناوها و سایر گزینه‌ها، همه اینها سناریوهایی است که ما باید برای آنها پاسخ‌های متناسب، قدرتمند و مقتدرانه داشته باشیم و آمادگی کامل نیز ضروری است.

اما اینکه آیا واقعاً جنگ تمام‌عیاری رخ خواهد داد، من چنین برداشتی ندارم؛ زیرا هم واقعیت‌های میدانی این را به ما می‌گوید، نه تبلیغات و رجزخوانی‌های بی‌سر و ته ترامپ و همکارانش. یکی از همان افرادی هم که بسیار رجز می‌خواند، امروز آماده شد که خوراک مار و مور شود و رفت آن طرف خط؛ حتماً می‌دانید منظورم چیست.

بنابراین پیش‌بینی من این است که چنین اتفاقی رخ نخواهد داد؛ زیرا آن طرف آمادگی لازم را ندارد، اما این طرف به دلیل شناختی که از شرایط دارد، کاملاً آماده است.

وقتی قرار نیست جنگ تمام‌عیاری شکل بگیرد، آن وقت همه این تهدیدها، یا اینکه جایی یک انفجار کوچک ایجاد کنند، راداری را بزنند یا پلی را هدف قرار دهند که ۴۸ ساعت بعد دوباره بازسازی شود، بیشتر نشانه تلاش برای قدرت‌نمایی است تا در مذاکرات دست برتر را داشته باشند.

ترامپ چیزی را امضا کرد که در نهایت با انتقادهای فراوانی روبه‌رو شد. به او صریحاً گفتند ـ و درست هم می‌گفتند ـ که تو قرار بود ظرف ۷۲ ساعت یک نظام را از بین ببری، اما حالا همه حرفت این است که تنگه‌ای را که از قبل باز بوده، باز نگه داشته‌ای یا اتفاقات دیگری را به عنوان دستاورد مطرح می‌کنی. اینها دقیقاً نشان می‌دهد در چه شرایطی قرار دارند.

من فکر می‌کنم باید بر مواضع محکم خود بایستیم، جبهه داخلی را تقویت کنیم و اتحاد و وحدت را حفظ کنیم. حرف میدان، دیپلماسی و کف خیابان باید یکی باشد. خیابان باید هم از میدان و هم از دیپلماسی حمایت کند. البته این به آن معنا نیست که اگر کسی انتقاد، ایراد یا حرفی دارد، آن را مطرح نکند؛ اشکالی ندارد. اما خروجی حرکت جامعه باید حمایت کامل از میدان و دیپلماسی باشد، در عین حال که نقدها نیز بیان شود.

* فکر می‌کنید تفاهم ایران و آمریکا به چه سرنوشتی دچار خواهد شد؟

ببینید، من یک نکته را عرض کنم. ما با آمریکایی‌ها به صلح نمی‌رسیم. دقت کنید؛ آنچه ممکن است پیش بیاید، ترک مخاصمه است؛ یعنی جنگی نباشد.

صلح به این معناست که طرفین از یکدیگر احساس امنیت داشته باشند و مطمئن باشند که طرف مقابل با صداقت رفتار می‌کند. چنین چیزی اساساً در ذات حکومت آمریکا نیست.

بنابراین ما چیزی به نام صلح با آمریکایی‌ها نخواهیم داشت، اما در این مذاکرات، اگر قرار باشد تعبیری به کار ببریم، باید از «ترک مخاصمه» استفاده کنیم؛ یعنی جنگی در کار نباشد.

نه آنها می‌توانند از ذات خبیث خود دست بردارند و نه ما می‌توانیم از مبانی اعتقادی خود، به‌ویژه با اتفاقی که افتاده و به تعبیر ما بدترین و زشت‌ترین اقدام را انجام داده‌اند و یک مرجع تقلید و رهبر کشور را به شهادت رسانده‌اند، چشم‌پوشی کنیم یا آن را فراموش کنیم.

البته طبیعی است که نگاه ما به ترک مخاصمه نیز باید نگاهی همراه با تقویت همه‌جانبه کشور باشد تا در بخش‌های مختلف آمادگی کامل داشته باشیم.

*پس اگر جمع‌بندی کنم، معتقدید جنگ اتفاق نمی‌افتد...

جنگ تمام‌عیار.

*و تفاهم هم ملغی است؟

بله، تفاهم به آن معنا منتفی است و احتمالاً به سمت ترک مخاصمه خواهند رفت.

۳۱۲۱۱

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.