جهان ببالد به نام تو

الف شنبه 11 دی 1400 - 19:45
جهان ببالد به نام تو

محمدكاظم انبارلویی/

تاريخ بشر در صفحات زرين خود سراغ ندارد يك سردار، يك نظامي مورد ستايش ميليون‌ها انسان از مليت‌هاي مختلف و تيره‌هاي گونه‌گون انساني قرار گيرد.
دو سال پيش ميليون‌ها انسان در شهرهاي عراق و ايران شانه‌‌های خود را زير تابوت كسي بردند كه بيش از 40 سال به دنبال شهادت بود.

مردم بغداد، نجف، مردم اهواز، تهران، قم و مشهد به تشييع كسي آمده بودند كه صادقانه با اقتدا به امام حسين (ع) و شهداي كربلا بدني قطعه قطعه داشت.
ملت ايران و امت اسلام جنازه قهرماني را تحويل گرفتند كه ؛
سر جدا
تن جدا
از دو دست و دو پا هم جدا بود.

سرّ اين سپاس و ستايش و اين بدرقه ميليوني در ايران و جهان چه بود ؟

شاید بتوان گفت، به قول مقام معظم رهبری:« شهید سلیمانی ثابت کرد هم می توان ملتی ترین چهره کشور بود و هم می توان امتی ترین چهره کشور بود و درآن واحد ملتی ترین و امتی‌ترین بود.»
شهيد سليماني كه بود؟ مرام او چه بود ؟ چه كرد ؟ چه مي‌خواست ؟و بالاخره كجا رفت؟

مردم آمده بودند به تجليل و تكريم مردي بايستند كه جز اخلاص صدق، وفا، ايثار، صفا ، مردم‌خواهي، مردم‌دوستي و نيك‌خواهي طي 40 سال مجاهدت در كارنامه نظامي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي او نبود.
مردم آمده بودند بگويند :


زمين لرزد ز گام تو
جهان بالد به نام تو
جهان سبز است از سلام تو
وطن سرخ است از مرام تو
همان اشكي كه به چشم است
به ما آرد پيام تو


شهيد سليماني يك نظامي بود. 40 سال دست خود را از قبضه شمشير براي جنگيدن با متجاوزان و تبهكاران و معاندان با حقوق بشر برنداشت.
او 40 سال بود لحظه‌اي انگشت خود را از ماشه تفنگ در برابر كافران و مشركان و دشمنان بشريت برنداشت.

سلوك روحي او نشان داد ، مي‌شود بين «شور» و «شعور» جمع كرد. او ثابت كرد، جنگيدن خود يك هنر است. او آموزگار هنر جنگيدن بود. او 40 سال در بيابان‌ها ، صحراها ، كوه‌ها و دشت‌ها به دنبال شهادت بود و ثابت كرد شهادت هنر مردان خداست.
شهيد سليماني نماينده نسلي بود كه اراده كرده بود اسلام و امام (ره) را براي برپايي يك نظام الهي با خون خود ياري كند. شهيد سليماني نماينده نسلي بود كه حركت تاريخي خود را در امتداد حركت انبيا و اولياي الهي مي‌دانست و براي برپايي نظام نبوي و علوي به رهبري مراجع و علما و دانشمندان عصر خود تلاش مي‌كرد.

شهيد سليماني همه آنچه را كه شهداي انقلاب در وصيت‌نامه‌هاي خود نوشته بودند و جملاتي از آن در سنگ قبر آنها در مزار شهداي شهرها هك شده به عنوان يك باور نمايندگي مي‌كرد.
مردم در نيمه دي ماه 1398 به خيابان‌ها آمده بودند به او بگويند :

درد ما را در جهان درمان مبادا بي شما
مرگ بادا بي شما و جان مبادا بي شما
سينه‌هاي عاشقان جز از شما روشن مباد
گلبن جان‌هاي ما خندان مبادا بي شما

شهيد سليماني يكي از مصاديق باور و ايمان به غيب درعصر ما بود. حركت او در مسير ولي زمان او را به سرزمين نور وحكمت رسانده بود.كسي كه وارد اين وادي شود صاحب سبك، مرام و مكتب مي‌شود. مقام معظم رهبري در معرفي ابعاد شخصيتي او از مكتب سليماني براي نسل جوان و نسل‌هاي آینده رونمايي فرمودند.

