بنای شهر اراک در دوران فتحعلیشاه قاجار با رعایت اصول معماری و الگوی شهر شطرنجی بهصورت قلعهای دفاعی توسط یوسفخان گرجی ایجاد شد و با وجود اینکه تنها ۲۰۰ سال از قدمت آن میگذرد اما، این شهر بهدلیل نبود انسجام کافی در شهرسازی متوازن و رشد بیرویه صنعت، بدون در نظر گرفتن توان اکولوژیکی این روزها ناباورانه به ایستگاه پیری و فرسودگی رسیده و منابع پایه آب، خاک و هوا در کنار آشفتگی ترافیکی، بیروح بودن منظر شهری و دهها معضل دیگر ساکنانش را رنج میدهد.
بهگفته کارشناسان فرهنگی و اجتماعی، یک چهارم از مفاخر و مشاهیر کشور متعلق به استان مرکزی و اراک است که چنین شاخصهای را شاید در کمتر خطه ای از ایران بتوان سراغ گرفت اما، این خصیصه در میان گردابی از معضلات و آشفتگیها جلوه کمرنگی دارد و اگر نیمنگاهی به اخبار و رخدادهای روزانه رسانهها بیندازیم، تابلوی معرفی این شهر اغلب با الفاظی چون آلودگی هوا، چالشهای صنعتی و تصادفات نمایه گرفته و داشتههای فرهنگی، مردم باصفا و دیدنیهای کمنظیر، مفاخر و در یک کلام توسعه متوازن آن غبار گرفته است.
کلانشهر اراک بخشی از تمدن هفت هزارساله ایرانی را در قلب استان مرکزی باخود دارد و میراثدار تاریخ، طبیعت بکر و خردهفرهنگهای بااصالت و غنی است که هر یک به مثابه گنجینه و ثروتی در حوزه درآمدزایی و اشتغال محسوب میشوند اما، بیشتر ظرفیتهای مذکور در سایه بخش اقتصادی کمرنگ تر جلوه میکند و کفه فعالیتهای برنامهای بهشکلی نامتوازن بیشتر سویه صنعت را رشد داده و پتانسیلهای طبیعی، گردشگری، عرصه خدمات و داشتههای حوزه علمی و فرهنگی کمتر دیده شده است.
از داشتههای حوزه گردشگری استان مرکزی و اراک همین بس که این شهر بهصورت همزمان طبیعت کوهستانی را در کنار کویر و تالاب دارد و گوشه و کنار آن مامنی از سرمایههای تاریخی، رسومات و میراث معنوی و هنرهای دستی است که باید با گره زدن هوشمندانه این بخش به عرصه طبیعی و زیست بوم روستایی و کشاورزی، انقلابی را در تولید ثروت و رونق اقتصادی و باروری اجتماعی و فرهنگی رقم بخورد و میطلبد که برای آفرینش و تقویت اقتصاد پاک در این خطه تصمیمسازان کلان از ریل توسعه نامتوازن صنعتی خارج شده و با درافکندن طرحی نو تداوم حیات و نشاط شهری و رونق اقتصادی را موجب شوند.
مهمترین علتی که کلانشهر اراک را در شرایط اورژانسی آسیبهای محیطی، فرهنگی و زیستی قرار گرفته، ضعف در برنامهریزی هدفمند توسعه متوزان شهری است که سالهای سال ریشه دوانده و تیرگی و پیچیدگی را برای این شهر رقم زده و اکنون نوبت آن است که این نارسایی آگاهانه اصلاح شود.
نمونهای از این ضعف مدیریتی و برنامهریزی را میتوان در جانمایی فرودگاه اراک در همجواری تالاب کویری میقان و نزدیک تصفیهخانه فاضلاب دانست.
و معضل دیگر در زمینه مدیریت پسماند و جانمایی نادرست محل دفع زباله در منطقه امان آباد است که تهدیدی برای حوزه زیردست آن و کانون تامین آب آشامیدنی اراک محسوب میشود و با وجود نشستهای متمادی در دههای اخیر این نگرانی وجود داشته احتمالی نفوذ شیرابههای زباله به منابع آبی هست.
