لندن چگونه روایت هرمز را مهندسی می‌کند؟

ایرنا یکشنبه 28 تیر 1405 - 07:19
لندن - ایرنا - در شرایطی که تحولات تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین آبراه‌های انتقال انرژی با حساسیت جهانی دنبال می‌شود، دولت انگلیس بدون حضور آشکار در صف نخست منازعه ایران و آمریکا، می‌کوشد با زیرکی و از طریق نهادی وابسته به ساختار دفاعی خود، به بازیگری پنهان در مهندسی روایت امنیت این مسیر راهبردی تبدیل شود.

به گزارش ایرنا، دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا اصرار دارد این روایت مخدوش را القا کند که تنگه هرمز باز است و واشنگتن مدیریت و تأمین امنیت این مسیر راهبردی را برعهده دارد. او تلاش می‌کند با تکرار این ادعا و نمایش حضور نظامی آمریکا، شرایط این آبراه را عادی و تحت کنترل جلوه دهد تا از نوسان بازار انرژی، افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها و تشدید فشار متحدان واشنگتن بکاهد.

در سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان کشور ساحلی و قدرت اصلی تأمین‌کننده امنیت تنگه هرمز تأکید دارد که اداره این مسیر از جغرافیا، حاکمیت و مسئولیت کشورهای منطقه جدا نیست.

تهران اعلام کرده است که تجاوزگری آمریکا شرایط عادی تردد را برهم زده و مسئولیت پیامدهای آن نیز متوجه واشنگتن است.

از نگاه ایران، قدرتی که با حمله نظامی منشأ ناامنی شده است، نمی‌تواند هم‌زمان خود را متولی امنیت همان آبراه معرفی کند.

جدال تهران و واشنگتن تنها بر سر باز یا بسته بودن یک مسیر دریایی نیست، موضوع بر سر روایت غالب است.

آمریکا تلاش دارد تجاوز نظامی خود را در پوشش تأمین امنیت و آزادی کشتیرانی بازتعریف کند و ایران تأکید دارد که ناامنی کنونی پیامد مستقیم حضور و اقدامات یک قدرت فرامنطقه‌ای است.

اهمیت این تقابل با جایگاه تنگه هرمز ارتباط مستقیم دارد. این آبراه محل عبور بخش قابل توجهی از نفت و گاز مایع مورد نیاز جهان است و هر تحول امنیتی در آن می‌تواند قیمت انرژی، هزینه حمل‌ونقل، نرخ بیمه و ثبات اقتصادی بسیاری از کشورها را تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل، واژه‌هایی مانند «باز»، «بسته»، «امن» و «ناامن» در این منطقه صرفاً تعبیرهای سیاسی یا رسانه‌ای نیستند، بلکه بر تصمیم شرکت‌های کشتیرانی و بازارهای جهانی اثر می‌گذارند.

با این حال، واقعیت آن است که بیانیه‌های سیاسی به‌تنهایی تعیین‌کننده برداشت نهایی از امنیت تنگه نیستند.

ممکن است واشنگتن از باز بودن مسیر سخن بگوید، اما اگر کشتی‌ها عبور خود را کاهش دهند، شرکت‌های بیمه نرخ خطر جنگ را افزایش دهند و مراکز دریایی هشدارهای تازه صادر کنند، ادعای آمریکا برای بازارها اعتبار چندانی نخواهد داشت.

اینجاست که نقش کمتر آشکار اما پیچیده انگلیس نمایان می‌شود.

لندن برخلاف واشنگتن به‌طور رسمی وارد منازعه لفظی بر سر مدیریت تنگه هرمز نشده و دولت انگلیس نیز مدعی نشده است که کنترل این مسیر را در اختیار دارد.

این کشور ظاهراً در حاشیه جدال ایران و آمریکا ایستاده و از ضرورت آزادی کشتیرانی سخن گفته است، اما هم‌زمان از طریق یک نهاد وابسته به ساختار دفاعی خود، در تعیین روایت و شکل‌گیری برداشت جهانی از امنیت منطقه نقش‌آفرینی می‌کند.

مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس موسوم به UKMTO بخشی از همین سازوکار است. این مرکز به ساختار دفاعی انگلیس و نیروی دریایی سلطنتی وابسته است، اما گزارش‌های آن معمولاً با ظاهری فنی، کوتاه و عاری از موضع‌گیری صریح سیاسی منتشر می‌شود.

همین ظاهر سبب شده است که وابستگی نظامی آن کمتر مورد توجه قرار گیرد و رسانه‌های بین‌المللی هشدارهایش را به‌عنوان گزارش یک مرجع تخصصی بازنشر کنند.

مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس گزارش‌های دریافتی از کشتی‌های تجاری را جمع‌آوری و اطلاعات اولیه درباره انفجار، حمله، توقیف، نزدیک‌شدن شناورهای ناشناس یا اختلال در سامانه‌های ناوبری را منتشر می‌کند.

