به گزارش خبرنگار مهر، در بسیاری از داستانهای کودک، پدر و مادرها الگوی نظم و مسئولیتپذیری هستند و این کودکاناند که باید اشتباهات خود را اصلاح کنند. اما کتاب «پدر شلخته من» این کلیشه را کنار میزند و با نگاهی طنزآمیز و متفاوت، پدری را به تصویر میکشد که بینظمیهایش زندگی همه اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد. همین زاویه دید متفاوت، کتاب را به اثری سرگرمکننده و در عین حال آموزشی تبدیل کرده است؛ اثری که بدون نصیحت مستقیم، کودکان را با اهمیت نظم، مسئولیتپذیری و احترام به زحمت دیگران آشنا میکند.
وقتی شلختگی به عادت تبدیل میشود
داستان از نگاه یک کودک روایت میشود؛ کودکی که هر روز شاهد بینظمیهای پدرش است. پدر نقاشی را دوست دارد، ساعتهای زیادی را صرف خلق آثار هنری میکند و حتی در فکر برگزاری نمایشگاه نقاشی است، اما هر بار پس از پایان کار، مداد رنگیها، قلمموها، رنگها و وسایلش را در گوشه و کنار خانه رها میکند. او هنگام گم شدن وسایلش ناراحت و عصبانی میشود، بیآنکه به خاطر بیاورد خودش آنها را در جای نامناسب گذاشته است.
بینظمی پدر تنها به وسایل نقاشی محدود نمیشود. پروندههای کاری، لباسها، کفشها و وسایل شخصی نیز در هر گوشه خانه دیده میشوند. حتی هنگام غذا خوردن نیز با دستهای رنگی و کثیف پشت میز مینشیند و باعث اعتراض مادر میشود. این موقعیتها با زبانی طنز روایت شدهاند و برای بسیاری از خانوادهها آشنا و قابل لمس هستند.
از یک چراغ شکسته تا نابودی یک پروژه
داستان در میانه راه، پیامدهای شلختگی را به شکلی ملموس نشان میدهد. یک روز که پدر پس از پایان کار به خانه بازمیگردد، بیتوجهی او به نظم باعث رخ دادن مجموعهای از اتفاقات زنجیرهای میشود؛ کتش به چراغ گیر میکند، چراغ روی سرش میافتد، خودش روی مبل سقوط میکند، رایانهاش آسیب میبیند و در نهایت لیوان آب آلبالو روی پروژهای میریزد که ماهها برای آن زحمت کشیده است.
این بخش از داستان، بدون آنکه لحن آموزشی یا نصیحتگونه داشته باشد، نشان میدهد بینظمی تنها ظاهر خانه را به هم نمیریزد، بلکه میتواند زمان، هزینه، انرژی و نتیجه ماهها تلاش را نیز از بین ببرد.
آموزش نظم با زبان طنز
یکی از نقاط قوت کتاب، پرهیز از شعارزدگی است. نویسنده به جای آنکه شخصیتها مدام درباره اهمیت نظم سخنرانی کنند، اجازه میدهد خود اتفاقات پیام داستان را منتقل کنند. کودک همراه شخصیتها میخندد، از اشتباهات پدر تعجب میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که نظم، تنها مرتب بودن اتاق نیست؛ بلکه بخشی از مسئولیتپذیری در زندگی روزمره است.
در کنار موضوع نظم، کتاب به مسائل دیگری مانند صرفهجویی در مصرف آب، خاموش کردن چراغهای اضافی، مراقبت از وسایل، احترام به زحمت دیگران و حفظ محیط زندگی نیز اشاره میکند؛ موضوعاتی که امروزه آموزش آنها از سنین پایین اهمیت زیادی دارد.
کتابی برای گفتوگوی والدین و کودکان
«پدر شلخته من» فقط برای کودکان نوشته نشده است. والدین نیز هنگام خواندن این کتاب میتوانند درباره تقسیم مسئولیتهای خانه، رعایت نظم، همکاری اعضای خانواده و پیامدهای بیتوجهی به وسایل با فرزندان خود گفتوگو کنند.
از سوی دیگر، شخصیت پدر نه یک شخصیت منفی، بلکه فردی دوستداشتنی و مهربان است که تنها یک عادت نادرست دارد. همین ویژگی باعث میشود کودک بتواند بدون قضاوت، پیام داستان را دریافت کند و متوجه شود که هر فردی ممکن است اشتباه کند، اما میتواند رفتار خود را تغییر دهد.
در پایان کتاب، بخشی آموزشی با عنوان «تابلوی نظم و ترتیب» قرار گرفته است. این بخش، داستان را از یک روایت سرگرمکننده فراتر میبرد و به خانوادهها کمک میکند نظم را به یک عادت روزانه تبدیل کنند. کودکان میتوانند با کمک این جدول، مسئولیتهای روزانه خود را انجام دهند و به مرور اهمیت مرتب بودن را در عمل تجربه کنند.
این ویژگی، کتاب را به منبعی مناسب برای استفاده در خانه، مدرسه، مهدکودک و مراکز آموزشی تبدیل کرده است؛ زیرا تنها به روایت یک داستان اکتفا نمیکند، بلکه ابزارهایی برای اجرای پیامهای آن نیز در اختیار مخاطب قرار میدهد.
نقطه قوت اصلی این کتاب، نگاه متفاوت آن به یک مسئله ساده اما مهم است. برخلاف بسیاری از آثار آموزشی که کودک را مقصر اصلی بینظمی معرفی میکنند، این کتاب نشان میدهد بزرگترها نیز ممکن است اشتباه کنند و کودکان نیز میتوانند از رفتار آنها درس بگیرند.
طنز، روایت روان، شخصیتهای باورپذیر و موقعیتهایی که بسیاری از خانوادهها با آن روبهرو هستند، باعث شده است «پدر شلخته من» علاوه بر سرگرم کردن کودکان، زمینهای برای گفتوگو درباره نظم، مسئولیتپذیری و احترام به حقوق دیگران فراهم کند.
این کتاب به خانوادهها، مربیان، معلمان دوره ابتدایی، مشاوران کودک و همه کسانی که به دنبال اثری داستانی برای آموزش غیرمستقیم مهارتهای زندگی هستند، پیشنهاد میشود؛ اثری که نشان میدهد گاهی یک خانه مرتب، از تغییر یک عادت کوچک آغاز میشود.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
موقع صبحانه خوردن همچنان شلختگیاش ادامه دارد. بشقابی که در آن غذا خورده، استکانی که با آن چای خورده، و چنگال و قاشقش را همانجوری روی میز میگذارد و سر کارش میرود. درحالیکه اگر آنها را در ماشین ظرفشویی بگذارد، هم آشپزخانهمان مرتب میماند و هم من برای جمع کردن شلختگیهای پدرم، دیر به مدرسه نمیرسم. وااای! حالا از این کارش که گاهی نان به دست، مثل گربه، در خانه میگردد حرفی نمیزنم. خردههای نان روی زمین مسیری میسازد که اگر دنبالش بروید، میتوانید پدرم را پیدا کنید. وقتی از او میپرسم: «پدر چرا ظرفها را در ماشین ظرفشویی نمیگذاری؟» میگوید: «موقع غذا خوردن خیلی خسته شدم، نمیشود تو جمعشان کنی؟» و فوراً از خانه بیرون میرود.
کتاب «پدر شلخته من» نوشته دیلک جسور و با ترجمه نازلی خلیلی صفا در ۲۹صفحه از سوی انتشارات برکه منتشر شده است.










