حالم خوب نیست اما هزینه‌اش زیاد است!

رکنا یکشنبه 07 تیر 1405 - 14:30
اجتماعی رکنا، نوجوانانی که با بحران‌های روانی دوران بلوغ دست‌وپنجه نرم می‌کنند، از هزینه‌های میلیونی روان‌درمانی می‌گویند که درمان را برایشان غیرممکن کرده است. آگاهی این نوجوانان از مشکلات اقتصادی خانواده، خود به اضطرابی مضاعف تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار نوجوان گروه اجتماعی رکنا،  وقتی پای صحبت نوجوانان امروز می نشینیم، دیگر فقط از درس، مدرسه و دوستی های روزمره نمی شنویم. بسیاری از آن ها از فشارهایی حرف می زنند که آرام آرام جهان پررنگ نوجوانی را به فضایی خاکستری و بی روح تبدیل کرده است. جمله ای که بارها از زبان آن ها شنیده می شود، ساده اما نگران کننده است: «حالم خوب نیست، اما هزینه درمانش زیاد است.» این روایت، تصویری روشن از وضعیت نسلی است که همزمان با اختلالات روانی و ناتوانی مالی خانواده ها دست و پنجه نرم می کند.

آمارهایی که پشت آن ها زندگی واقعی جریان دارد

نوجوانان امروز با صراحتی کم سابقه از تجربه های درونی خود حرف می زنند. بسیاری از آن ها می گویند احساس می کنند در «دنیای خاکستری» گرفتار شده اند؛ جایی که نه توان حرکت دارند و نه امیدی جدی برای تغییر. وقتی به حرف هایشان گوش می دهید، روشن می شود که آمار ۲۲ درصدی اختلالات رفتاری در میان کودکان و نوجوانان ایرانی فقط یک عدد نیست. پشت این عدد، زندگی هایی قرار دارد که هر روز با اضطراب، بی انگیزگی، ترس و فرسودگی روانی سپری می شود.

«نمی خواهم بار اضافه ای روی دوش خانواده باشم»

یکی از تلخ ترین بخش های صحبت نوجوانان، آگاهی زودهنگام آن ها از فشار اقتصادی خانواده است. نوجوانی که با افسردگی یا اضطراب درگیر است، به خوبی می داند درمان هزینه دارد و همین آگاهی، خود به فشاری مضاعف تبدیل می شود. برخی از آن ها می گویند: «می دانم به مشاوره نیاز دارم، اما وقتی هزینه هر جلسه از یک میلیون تومان شروع می شود، ترجیح می دهم سکوت کنم.»

این سکوت، فقط به معنای عقب افتادن درمان نیست. در بسیاری از موارد، به معنای عمیق تر شدن زخم هایی است که می توانستند با مداخله به موقع کنترل شوند. نوجوانی که به دلیل ناهماهنگی دخل و خرج خانواده از درمان محروم می شود، ناچار است رنج خود را پنهان کند و همین پنهان کاری، آسیب را گسترده تر می کند.

اضطرابی فراتر از استرس های معمول

بخش مهمی از روایت نوجوانان به اضطرابی مربوط است که دیگر شباهتی به نگرانی های معمول دوران مدرسه ندارد. آن ها از ترسی می گویند که گاهی مانع خروج از خانه می شود یا حضور در جمع دوستان را به تجربه ای فرساینده تبدیل می کند. آمارهای رسمی نشان می دهد حدود ۸ درصد از کودکان و نوجوانان با اختلال اضطراب روبه رو هستند، اما برای کسی که این وضعیت را تجربه می کند، مسئله نه یک درصد آماری بلکه واقعیتی روزمره است؛ واقعیتی که با تپش قلب، لرزش دست ها، بی قراری و ترس مداوم از قضاوت شدن همراه است.

اگر این اختلال ها در زمان مناسب شناسایی و درمان نشوند، می توانند تا سال های بعد نیز ادامه پیدا کنند و کیفیت زندگی فرد را در بزرگسالی تحت تاثیر قرار دهند.

افسردگی در سال های حساس بلوغ

نوجوانان در صحبت های خود بارها به تغییرات بدنی، فشارهای عاطفی و پیچیدگی های دوران بلوغ اشاره می کنند. در این دوره، تشخیص مرز میان غم طبیعی و افسردگی عمیق برای خود نوجوان و حتی خانواده ها آسان نیست. بسیاری از دختران نوجوان از کاهش عزت نفس، احساس بی ارزشی و بی میلی به زندگی حرف می زنند. برخی می گویند ساعت ها در اتاق خود می مانند، چون دیگر هیچ چیز برایشان لذت بخش نیست.

گزارش ها از رشد ۳۳ درصدی تشخیص افسردگی شدید در این گروه سنی طی سال های اخیر خبر می دهند. این افزایش، فقط یک هشدار عددی نیست؛ نشانه ای است از بحرانی که اگر جدی گرفته نشود، تبعات آن به سال های آینده جامعه نیز سرایت خواهد کرد.

وقتی سلامت روان به کالایی دور از دسترس تبدیل می شود

آن چه از دل صحبت نوجوانان بیرون می آید، فقط شرح حال فردی نیست؛ انتقادی روشن به ساختاری است که سلامت روان را برای بسیاری از خانواده ها به امری پرهزینه و دور از دسترس تبدیل کرده است. بسیاری از نوجوانان معتقدند در سیاست گذاری ها، توجه کافی به سلامت روان آن ها نشده و خدمات درمانی موجود نیز برای شمار زیادی از خانواده ها قابل تامین نیست.

در چنین شرایطی، خانواده ای که باید میان هزینه های اولیه زندگی و پرداخت هزینه های درمان روان شناختی یکی را انتخاب کند، اغلب ناچار است اولویت را به معیشت بدهد. نتیجه این انتخاب اجباری، تنها حذف یک خدمت درمانی نیست؛ بلکه رها شدن نوجوان در میانه بحرانی است که هر روز عمیق تر می شود.

مطالبه ای ساده اما حیاتی

اگر پای صحبت نوجوانان بنشینید، خواسته آن ها پیچیده نیست. آن ها تنها فرصتی برای درمان می خواهند؛ درمانی که دسترسی به آن با ترس از هزینه های سنگین همراه نباشد. آن ها نمی خواهند ناتوانی مالی، مسیر بهبود را از آن ها بگیرد و آسیب هایی ماندگار بر زندگی شان بر جا بگذارد.

واقعیت این است که سلامت روان نوجوانان، دیگر موضوعی حاشیه ای نیست. این مسئله به طور مستقیم با آینده اجتماعی، آموزشی و حتی اقتصادی کشور پیوند دارد. تا زمانی که هزینه های درمان بالا و ساختارهای حمایتی ناکافی باشد، صدای نیاز این نسل به سختی به گوش متخصصان خواهد رسید. اگر امروز برای این مانع جدی فکری نشود، دنیای خاکستری که نوجوانان از آن حرف می زنند، ممکن است به واقعیت پایدار نسل آینده تبدیل شود.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1228456
  • فیلم دیدنی از برداشت زعفران در خراسان

منبع خبر "رکنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.