ميليون‌ها تن در تشييع او به خيابان‌ها آمده بودند تا نورافكني به «غيب» و«باطن» او بيندازند تا گرمي‌بخش حركت تاريخي خود باشند.
بدون ادبيات وحي نمي‌توان به باطن هر انسان سرك كشيد. بايد به باطن و غيب ذهن و قلب شهيد سليماني راه يافت تا معلوم شود او چه مي‌ديد كه اين‌طور مشتاق شهادت بود. ايمان به غيب از اركان سلوك او بود. شهيد سليماني يك انسان باايمان با تمام عيار الهي آن بود. اگر غيبي در كار نباشد ايمان معنا ندارد. متعلق ايمان، يك امر غيبي است.

كساني‌كه با غيب انس دارند و سير و سلوك خود را با قرآن و فرهنگ اهل بيت (ع) تنظيم مي‌كنند ، به طور طبيعي پشت سر ولي خدا حركت مي‌كنند.
مردم با درك چنين حقيقتي او را «يار» خود مي‌دانند.
مردم با همان هيجان و شوري كه دو سال پيش شانه خود را زير تابوت او داده بودند پس از دو سال همين سرود را هنوز براي او مي خوانند :

اي يار من، اي يار من، اي يار بي‌زنهار من
اي دلبر و دلدار من، اي محرم و غمخوار من
اي در زمين ما را قمر، اي نيم‌شب ما را سحر
اي در خطر ما را سپر ، اي ابر شكّربار من
خوش مي‌روي در جان من، خوش مي‌كني درمان من
اي دين و اي ايمان من، اي بحر گوهردان من
اي شب روان را مشعله ، اي بي‌دلان را سلسله
اي قبله هر قافله ، اي قافله سالار من

مردم شهيد سليماني‌‌ها را قمر هدايت خود در شب‌هاي توطئه و فتنه مي‌دانند. اين ماه از خورشيد ولايت نور مي‌گيرد. مردم، شهيدان را سپر خود در خطرها مي‌دانند آنها را مشعل فروزان هدايت و قافله‌سالار خود مي‌دانند.
شهيد قاسم سليماني پيش‌ازآنكه مرزهاي مقدس ايران اسلامي را از هجوم قوم وحشي داعش و ارتش تروريست آمريكا و رژيم صهيونيستي مصونيت بخشيد، انقلاب را در دو فتنه 78 و 88 هم صيانت كرد. او در فتنه 88 نيروهايش را جمع كرد و فرمود :
«فتنه مثل شب است و تاريك ،ما بايد همديگر را تكان دهيم تا بيدار شويم نه اينكه هُل بدهيم. در اين شرايط لازم است همه اعلام موضع كنند، نسبت به دو چيز مهم؛

1- اول نظام مقدس جمهوري اسلامي
2- وفاداري به ولايت فقيه

در اين تاريكي فتنه فقط با اين دو اعلام موضع دوست و دشمن را مي‌توان تشخيص داد.»
و بعدها فرمود : «والله هر كس تير به سمت اين نظام انداخت آواره شد.»
از شهيد سليماني صوت و تصوير و نوشتار كمي باقي مانده است.اما همين اندازه به‌ويژه وصيت‌نامه سياسي – الهي وي براي تبيين مرام و مكتب او كفايت مي‌كند.
وصيت‌نامه حاج قاسم سليماني مانيفست چيستي نظام و چرايي بقاي انقلاب اسلامي است.

اين وصيت‌نامه دربرگيرنده همه اعتقادات و باورهاي جوانان دهه 60 معاصر تاريخ ايران اسلامي است كه خون پاكشان براي صيانت از مرزهاي اعتقادي نظام به زمين ريخته شد.
شهيد سليماني 63 بهار از خداوند عمر بابركت گرفت. اكنون كه به سراي جاودانگي پر كشيده ، حيات معنوي و الهي خود را در ميان مردم ما آغاز كرده است.

شهيد سليماني و فرهنگي كه او در نظامي‌گري و سياست‌ورزي و مردم‌خواهي پديد آورده، حيات دوباره او را در ميان ايرانيان و كل خطوط مقاومت در منطقه و جهان نويد مي‌دهد. سردار سليماني پس از شهادت به مراتب خطرناك‌تر و هراسناك‌تر براي دنياي كفر، شرك و الحاد است. سران استكبار جهاني هرگز از تيررس سربازان او جان سالم بدر نخواهند برد.

منبع خبر "الف" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.