فارغ از این موضوع سامان مدیریت پسماند اراک نیز سالهاست که محوریت کارگروههای تصمیمسازی است و هر بار با مصوبات تکراری و روندی کند این مشکل مطرح شده و هنوز مردم این کلانشهر طرح کامل و جامع تفکیک پسماند از مبدا را تجربه نکردهاند.
این روزها با حاکمیت خشکسالی، اراک به آلودهترین شهر کشور تبدیل شده که علت آن ریزگردهای محلی است که باید برای این مشکل نیز چاره ای اندیشید و باید طرح جامع کاهش آلودگی هوای اراک را پی گرفت.
تالاب میقان اراک با ۲۵ هکتار عرصه در هشت کیلومتری شمال شرق این کلانشهر واقع شده و جدای از عرصه کویری که چتر تهدیدش این روزها با ذرات معلق بر سر اراک کشیده شده، دریاچه فصلی دارد که ۱۲ هکتار سطح آبگیر آن است و این نعمت خداداد با قرار گرفتن در زمره ۱۰ تالاب مهم کشور، هر سال پذیرای ۱۴۰ گونه پرنده آبری و کنار آبزی بهشکل دایم و موقت است اما، ضعف برنامهریزی توریسم اینجا نیز برای اراک بهچشم میخورد و هرگز چنین پنانسیل قوی برای درآمدزایی دیده نشده و غفلت از آن موجب شده که حتی این زیستگاه طبیعی با چالشهای جدید زیست محیطی دست و پنجه نرم کند.
کارشناسان برجسته زیست محیطی اذعان داشتهاند که حیات و سلامت شهری اراک با تالاب کویری میقان در هشت کیلومتری شمال شرقی این شهر گره خورده و غفلت از این حوزه بحرانهایی میآفریند که گلوی شهر اراک را خواهد فشرد درحالی که اگر مدیریت و برنامه اصولی برای این زیستگاه طبیعی اعمال شود، نه تنها درآمدزا خواهد بود بلکه میتوان از ثروت و رونق اقتصادی آن در سایه رعایت استانداردهای زیست محیطی سهمی را برای جبران جراحات قدیمی اختصاص داد.
سالهاست که هفت طرح سرمایهگذاری برای مدیریت و رونق گردشگری این تالاب بلااستفاده و معطل مانده است و هر روز تنها از چالشهایی سخن گفته میشود که اگر رونق اقتصادی تالاب محقق شود به آسانی میتوان بر آنها مرهم گذاشت.
نبود نقشه راه برای مدیریت تالاب میقان در تثبیت شنهای روان، استفاده درست از منابع سولفات سدیم و همراهی هدفمند بهرهبرداران محلی حاشیه تالاب در مدیریت مشکلات و بهرهمندی از نعمت خداداد پرنده نگری سبب شده که اکنون شیری بییال و دمی ترسیم شود که سایه مخاطراتش بر سر کلانشهر اراک سنگین مینماید و تا سویه رفتار و راهبردها در مدیریت این حوزه تغییر نکند داستان چالشهای اراک قابل مهار نخواهد بود.
امروز وقت آن رسیده که گفتمانسازی موثر فرهنگی در قبال بهرهبرداری اصولی از تالاب میقان به گونهای نهادینه شود که دیگر به واحد املاح معدنی به عنوان مزاحم نگریسته نشود بلکه در تعامل مسئولانه این شرکت زخمهای کهنه ترمیم شده و با رونق تورهای معدنی درآمدزایی حاصل از تالاب صرف بهبود آن و درمان آسیبهایش شود و حرکت در بوتهکاری و تثبیت شنهای روان با تزریق درآمد حاصل از مدیریت موثر تالاب بهگونهای سرعت گیرد که خیزش ریزگرد و چادر غبار از اراک برداشته شود و اینشهر دوباره به پاکی هوا لبخند بزند.
۱۵ آبانماه بهعنوان روز پرندهنگری تعیین شده که با وجود قاب بینظیر از جلوه حضور پرندگان تالاب میقان تاکنون از این ظرفیت بهصورت اصولی بهره گرفته نشده و باید در فرصتی که با عنوان بزرگداشت روز اراک تعیین شده با خروج از پوسته روزمرگی، قابلیتهای این شهر را برجسته کرد و از درآمدهای آن برای نشاط اجتماعی و فرهنگی آن بهره گرفت.