انتشار این هشدارها در بسیاری موارد نخستین مرحله ورود یک حادثه دریایی به چرخه خبری بین‌المللی است.

نکته اصلی نه صرفاً فعالیت این مرکز، بلکه جایگاهی است که انگلیس پشت پرده برای آن ساخته است. رسانه‌ها برای بازنشر سریع گزارش‌های مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس رقابت می‌کنند، شرکت‌های کشتیرانی هشدارهای آن را دنبال می‌کنند و ارزیابی‌های منتشرشده از این مجرا در محاسبات بیمه‌ای و اقتصادی مورد توجه قرار می‌گیرد.

به این ترتیب، لندن بدون آنکه رسماً خود را طرف منازعه معرفی کند، ابزاری در اختیار دارد که می‌تواند در شکل‌دهی به تصویر امنیتی منطقه مؤثر باشد.

انگلیس مانند آمریکا اعلام نکرده است که تنگه را مدیریت می‌کند اما کافی است نهاد وابسته به ساختار دفاعی آن درباره سطح تهدید، ماهیت حادثه یا وضعیت تردد گزارش منتشر کند تا این ارزیابی در رسانه‌های بین‌المللی بازتاب یابد و به یکی از پایه‌های قضاوت بازارها تبدیل شود.

در ظاهر، مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس تنها اطلاعات دریافت‌شده را بازتاب می‌دهد، اما هیچ فرایند اطلاع‌رسانی از انتخاب و جهت‌گیری خالی نیست. اینکه کدام حادثه چه زمانی منتشر شود، برای توصیف آن از چه واژه‌ای استفاده، کدام اطلاعات در گزارش اولیه برجسته شود و چه مواردی خارج از چرخه گزارش باقی بماند، می‌تواند بر برداشت نهایی از بحران تأثیر بگذارد.

این مساله زمانی اهمیت پیدا می‌کند که در نظر داشته باشیم، انگلیس از متحدان اصلی آمریکا است، از حضور نظامی غرب در منطقه حمایت می‌کند و در بسیاری از پرونده‌های مرتبط با ایران، مواضعی همسو با واشنگتن داشته است.

از این رو، گزارش‌های مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس را نمی‌توان جدا از ساختار سیاسی و امنیتی پشتیبان آن ارزیابی کرد.

لندن در این چارچوب، بدون ورود مستقیم به جدال تهران و واشنگتن، برای خود جایگاهی ایجاد کرده است که از طریق آن می‌تواند بر شاخص‌هایی اثر بگذارد که دو طرف درباره آن منازعه دارند.

آمریکا مدعی باز بودن هرمز است و ایران بر مسئولیت واشنگتن در ایجاد ناامنی تأکید دارد، اما رسانه‌ها و بازارها برای ارزیابی وضعیت به گزارشی مراجعه می‌کنند که از یک مرکز وابسته به نیروی دریایی انگلیس صادر شده است.

نمونه روشن این نقش پس از امضای تفاهم خاتمه جنگ مشاهده شد. کاهش سطح هشدار امنیتی در گزارش‌های منتشرشده از مجرای مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس، به رسانه‌ها و شرکت‌های کشتیرانی این پیام را منتقل کرد که شرایط منطقه در مسیر آرامش قرار گرفته است.

به بیان دیگر، نهادی انگلیسی بدون ورود علنی به ارزیابی سیاسی تفاهم، از طریق تغییر یک شاخص فنی بر برداشت جهانی از اعتبار آن اثر گذاشت.

با آغاز دوباره تجاوزگری آمریکا نیز افزایش هشدارهای امنیتی از همین مجرا نشان داد که ادعای واشنگتن درباره عادی بودن اوضاع با واقعیت میدانی انطباق ندارد.

با این حال، نکته قابل تأمل این است که تأیید یا رد عملی روایت‌های مربوط به امنیت هرمز، بار دیگر از کانالی صورت گرفت که در اختیار انگلیس قرار دارد.

این همان نقش مرموز و کمتر دیده‌شده لندن است. انگلیس نه در جایگاه آمریکا هزینه ادعای مدیریت تنگه را می‌پردازد و نه خود را در معرض پاسخ مستقیم ایران قرار می‌دهد، اما از طریق یک شبکه اطلاعاتی و دریایی در موقعیتی قرار گرفته است که می‌تواند بر نحوه فهم بحران اثر بگذارد.

استقرار مقر سازمان بین‌المللی دریانوردی در لندن نیز به این موقعیت کمک کرده است.

این سازمان نهادی بین‌المللی و مستقل از دولت انگلیس به شمار می‌رود، اما تمرکز سازمان بین‌المللی دریانوردی، شرکت‌های بزرگ بیمه، مؤسسات تخصصی کشتیرانی و رسانه‌های دریایی در لندن، این شهر را به یکی از مراکز اصلی تولید و توزیع اطلاعات دریایی جهان تبدیل کرده است.

