به گزارش پارسینه و به نقل از فرارو، ابراهیم نوار، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در روزنامه القدس العربی نوشت: تا زمانی که اسرائیل رویارویی با ایران را یک جنگ وجودی و معادلهای با حاصل جمع صفر بداند؛ معادلهای که هیچگونه راهحل میانه یا مصالحهای را برنمیتابد، از بهکارگیری هیچ ابزاری در جریان این جنگ دریغ نخواهد کرد.
حساسترین متغیر در این میان، موضع ایالات متحده است؛ عاملی که اسرائیل توان تحمل هزینههای ناشی از وخامت آن را ندارد. برخی کارشناسان و تحلیلگران بر این باورند که اظهارات اخیر جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، حاوی نشانههایی است که میتواند در صورت تیره شدن روابط واشنگتن و تلآویو، کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل را در معرض خطر قرار دهد.
در چنین شرایطی و با توجه به ادامه تلاش بنیامین نتانیاهو برای پرهیز از رویارویی مستقیم با دونالد ترامپ، به نظر میرسد بهترین گزینههای پیش روی او در ماههای آینده و تا زمان برگزاری انتخابات سراسری، شامل موارد زیر باشد:
۱ -ادامه پرهیز از تقابل مستقیم با دونالد ترامپ، زیرا اکنون زمان مناسبی برای چنین رویارویی نیست؛ در عین حال، تشدید استفاده از تمامی ابزارهای جنگی و فشارهای پنهان از درون هم علیه تهران و هم علیه واشنگتن با هدف تضعیف اعتبار مذاکرات آمریکا و ایران و القای این تصور که دستیابی به توافق، دور از دسترس یا حتی ناممکن است.
۲ - بسیج و فعالسازی نیروهای مخالف توافق چه در داخل ایران و چه در داخل ایالات متحده، بهگونهای که توافق احتمالی در هر دو کشور، پدیدهای نامتعارف، نامقبول و بعید به نظر برسد.
۳ - اسرائیل نمیخواهد تهران از ثمرات صلح و پایان جنگ بهرهمند شود، زیرا چنین وضعیتی به معنای تقویت نظامی خواهد بود که اسرائیل در جریان جنگ در پی سرنگونی آن بود. اسرائیل پیشتر نیز رویکردی مشابه را پس از امضای پیمان صلح با مصر در پیش گرفت؛ با این هدف که مانع بهرهبرداری کامل قاهره از مزایای صلح شود. در الگوی مصر پس از پیمان صلح، اسرائیل از افراطگرایی اسلامی بهعنوان ابزاری برای کشاندن کشور به یک بحران سیاسی و امنیتی استفاده کرد؛ بحرانی که با ترور انور سادات در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱)، تنها دو سال پس از امضای توافق صلح آغاز شد و در ظاهر کاملاً محصول تحولات داخلی به نظر میرسید، اما در واقع، چنین نبود.
۴ - تثبیت وضعیت نظامی و امنیتی به سود اسرائیل در لبنان و ادامه جنگ علیه حزبالله. اسرائیل از تلاش برای برهم زدن توافق از تمامی راههای ممکن دست نخواهد کشید؛ از ادامه جنگ در جبهه لبنان گرفته تا تشویق و تقویت حمایت علنی از موضع اسرائیل در ایالات متحده با استناد به استدلال «حق دفاع از خود»
۵ - گسترش دامنه اشغال و کنترل در کرانه باختری و غزه و ایجاد واقعیتهای جدید میدانی با هدف از میان بردن هرگونه احتمال برای تحقق راهحل دوکشوری.
۶ - ادامه فعالیتهای پنهانی در داخل ایران و استفاده از هر فرصت برای وارد کردن یک یا چند ضربه نظامی غافلگیرکننده با هدف تضعیف اعتبار نظام و گسترش شکافها میان مراکز قدرت در داخل کشور
۷ - ادامه تلاش برای دستیابی به «استقلال دفاعی» از ایالات متحده و جلوگیری از هرگونه تغییر در موازنه قدرت منطقهای که به زیان اسرائیل تمام شود.
بهطور خلاصه، اسرائیل از تلاش برای برهم زدن توافق از تمامی راههای ممکن دست نخواهد کشید؛ از ادامه جنگ در جبهه لبنان گرفته تا تشویق حمایت علنی از مواضع اسرائیل در ایالات متحده با توسل به استدلال «حق دفاع از خود». همچنین، اسرائیل تلاش خواهد کرد روند اجرای توافق را به منبعی دائمی برای تنشهای رسانهای و سیاسی تبدیل کند، بهگونهای که تفاهم با ایران به یکی از موضوعات محوری انتخابات ماه آبان (نوامبر) آمریکا تبدیل شود. با این حال، به نظر میرسد تلآویو همچنان از ورود به رویارویی آشکار با رئیسجمهور آمریکا اجتناب خواهد کرد.
