
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، روابط ایران و آمریکا طی بیش از هفتاد سال گذشته، نه یک تقابل دیپلماتیک ساده، بلکه صحنه منازعه میان «اراده استقلالطلبانه یک ملت» و «زیادهخواهی ساختاری واشنگتن» بوده است. واکاوی این مسیر نشان میدهد که آمریکا، ایران را نه به عنوان یک کنشگر مستقل در نظام بینالملل، بلکه همواره به عنوان یک «متغیر تابع» در خدمت منافع خود تعریف کرده است. این زیادهخواهیها، از کودتای ۱۳۳۲ تا تجاوزات نظامی اخیر در سال ۱۴۰۴ همچنان ادامه دارد.
نفوذ ساختاری و استثمار از مرداد ۱۳۳۲ تا بهمن ۱۳۵۷
در این مقطع، زیادهخواهی آمریکا در قالب «سلطه مطلق» تجلی یافت. واشنگتن با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، «حق تعیین سرنوشت ملت» را سلب کرد تا منافع نفتی خود را در قالب «کنسرسیوم» تضمین کند. در این دوران، ایران نه یک متحد، بلکه «ایالت پنجاه و یکم» و ژاندارم نیابتی آمریکا محسوب میشد. تحمیل قانون تحقیرآمیز کاپیتولاسیون، نابودی زیرساختهای کشاورزی در پروژه انقلاب سفید و بلعیدن درآمدهای نفتی ایران برای خرید تسلیحات آمریکایی بر اساس دکترین نیکسون، نشان داد که زیادهخواهی آمریکا، حاکمیت شاه را تنها تا مرز تأمین منافع غرب به رسمیت میشناخت.
تقابل ترکیبی و مهار قدرت مستقل از ۱۳۵۷تا ۱۴۰۴
با وقوع انقلاب اسلامی و خروج ایران از مدار سلطه، زیادهخواهی آمریکا به مرحله «فشار و مهار» تغییر جهت داد. واشنگتن با بلوکه کردن داراییهای قانونی ایران و ورود مستقیم نظامی در جنگ نفتکشها، تلاش کرد استقلال اقتصادی و امنیت دریایی ایران را به چالش بکشد.
همچنین آنها در این مقطع، با تحمیل محدودیتهای فراتر از معاهدات بینالمللی مانند NPT یا تلاش برای دائمی کردن محدودیتهای هستهای، در پی سلب حق پیشرفت علمی و بازدارندگی ایران برآمدند.
اوج این وقاحت در تروریسم دارویی علیه بیماران خاص تجلی یافت که نشان داد زیادهخواهی سیاسی آمریکا، دیگر از مرزهای انسانی عبور کرده است.
تجاوز آشکار و حذف ارکان اقتدار؛ خرداد ۱۴۰۴ تاکنون
در یک سال اخیر، زیادهخواهی آمریکا از لایههای دیپلماتیک و جنگ نرم خارج شده و به مرحله «تجاوز مستقیم و تلاش برای فروپاشی ارکان حاکمیتی» رسیده است. جنگ ١٢ روزه و ترور جمعی از سرداران و دانشمندان هستهای، آن هم در خلال مذاکرات، آغاز روندی بود که اوج آن در واقعه ٩ اسفند ۱۴۰۴ و شهادت حضرت آیتالله العظمی، امام سید علی خامنهای (قدس سره الشریف) تجلی یافت. این تجاوز آشکار نشاندهنده عبور کامل آمریکا از تمامی قواعد بینالمللی برای حذف عمود خیمه نظامِ جمهوری اسلامی ایران بود. پس از این فاجعه، آمریکا با مداخله صریح در فرآیند جانشینی و ایجاد فضای رعب، سعی در بیثباتسازی حاکمیت داشت. توطئهای که با انتخاب هوشمندانه حضرت آیتالله مجتبی خامنهای (مد ظله العالی) به عنوان رهبر جدید در ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، ناکام ماند. امروز واشنگتن با پیوند زدن توقف تجاوز به «تسلیم مطلق» با برچیدن توان دفاعی و تغییر قانون اساسی و اعمال تروریسم اقتصادی در اوج بحران، عملاً به دنبال بازگرداندن ایران به وضعیت تحت قیمومت پساکودتای ٢٨ مرداد است. تلاش آمریکا برای تسلط بر تنگه هرمز در مذاکرات اخیر در پاکستان، در واقع ادامه همان راهبردی است که از دهها سال پیش برای تسلط بر این آب و خاک ترسیم کرده است.
نتیجهگیری

تجربه بیش از هفتاد ساله نشان میدهد که زیادهخواهی آمریکا با تغییر رفتار ایران و حتی با توافقهای مقطعی پایان نمییابد، چرا که تضاد آمریکا با ایران نه بر سر مسائل فنی و مطروحه، بلکه بر سر اصل «استقلال و هویت ملی» این مرز و بوم است. شکست فضاحت بارِ آمریکا در ایران و عبور جمهوری اسلامی بویژه از بحرانهای یک سال اخیر و استقرار آرام قدرت در کشور، ثابت کرد که الگوی «مقاومت فعال»، تنها مسیر صیانت از حاکمیت ملی در برابر طمع ورزیهای بیپایان کاخ سفید است. آمریکا، ایران را نه به عنوان یک کشور و واحد سیاسی مستقل، بلکه به عنوان یک متغیر در خدمت خود میخواهد و پاسخ ملت ایران به این زیادهخواهیها بی تردید، تنها با تکیه بر قدرت لایزال الهی، حفظ اقتدار و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران، در عرصه میدان و خیابان میسر است.