انگلیس از این تمرکز نهادی برخوردار است و می‌تواند بدون مداخله آشکار، از مزیت میزبانی، شبکه ارتباطی و دسترسی به مراکز تصمیم‌ساز استفاده کند. این نفوذ همیشه در قالب بیانیه رسمی دولت انگلیس ظاهر نمی‌شود، بلکه در زبان گزارش‌های فنی، ارزیابی‌های امنیتی و اطلاعاتی دیده می‌شود که رسانه‌ها و بازارها بر پایه آن تصمیم می‌گیرند.

یکی از پیامدهای این وضعیت، نحوه ثبت خسارت‌های واردشده به شناورها در دور اخیر تجاوزگری آمریکاست.

با وجود آسیب به شناورها و زیرساخت‌های ایرانی، بخش قابل توجهی از فهرست‌های منتشرشده در سازمان بین‌المللی دریانوردی به کشتی‌های سایر کشورها اختصاص یافته و خسارت‌های واردشده به شناورهای ایرانی به همان اندازه بازتاب نیافته است.

این تفاوت لزوماً به معنای کمتر بودن خسارت‌های ایران نیست. بخشی از شناورهای آسیب‌دیده ممکن است صیادی، خدماتی، محلی یا نظامی باشند و در چارچوب‌های متعارف ثبت کشتی‌های تجاری قرار نگیرند. اما در چنین ساختاری، حادثه‌ای که از مجاری مورد قبول مراکز غربی عبور نکند، کمتر دیده می‌شود و روایتی که توسط نهادهای وابسته به غرب تأیید نشود، با دشواری بیشتری وارد رسانه‌های بین‌المللی خواهد شد. این سازوکار به انگلیس و متحدانش اجازه می‌دهد ضمن حفظ ظاهر فنی و بی‌طرفانه، چارچوب اصلی روایت را در اختیار داشته باشند.

ضرورت ایجاد یک مرجع ایرانی برای ثبت و انتشار حوادث دریایی باید از همین منظر دیده شود.

ایران از نظر حضور میدانی، اشراف دریایی و توان دفاعی، بازیگر اصلی منطقه است. آنچه نیازمند تقویت است، تبدیل این واقعیت میدانی به یک روایت مستند، منظم و قابل عرضه در عرصه بین‌المللی است.

برای مقابله با روایت‌سازی گزینشی غرب، می‌توان سازوکاری ملی برای پایش و اطلاع‌رسانی امنیت دریایی ایجاد کرد که گزارش‌های مربوط به حملات، خسارت‌ها و تهدیدهای ایجادشده علیه شناورهای ایرانی و خارجی را به‌صورت سریع و چندزبانه منتشر کند.

این سازوکار می‌تواند با مشارکت سازمان بنادر و دریانوردی، وزارت امور خارجه، نیروهای مسلح و نهادهای تخصصی فعالیت کند.

هدف چنین مرکزی نباید تقلید از مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس یا اعتباربخشی به سازوکارهای انگلیسی باشد. مأموریت آن باید شکستن انحصار اطلاعاتی غرب و جلوگیری از حذف خسارت‌های ایران از روایت رسمی حوادث باشد. اطلاعات مربوط به زمان و مکان حمله، نوع شناور، میزان خسارت، وضعیت خدمه و مستندات تصویری می‌تواند در قالبی منظم منتشر و برای سازمان‌های بین‌المللی و رسانه‌ها ارسال شود.

ایجاد این سازوکار همچنین می‌تواند تناقض‌های موجود در گزارش‌های غربی را آشکار کند. هنگامی که حملات آمریکا به شناورهای صیادی، تجاری و زیرساخت‌های غیرنظامی ایران با مستندات دقیق ثبت شود، کشورهای غربی دیگر به‌آسانی نمی‌توانند از آزادی کشتیرانی سخن بگویند و هم‌زمان خسارت‌های ناشی از تجاوزگری متحد خود را نادیده بگیرند.

در جنگ روایت‌ها، تنها ادعاها با یکدیگر رقابت نمی‌کنند. ساختارهایی که خبر را ثبت، طبقه‌بندی و به بازار عرضه می‌کنند نیز بخشی از منازعه‌اند. برای خنثی‌کردن این سازوکار، ایران باید واقعیت تجاوزگری آمریکا و خسارت‌های ناشی از آن را با زبان مستند و در قالبی منظم وارد چرخه اطلاع‌رسانی بین‌المللی کند.

در غیر این صورت، انگلیس همچنان بدون آنکه رسماً وارد منازعه شود، از طریق نهادی وابسته به ساختار دفاعی خود بخشی از روایت امنیت هرمز را شکل می‌دهد و در همان حال، نقش سیاسی و جانبدارانه خود را پشت ادبیات به‌ظاهر فنی پنهان می‌کند.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.