طرح نمونه گردشگری دره گردو اراک نیز از جمله ظرفیتهای بکری است و با وجود اینکه از سال ۸۵ این منطقه با وسعت ۱۰۰ هکتار واقع در جنوب اراک باید به تفرجگاه ملی تبدیل میشد، هنوز به طور کامل در اختیار شهروندان نیست و عملیات آن در حال اجراست.
وجود معضل ترافیک در هسته مرکزی اراک به دلیل تمرکز مراکز تجاری در این ناحیه است و مدیریت شهری نتوانسته به شکلی برنامهمحور خدمات تجاری را در مناطق حاشیهای گسترس دهد، ضمن آنکه اجرای برخی از تقاطعهای غیرهمسطح در کلانشهر اراک نیز با مطالعات قوی در نیازسنجی گرهگشایی از مشکلات و ترافیک انجام نشده و برخی از آنها پیش از اجرا نیازمند کارکارشناسی و نیاز سنجی منطقهای بوده است.
وجود مناطق حاشیهای در بهترین نقاط خوشآب و هوای اراک نیز مشکلی است که در ۴۰ سال اخیر نمود داشته و اگرچه در نشستهای متعدد با تصمیمهای مختلف و صرف منابع مالی دستی به سر و گوش این محلهها کشیده شده اما لایهاصلی معضل پابرجاست و نیاز است که مدیریت شهری با ترسیم راهبردی اصولی ریشه مشکل را بخشکاند و این مناطق را به محلههای برخوردار و استاندارد تبدیل کندو تحقق این مهم فقط با تعریف کارشناسی از ظرفیت بازآفرینی شهری میسر است.
در حوزه معرفی مشاهیر و نخبگان، این دیار با بیش از ۲هزار نخبه در کارنامهاش نتوانسته آنچنان که باید و شاید این داشته باارزش را در ابعاد بینالمللی، ملی برجسته کند بلکه حتی در منظر شهری اراک نیز از این ظرفیتها در تغییر چهره شهری و الگوسازی برای مردم در حداقل ممکن استفاده نشده هرچند در سخن و نشستها فراوان در خصوص استفاده از گنجینه مشاهیر سخن به میان میآید.
اگرچه اراک از سال ۱۳۹۲ با مصوبه هیات وزیران و موافقت رئیس جمهوری وقت به جرگه کلانشهرهای کشور پیوست اما واقعیت آن است که این خطه به شدت از نبود نظم ساختاری در مدیریت معابر و ترافیک شهری، مشکلات عدیده منظر و مبلمان شهری، مشارکتجویی در امور فرهنگ شهروندی رنج میبرد و چاره درمان این معضلات پای کار آمدن گروههای مرجع دانشگاهی و نخبگان شهرسازی است.
تعیین ایامی به عنوان «روز اراک» فرصتی مغتنم است که به دور از شعارزدگی مسایل شهر اراک با عینک علمی و اصولی واکاوی شود و گفتمان سازی موثر برای مولفهای زیرساختی و روبنایی آن دیده شود و موضوع اینجاست که تا نگاه به مدیریت شهری و برنامههای کلان و فرادستی در این زمینه تغییر نیابد، برگزاری مراسم و آیینهای سمبلیک درمانی موقت است و این شهر نمیتواند داشتههایش را چون تاجی زرین برجسته کند.
علاوه بر تغییر نگرش در ابعاد مدیریتی و تصمیمسازان برای اراک، نیاز است که اقشار مختلف مردم با تقویت شاخصهای شهروندی، تشکیل گروههای مردمنهاد قوی در حوزههای مختلف و بهبود فرهنگ شهرنشینی و مسئولیتپذیری فرهنگی و اجتماعی حلقه واسط زنجیره توسعه شهری اراک را پر کنند و این خطه را در قواره کلانشهر رشد دهند.
«دیار آفتاب» نامی است که با توجه به داشتههای اراک برازنده این خطه است و امید است در سایه تغییر نگرش و برنامهها روزی فرا رسد که هفته اراک به دور از آسیبها و مشکلات پیش رو، تنها معرف زیباییهای فرهنگی، طبیعی و داشتههای تاریخی خود باشد