آرمان نصراللهی/
از همان لحظه اول که منصور به میان مردم داغدیده ای می آید که در غم از دست دادن عزیزانشان در حال گریه و زاری هستند تا آخرین پلان این اثر همه نشان از روایت های واقعی و دست نخورده از کسانی است که روزگاری سینه سپرده کرده تا امروز این آب و خاک از دست ناهلان و بد اندیشان به دور باشد.
فیلم سینمای منصور روایتی واقعی و مستندگونه از هزاران روایتی است که در هشت سال دفاع مقدس و شاید هم سالهای پس از آن از سوی آدم های شریف این سرزمین به ثبت رسیده و همه آنها در آن روزها مردانه ایستادند و از خود و خانواده خود گذشتند ولی لحظه ای برای ادامه این راه تردید به خود راه ندادند.
منصور یک روایت است، روایت یک زندگی، روایتی از رشادت ها و مردانگی، روایتی برای خودباوری و داشتن ایمان و باور به سرمایه های ارزشمند این آب و خاک که انگار این روزها خیلی به آنها توجه نمی شود.
منصور را باید همگان ببینند به ویژه کسانی که سالهاست زندگی و آینده مردم این کشور را به گفتگو با خارجی ها گره زده و همه چیز این آب و خاک را به وسیقه گذاشته اند تا دیگران ما را ببیند در حالی که شما منصور را ببینید و بدانید که می شود بدون دیگران و با ایستادن روی پای خود به آینده امیدوار بود.
منصور نماد خودباوری ملتی است که سالها برای روی پای خود ایستادند، ایثار کردند و از خود گذشتند، هزینه دادند ولی لحظه ای درنگ نکردند و به همین دلیل نمایش این روزهای این اثر به راستی جای بسی خوشحالی است.
نمی دانم سالهاست منصور و منصورها در این کشور از خود هزینه می کنند ولی چرا فرهنگ و هنر این سرزمین با آنها بیگانه است، چرا باید بعد از بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی تازه به سراغ منصور برویم و روایت اش را به تصویر بکشیم.
می گویند افتخار یک ملت به سرمایه ها و داشته های آن است، نمی دانم تا کی باید منتظر ماند و از منصورها گفت تا نسل های بعدی انقلاب آنها را بهتر بشناسند تا به این همه داشته و سرمایه ارزشمند افتخار کنند.
می گویند این روزها یکی از مشکلات ما به ویژه برای نسل جوان، الگوسازی است، ولی نمی دانم چرا ما از منصور ها روایت نمی کنیم و کار درست و حسابی فرهنگی نداریم که جوانان و نوجوانان ما الگوهای خود را بهتر بشناسند.
فیلم سینمای منصور یک کار درست و حسابی هنری است که به دلیل استفاده از خلاقیت و نوآوری در پردازش و پرداخت مناسب سینمایی، حسابی به دل می نشیند و امیدوارم که از این پس به جای ساختن قهرمان های الکی و دادن تصویر های سیاه و پر از درد از جامعه ایرانی، به سراغ سوژه های ناب این چنین برویم که هم داشته های خود را معرفی کنیم و هم اینکه از ایران و ایرانی تصویری واقعی روایت کنیم.