این مسئله البته مانع از آن نخواهد شد که حامیان اسرائیل خشم خود را متوجه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا کنند؛ شخصی که در انتقاد از موضع اسرائیل در قبال مذاکرات، به چهره اصلی دولت تبدیل شده است. همچنین انتظار میرود نهادهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل برای بیثباتسازی ایران از طریق فعالسازی گروههای تندرو مخالف توافق در داخل کشور و نیز حمایت از جریانها و سازمانهای افراطی تجزیهطلب اقدام کنند.
اسرائیل موفقیت عملیات نظامی خود را بر اساس شمار افرادی که در حملاتش کشته میشوند، میزان تأسیسات تخریبشده و حجم ویرانیهای انسانی و مادی ایجادشده میسنجد؛ معیارهایی که می توان آن را «بربرانه» توصیف کرد؛ در حالی که اسرائیل مخالفان خود را «هیولاهای انسانی» میخواند. ادامه چنین رویکردی برای اسرائیل امر تازهای نیست؛ زیرا همانگونه که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا گفته است، اسرائیل هرگاه با مشکلی روبهرو شده، راهحل آن را در توسل به خشونت و کشتار جستوجو کرده و ابزار دیگری در اختیار نداشته است.
پس از آنکه رئیسجمهور آمریکا تصمیم به پایان دادن به جنگ با ایران و برقراری آتشبس در دیگر جبههها از جمله لبنان گرفت، بنیامین نتانیاهو اعلام کرد که اسرائیل خود را ملزم به تفاهم میان واشنگتن و تهران نمیداند. او تأکید کرد که نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان خارج نخواهند شد و تا زمانی که لازم بدانند، آنچه را «منطقه امنیتی در جنوب رود لیتانی» مینامند، حفظ خواهند کرد. علاوه بر این، اسرائیل حق ادامه جنگ علیه ایران را نیز برای خود محفوظ میداند.
چنین موضعی میتواند به رویارویی آشکار با دولت آمریکا منجر شود؛ آن هم در شرایطی که رهبران اسرائیل بهخوبی میدانند کشورشان، بر اساس موازین حقوق بینالملل و معیارهای اخلاقی و انسانی که ملتهای جهان برای آنها مبارزه کردهاند، به دولتی منزوی و منفور در سطح جهانی تبدیل شده است. اسرائیل بهخوبی آگاه است که بهدلیل سیاستهای تهاجمی خود علیه مردم فلسطین و ملتهای همسایه، با موجی از نفرت جهانی مواجه شده است. با این حال، تلاش میکند این نفرت را به ابزاری برای باجگیری سیاسی تبدیل کند و از مفاهیمی چون «یهودستیزی» و «ضدصهیونیسم» بهعنوان ابزارهای گمراهکننده بهره ببرد.
این باجگیری سیاسی هر روز در رسانههای اسرائیلی و گفتمان رسمی این کشور بازتاب مییابد و هدف آن بازتولید تصویر «یهودی قربانی» است. نمونهای از این رویکرد را میتوان در واکنش ایتامار بنگویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل به سخنان جیدی ونس مشاهده کرد. بنگویر در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پیشنهاد من به تو، جیدی ونس، این است که با نازیهای قرن بیستویکم دقیقاً همانگونه رفتار کنید که آمریکا با نازیهای قرن بیستم رفتار کرد.» پیام ضمنی این سخن آن است که اسرائیلیهای امروز همچنان در جایگاه قربانیان دیروز قرار دارند نه در جایگاه مهاجمان و عاملان خشونت.
در چنین فضایی، نتانیاهو در تلاش است تا در آستانه انتخابات سراسری آینده، خود را بار دیگر به رأیدهندگان بهعنوان «قهرمان نجاتبخش» معرفی کند. او با اصرار مدام بر این گزاره که «تا زمانی که نخستوزیر باشد، ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت»، تلاش می کند این تصویر را تقویت کند. این در حالی است که مقامهای ایرانی همواره دستیابی به سلاح هستهای را رد کردهاند. از این منظر، نتانیاهو بیش از هر چیز یادآور شخصیت «دون کیشوت» است؛ فردی که در توهم پیروزی، با آسیابهای بادی میجنگد.
