
به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما،، ایدئولوژی اسلامی انقلاب، با احیای مفاهیمی چون استقلال، عدالت، کرامت انسانی و مسئولیت دینی، توانست صورتبندی تازهای از هویت ملی ارائه کند. در نتیجه، رأی مردم در ۱۲ فروردین را نمیتوان صرفاً واکنشی سیاسی دانست، بلکه باید آن را بیانگر پذیرش یک چارچوب هویتی جدید تلقی کرد. ایدئولوژی انقلاب اسلامی با بهرهگیری از مفاهیمی چون شهادت، مبارزه با ظلم، حمایت از مستضعفان و نفی وابستگی، نه تنها اقشار مختلف جامعه را حول یک هدف مشترک گرد آورد، بلکه مهم تر از آن توانست به تربیت انسان ها با آموزه های دینی و ارزش های والای انسانی برای نسل های بعد نیز بپردازد.
«جمهوری اسلامی ایران آری، وابستگی نه»؛ صریحترین و عمیقترین پیام ملتی بود که در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، با تعیین حق سرنوشت خود، نظمی نوین را بر پایه پیوند ناگسستنی میان «باور دینی» و «اراده عمومی» بنا نهاد. این روز نه تنها یک نقطه عطف سیاسی، بلکه آغازگر یک فصل نوین هویتی در تاریخ معاصر ایران است که در آن مفاهیمی چون استقلال، عدالت و کرامت انسانی از سطح آرمان و شعار، به سطح ساختار و عمل ارتقا یافت. ایدئولوژی انقلاب اسلامی با احیای مسئولیت دینی و نفی سلطه بیگانگان، توانست صورتی عینی به هویت ملی ببخشد و با تربیت انسانهایی مؤمن و متعهد، زیربنای انسانیِ لازم برای صیانت از نظام جمهوری اسلامی را فراهم آورد. از این منظر، ۱۲ فروردین را نباید صرفاً یک واقعه تاریخی دانست، بلکه این روز آغاز فرایند نهادسازی بر مبنای نظمی ارزشی است که موجودیت آن فراتر از افراد، با اندیشهها و آموزههای اصیل اسلامی گره خورده است.
تحکیم، تعمیق، پایداری و بالندگی این نظام در طول ۴۷ سال گذشته، علیرغم حجم بیسابقهای از تهدیدهای سخت و نرم، گواهی بر ریشهدار بودن این انتخاب ملی است. تاریخ نشان داده که جمهوری اسلامی ایران نظامی «عاریهای و وابسته» نیست که با انواع تهدیدها و توطئه ها و جنگ های ترکیبی از سوی رژیمهای عبری، غربی و عربی دچار تزلزل شود. این پایداری در مصاف با زنجیرهای از توطئههای پیچیده، از جمله کودتاهای چون؛ طرح هایزر و واقعه نوژه در دههی نخست انقلاب گرفته تا کودتای آمریکایی- صهیونی در دیماه ۱۴۰۴، به اثبات رسیده است. نظام مقدس جمهوری اسلامی در حالی از گردنههای پرخطری همچون جنگهای تحمیلی چندگانه (از دفاع مقدس ۸ ساله تا جنگهای ۱۲ روزه و رمضان) عبور کرده که هر یک از این بحرانها برای فروپاشی ساختارهای سیاسیِ متکی به بیگانه و یا هر کشور و نظام دیگری، کافی بود. اما در ایران، قدرت از دلِ استقلال در تصمیمگیری و اتکا به اراده ملی منبعث از ایدئولوژی اسلامی، جوشیده است.
حتی واقعه جانسوز شهادت رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای (رضوان الله تعالی) در اسفند ۱۴۰۴، که دشمنان آن را پایانِ کار نظام جمهوری اسلامی ایران میپنداشتند، بار دیگر اصالت و استحکام این بنای نهادمند را به رخ جهانیان کشید. انتقال سریع، قانونی و مدبرانه قدرت توسط مجلس خبرگان و انتصاب آیتالله مجتبی خامنهای در ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، نشان داد که ریشههای این درخت چنان عمیق در خاکِ باورهای مردم نشانده شده که با فقدان فیزیکی شخصیت ها و حتی رهبران بزرگ نیز، اندیشه و نظم سیاسی پیرو آن دچار خلل نمیشود. این ثباتِ شگفتانگیز، ثمرهی همان پیوندی است که در ۱۲ فروردین میان «مشروعیت ارزشی» و «مشروعیت مردمی» امضا شد. پیوندی که به نظام قابلیت داد تا در بحرانیترین شرایط، انسجام داخلی خود را حفظ کرده و مسیر عزت و استقلال را با صلابت ادامه دهد.
در آغاز سال ۱۴۰۵، ۱۲ فروردین همچنان به عنوان منشور همیشگی حاکمیت، افق آینده کشور را ترسیم میکند. این روز یادآور آن است که حاکمیت ملی در ایران، بر پایه نفی مطلق وابستگی سیاسی و تأکید بر مشارکت معنوی مردم استوار شده است. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به همین میراث ماندگار، ثابت کرده است که در برابر جنگافروزیهای نوین و توطئههای ترکیبی، زنده، پویا و شکستناپذیر است. چرا که قدرت واقعی آن نه از تسلیحات نظامی، بلکه منبعث از آموزه های دینی و ایدئولوژی اسلامی است.
نویسنده و پژوهشگر: فرشته مقدم