پوریا منزه که به گفتۀ خودش، بهشدت تحت تأثیر سینما بوده و هست، دربارۀ رمان «ایستگاه» به ایسنا میگوید: این رمان در ستایش سینماست. شخصیت اصلی آن آدمی است مثل انسان امروزی، که به ناگاه خود را وسط دنیای عجیب غریب و شگفتآوری پیدا میکند و دنبال دلیلی برای این بودن میگردد.
او ادامه میدهد: قصۀ «ایستگاه» از سقوط آزاد این شخصیت شروع و خیلی زود وارد یک ایستگاه جذاب و دیدنی میشود؛ بیاینکه او بداند باید در این ایستگاه بماند یا باید برود یا بداند اصلاً چرا چنین اتفاقی افتاده است.
این نویسنده خاطرنشان میکند: ایدۀ رمان «ایستگاه» سال ۱۳۹۴ و پس از تماشای یک فیلم تخیلی در ذهن من شروع شد اما نوشتن آن را از اسفندماه سال ۱۳۹۷ آغاز کردم. دو ماه که نوشتم و رمان حدود پنجاه صفحه شد، کار را متوقف کردم، چون متوجه شدم بهشدت تحت تأثیر سریال «westword» هستم و آنچه دارم مینویسم فقط گریزی به این سریال است؛ پس آن را رها کردم و به نوشتن رمان «بویایی» مشغول شدم.
منزه توضیح میدهد: «بویایی» رمان سرراستتری بود و تیرماه سال ۱۳۹۸ به پایان رسید اما سال ۱۳۹۹ منتشر شد. موضوع این رمانِ فانتزی، دربارۀ فردی است که یک روز صبح از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که بوی بدی میدهد، به همین خاطر هم از سوی جامعه طرد میشود.
او میگوید: من در فاصلۀ اتمام رمان «بویایی» تا نشر آن، با دوچرخه از تهران تا شمال رفتم و حدود یک ماه حوالی سوادکوه مستقر شدم تا بتوانم رمان «ایستگاه» را تمام کنم. صبح به صبح مثل یک کارمند پشت لپتاپ نشستم و خودم را به این رمان سپردم تا اینکه به پایان رسید و دیماه ۱۳۹۹ منتشر شد. اگرچه «ایستگاه» هنوز ارجاعات سینمایی فراوانی دارد اما قصۀ آن تکراری نیست.
این نویسنده که مهرماه سال جاری، مجموعه شعر «آدمبرفیهای خندان» را نیز به چاپ رسانده، تصریح میکند: این کتاب شامل شعرهای عاشقانه و کوتاه من از سالهای ۱۳۸۹ تا ۹۹ است و به همراه «ایستگاه» و «بویایی»، با هزینه شخصی، از سوی نشر ایجاز به چاپ رسیده است.
انتهای پیام