تلآویو در شوک توافق؛ منافع آمریکا و اسرائیل از یکدیگر فاصله گرفت
تفکر راهبردی اسرائیل، قدرت ایران را تهدیدی وجودی برای دولت یهودی تلقی میکند. تنها تهدیدی که از نگاه اسرائیل از ایران نیز مهمتر و خطرناکتر به شمار میرود، مقاومت فلسطینی است؛ زیرا آن را ابزار اصلی ملت فلسطین برای بازپسگیری حق تعیین سرنوشت خود در سرزمینی میداند که از دید آنان غصب شده است.
اسرائیل به مذاکرات غیرمستقیم اسلامآباد دعوت نشد و اگر هم به این مذاکرات دعوت میشد، بعید بود نتیجه قابلتوجهی حاصل شود؛ زیرا بنیامین نتانیاهو راهی جز توسل به خشونت و ویرانی نمیشناسد و حتی به این رویکرد افتخار میکند. با این حال، پس از صدور یادداشت تفاهم، اسرائیل خود را در موقعیتی یافت که ناگزیر بود مفاد توافق را اجرا کند؛ در حالی که، بر اساس اظهارات ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، پیشتر به ارتش دستور داده شده بود که طرحی برای جنگی جدید علیه ایران تدوین کند. در این مرحله، شوک در تلآویو به اوج خود رسید.
بنیامین نتانیاهو که در ابتدای سال جاری، در گفتوگو با مجله اکونومیست، اعلام کرده بود اسرائیل در حال اجرای برنامهای برای دستیابی به «استقلال دفاعی» از ایالات متحده طی ده سال آینده است، بهخوبی میداند که در صورت بروز رویارویی با واشنگتن، این طرح ممکن است در همان مراحل نخست با شکست مواجه شود. به همین دلیل، او تلاش میکند از وقوع چنین سناریویی جلوگیری کند.
اختلافات بر سر مذاکرات با ایران، این ایده را بیش از پیش تقویت کرده است که منافع ملی ایالات متحده و اسرائیل در خاورمیانه الزاماً یکسان نیست. این واقعیت ضرورت کنار گذاشتن نگاه خطی به سیاست منطقهای دو کشور را آشکار میسازد؛ نگاهی که بر فرض تطابق کامل منافع واشنگتن و تلآویو استوار است. کنار گذاشتن این رویکرد خطی، راه را برای نوعی دیپلماسی هوشمند و چندلایه در سطح منطقه باز میکند؛ دیپلماسیای که بر تحلیل شبکهای و غیرخطی استوار است. این رویکرد، به دلیل پیچیدگی بیشتر، فرآیند شکلگیری روابط میان بازیگران منطقه را بر پایه ترکیبی از همگرایی، واگرایی و اشتراک منافع در سطوح سیاسی و مادی تحلیل میکند؛ برخلاف الگوی سنتی که روابط را صرفاً بر مبنای این گزاره ساده سامان میدهد که: «اینها دوستان ما هستند و با آنها همکاری میکنیم، و آنها دشمنان ما هستند و با آنها مقابله میکنیم.»
با این حال، به باور شمار زیادی از کارشناسان و مقامهای اسرائیلی، از جمله مئیر بنشبات، رئیس پیشین شورای امنیت ملی اسرائیل، این کشور همچنان روابط خود در داخل و خارج از منطقه را بر اساس همان الگوی سنتی «دوست و دشمن» مدیریت میکند. بنشبات در مقالهای که در اواسط ماه جاری منتشر کرد، بهطور غیرمستقیم دیدگاه نهادهای رسمی امنیتی و نظامی اسرائیل نسبت به تفاهم اسلامآباد را بازتاب داد. او نوشت که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، تصریح کرده است: «منافع ایالات متحده در توافق با ایران ممکن است با منافع اسرائیل متفاوت باشد.» ونس همچنین گفته بود: «چه اسرائیل از این موضوع خوشش بیاید و چه نیاید، این مسئله در راستای منافع ایالات متحده است.»
بنشبات در مقاله خود بهصورت غیرمستقیم این پیام را منتقل کرد که مواضع کاخ سفید نوعی عدول از منافع آمریکا و نشانهای از گرایش به شکستپذیری در برابر تروریسم است. او در پایان مقاله تأکید کرد: «اسرائیل طرف این توافق نیست و باید به موضع سنتی خود پایبند بماند؛ موضعی که بر انجام هر اقدامی که برای حفظ امنیت کشور ضروری باشد، تأکید دارد. این اصل درباره تمامی جبههها و بهویژه جبهه لبنان صادق است. با این حال، اسرائیل نباید دونالد ترامپ را تحریک کند، با او وارد مجادله شود یا دستوراتش را به چالش بکشد.» بنشبات مقاله خود را با نقلقولی از ایال زامیر به پایان رساند: «اقدامات ما به جای ما سخن خواهند گفت.»