همشهری آنلاین – گروه سیاسی: وبگاه آمریکایی «دیفنس وان» به تازگی در گزارشی تحلیلی، تحولات اخیر را نه از منظر نتایج میدانی، بلکه از زاویه پیامدهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و شناختی آن مورد ارزیابی قرار دادهاست. «پیتر سینگر»، در این ارزیابی تحلیلی، به عنوان یک استراتژیست و از منظر چین به بررسی پیامدهای جنگ آمریکا و رژیمصهیونیستی علیه ایران پرداخته است. مهمترین محورهای این ارزیابی تحلیلی را در ادامه میخوانید:
ضعف راهبردی آمریکا
- ارتش آمریکا در اجرای عملیات نظامی پیچیده، فناوری پیشرفته و هماهنگی تاکتیکی توانمند است، اما در تبدیل موفقیتهای میدانی به دستاوردهای سیاسی و راهبردی ناکام میماند.
- آمریکا معمولاً موفقیت را با شاخصهایی مانند تعداد حملات هوایی، اهداف نابودشده یا حذف فرماندهان دشمن میسنجد؛ درحالیکه این شاخصها الزاماً به تحقق اهداف سیاسی منجر نمیشوند.
- جنگ با ایران نهتنها نفوذ جهانی آمریکا را افزایش نداد، بلکه در حوزههای سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک، اطلاعاتی و حتی فرهنگی زمینهساز فرسایش قدرت این کشور شد.
- فرهنگ راهبردی آمریکا هنوز سازوکاری مؤثر برای تبدیل قدرت نظامی به پیروزی سیاسی ندارد.
افزایش انزوای راهبردی آمریکا
- واشنگتن در این جنگ بدون هماهنگی کافی با بسیاری از شرکای منطقهای خود اقدام کرده و آنان را در معرض پیامدهای امنیتی قرار داده است.
- بسیاری از متحدان سنتی آمریکا نیز حاضر نشدند در عملیات نظامی مشارکت کنند، زیرا آن را از ابتدا اشتباه راهبردی میدانستند.
- واکنش تند مقامهای آمریکایی به این کشورها، سبب کاهش اعتماد به رهبری آمریکا شدهاست.
- این وضعیت فرصتی برای چین فراهم میکند تا از طریق دیپلماسی و عملیات اطلاعاتی، آمریکا را کشوری غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اعتماد معرفی کند.

شبکه یادگیری مشترک
- همکاری نظامی میان چین، روسیه، ایران و کرهشمالی، نوعی «شبکه یادگیری مشترک» است.
- دراین شبکه تجربیات رزمی، اطلاعات، فناوری و تاکتیکها میان اعضا مبادله میشود.
- ایران با بهرهگیری از تجربیات جنگ اوکراین، استفاده گسترده از پهپادهای ارزانقیمت، حملات موجی و اهداف فریبنده توانسته در برخی موارد سامانههای پدافندی آمریکا و متحدانش را دور بزند و خسارتهای قابلتوجهی وارد کند.
- ارتش آمریکا با وجود حضور گسترده در درگیریهای مختلف جهان، از درسهای جنگهای اخیر بهاندازه کافی استفاده نکرده است.
- این مساله، نشاندهنده کندی در یادگیری سازمانی و انعطافپذیری پایین دکترین نظامی آمریکاست.
فرسایش توان اقتصادی آمریکا
- ماهیت جنگهای مدرن تغییر کرده و موفقیت تنها به قدرت آتش وابسته نیست.
- توان تولید، زنجیره تأمین و هزینههای اقتصادی نیز نقش تعیینکنندهای دارند.
- آمریکا در این جنگ هزاران هدف را مورد حمله قرار داد، اما برای هر حمله هزینهای بسیار سنگین پرداخت.
- ازسوی دیگر، سامانههای دفاعی این کشور برای مقابله با پهپادهای ارزانقیمت و انبوه، مجبور به استفاده از موشکهای رهگیر چند میلیون دلاری شدند؛ موضوعی که از نظر اقتصادی بههیچوجه پایدار نیست.
- دراین جنگ ذخایر موشکهای دفاعی و تهاجمی آمریکا کاهش یافتهاست.
- بازسازی این ذخایر، با ظرفیت فعلی صنایع دفاعی، سالها زمان خواهد برد.
- اگر آمریکا وارد یک جنگ بزرگ دیگر شود، ممکن است با محدودیت جدی در مهمات و تجهیزات پیشرفته روبهرو شود.
- بخشی از سفارشهای تسلیحاتی متحدان آمریکا نیز به دلیل مصرف گسترده مهمات در این جنگ با تأخیر مواجه میشود.
- این موضوع میتواند اعتماد شرکای امنیتی واشنگتن را کاهش دهد.
- دو نتیجه راهبردی:
- صنایع دفاعی آمریکا هنوز بیش از آنکه بر نیازهای راهبردی کشور تکیه داشته باشند، تحت تأثیر منطق سودآوری بازار قرار دارند و توان افزایش سریع تولید در شرایط جنگی را ندارند.
- درگیر شدن آمریکا در یک جنگ فرسایشی با کشوری مانند ایران، بخشی از آمادگی نظامی آن را برای مقابله با رقبای بزرگتر در سالهای آینده کاهش دادهاست.
بزرگترین آسیبپذیری آمریکا
- جامعه آمریکا بهشدت دچار شکاف سیاسی و اطلاعاتی شدهاست.
- این شکاف بهگونهای است که حتی درباره اهداف آغاز جنگ، نحوه اجرای آن و نتیجه نهایی نیز توافقی وجود ندارد.
- رسانهها و شبکههای اجتماعی آمریکا، مخاطبان خود را در «حبابهای اطلاعاتی» قرار دادهاند؛ بهطوری که هر گروه تنها اطلاعاتی را دریافت میکند که باورهای قبلی او را تأیید کند.
- در نتیجه، یک رویداد واحد میتواند برای بخشی از جامعه «پیروزی تاریخی» و برای بخش دیگر «شکستی بزرگ» تلقی شود.
- اختلافهای فرهنگی و سیاسی داخلی، تمرکز رهبران آمریکا را از برنامهریزی راهبردی برای جنگهای واقعی منحرف کردهاست.
- آمریکا بیش از اینکه قربانی عملیات روانی دشمنانش باشد، خود با اختلافهای داخلی و فضای رسانهای قطبیشده، توان تصمیمگیری راهبردی خود را تضعیف میکند.
- از این منظر، چین حتی بدون اجرای عملیات شناختی گسترده نیز میتواند از این شکافها بهرهبرداری کند.










