به گزارش مشرق، کانال یار همراه ولایت در تلگرام نوشت:
حتما شنیده اید رواق کشوردوست جمع شده، کشوردوست که، شده بود یک حسینیه، شده بود بیت الاحزان، حالا دوباره شده خیابان، خیابانی مثل دیگر خیابانهای محله آقای شهیدمان. خیابانهایی، جان کنده!
ماجرا از ظهرعاشورا شروع شد، وقتی وسط نماز، جماعتی کفن پوش با صدای بلند مداحیشان رسیدند سر کشوردوست جانمان. نمیدانم چرا برعکس بیان رهبر شهیدمان، سر اذان ظهر، مداحی بلندگوهایشان را خاموش نکردند و اذان پخش کنند، نمی دانم، شاید هنوز افقشان روی افق مبداشان که از خراسان آمده بودند تنظیم بوده.
بعد از نماز، با آرایش تشکیلاتی! و سینه زنان، و با دستنوشته هایی که سرتاپای کشور را مطالبه مالی کرده بودند، آمدند در کشوردوست جانمان. آمدند، اما نرفتند. ماندند و نشستند، و آرامش بیت الاحزان مردم را با شعار پشت شعار بهم ریختند.
رفقای متولی کشوردوست جانمان، رفتند کلی گپ و گفت زدند با سرکرده هایشان، اما به هیچ صراطی مستقیم نشدند؛ این که هیچ، آش رفتارشان هم هر چه پیش میرفتند، وسط چلوکباب خوردنهایشان! هی شور و شورتر میشد.
این جماعت ریختند آن وسط و نشستند، و به هیچ قاعده ای پایبند نشدند، مثلا موجب شدند، قول قرار خادمان حسینیه کشوردوست جانمان با همسایه ها را خراب کنند. قولی که قرار شده بود مراسمها، و صدای بلندگوها و رفت آمدها زمان مشخص داشته باشد.
نشستند و نرفتند، و وسط گپ و گفت های خادمان کشوردوست با آنها، ناگهان جیغ و شیونشان هوا می رفت که آی مردم، در عصر عاشورا یزیدیان ریختند سر خانواده های شهدا!!!
(گوشتان را بیاورید: برخی، هویت خانواده شهدا را سر نیزه کرده بودند)
القصه، منظورشان از یزیدیان، خادمان مظلوم کشوردوست جانمان بود. این خادمها انقدر مظلوم بودند، که بخاطر فیلم گرفتنهای عیان و یواشکی این جماعت، و منتشر کردن فیلمهایی که پر از توهین بود، در آن گرما مجبور به ماسک زدن شدند.
با همه اینها، خادمها بازهم کوتاه آمدند، گفتند باشد حالا که نمیروید، لااقل بروید عقبتر، فرش پهن کنیم برای نماز عشای شام غریبان اباعبدالله آماده شویم، و نرفتند جای همه مردم را گرفتند. شاید چون خودشان را همه مردم و تنها خونخواهان آقا میدانستند.
خلاصه که این خونخواهان، خون به دل همه کردند، خون به دل آقا کردند، آقایی که در اسفند پارسال در دیدار با دانشجوها، فرموده بودند در وضعیت معارضه دشمن، وقتی میخواهید نقد کنید، افراد را متهم نکنید؛ گفتند برای جواب فرصت بدهید،گفتند ابهام در ذهن مردم ایجاد نکنید، بخصوص که درمواردی، برخی سوالات را نمیشود در برحه ای از زمان پاسخ داد. این جماعت پرهیاهو، حتی به این حرف رهبر شهیدمان هم گوش نکردند که، فرضیات را مسلم ندانید. بن بست نمایی نکنید. این جماعت آمدند دعوا راه انداختند، در حالی که آقایی که مدعی خونخواهی او بودند، گفته بودند، وقتی نقد و مطالبه دارید، اختلاف افکنی، دوقطبی سازی ناامیدسازی، نکنید. آقای شهیدمان، گفته بودند، مردم را به مسئولین تصمیمگیر بدبین نکنید. و این جماعت جیغ جیغ کنان، همه این کارها را که آقا گفتند نکنید، کردند. تازه میگفتند هیئت اندیشهورز دارند و جزوه از ریز ریز بیانات آقای شهید....
و آششان را هی شور و شورتر کردند و هی هم زدند! وقتی بچه های رسانه ای، دلسوزانه آمدند پیام آقا را درباره مذاکرات اخیر نشان سرکرده ها دادند تا منطقی و مستند گفتگو کنند، اما با عصبانیت، پیام رهبر را گرفتند و پاره کردند. وسط این گفتگوهای صاحبان باصطلاح هیئت های اندیشه ورز، زیر گوش خبرنگار هم زدند، چنگ روی دستانش انداختند، گوش پلیس را گاز گرفتند و و و ....
داستان این آشِ شورِ خونی، که بوی گند فتنه و نفاق میداد، وقتی شورتر شد که، هیچکدام از این رفتارها و توهین ها را گردن نمیگرفتند و میگفتند آنها که مثلا کتیبه حسینیه کشوردوست را پاره کردند از ما نبودند، یا میگفتند، عکس آقا مجتبی پاره نشد کشیده شد!! گفتند علما و مراجع را قبول ندارند، چون ما نظر خودمان را داریم!!!!
و اما بعد
رواق کشوردوست، جمع شد، خیلیهامان، آواره شدیم... دیدم خادمان کشوردوست، وقتی از رواق تکه تکه کم میشد، اشک میریختند، خیلی از مردم هم...
کودکی دو تا مادر پیدا کرد، قاضی حکم داد دو مدعی مادری این کودک، دو دست کودک را بگیرند و بکشند و با یک شمشیر نصفش میکنیم، نصف برای یک مادر، نصف برای مادر دیگر، و مادر واقعی دست کودک را رها کرد.
بله کشوردوست جمع شد تا حرمت قتلگاه آقای شهیدمان حفظ شود.
و اینگونه بود که رواق کشوردوست در محرابِ قتلگاه آقای شهیدمان، شهید شد.

*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.







