به گزارش ایرنا، هنوز کاروان اربعین محرم امسال بار نبسته که نخستین مسافرش تهران را برای همیشه به سمت قم و سپس ایران را به مقصد کربلا ترک کرد تا برود و دل پر غصهاش را بتکاند و به اصلاح استخوانی سبک کند تا به مشهدالرضا (ع) برگردد و برای همیشه آنجا در جوار امام رئوف با خانواده شهیدش سکنا گزیند.
امسال پیکر رهبر شهید، نخستین و شکوهمندترین زائر اربعین است؛ آنگاه که زیارتنامه را با قطرهقطره خون خویش در پیشگاه حسین (ع) امضا کرده و حالا در خاک کربلا، بساط وصل خویش را میگستراند.
خبر در کربلا پیچیده؛ خورشیدی که در میانه دود و آتش غروب کرده بود، اینک در حریم یار، طلوع میکند. او نخستین زائر اربعین امسال است که نه با پای پیاده، که بر دوش فرشتگان و اشک عاشقان به میعادگاه عشق آمده تا در این حریم امن، سند جاودانگی راه خویش را ممهور به عشق اهل بیت(ع) کند.
پیشقراول قافله عشق، اینبار نه با پای پیاده، که بر شانههای زخمیِ تاریخ به کربلا رسیده است.
او که پیش از جادهها، از پلِ شهادت گذشته بود، حالا پیکر مطهرش را به پیشواز ضریح عباس(ع) و حسین(ع) فرستاده است. گویی اربعین امسال، به احترام این مسافر خونینبال، زودتر از موعد آغاز شده و خاک کربلا، آغوش خود را برای پذیرایی از این میهمان ویژه گشوده است.
این نه یک بدرقه، که رسیدنی باشکوه است. رهبر شهید، در میانه هیاهوی فراق، خود را به حرم دوست رسانده است تا در آستانه اربعین، زیارتنامهاش را با مُهر شهادت بر ضریح ارباب حک کند؛ مسافری که مقصدش نه خاک، که ملکوت است.
اما حالا ما از شما که سفر را آغاز کردهای و در میانه راه به کربلا آمدهای میخواهیم قول بدهید زمانی به حرم رسیدید، درست روبروی گنبد آقا امام حسین(ع) و حضرت اباالفضل العباس برایمان دعا کنید و از خدا بخواهید راهمان مانند راه شما مسیر سرخ شهادت باشد.
از شما میخواهیم حالا که اینگونه خاص به دیدار اباعبدالله آمدهاید ما را فراموش نکنید.
آقا از شما میخواهیم آن لحظاتی را که حرفهای بیربط در مورد شما شنیدیم و شرایط موجود، اجازه دفاع نداد را بر ما حلال کنید؟
آقای شهید میشود دستمان را بگیرید و دلمان را مثل گذشته به وجودتان گرم کنید؟
نخستین مسافر اربعین، لطفا به جای ما هم به آقا سلام بدهید و برای پیروزی اسلام و مسلمین باز هم دعا کنید.
آقا؛ زائر کربلا شدنت را بعد از سالها دوری تبریک میگویم برای این سفر و دوباره پیش قراول شدن؛ تبریکتان میگویم اما برای عزیمتتان از آن کوچه و آن خیابان همیشه سبز، غصه دارم.
اما خوشحالم برایتان که دیگر زخم زبانها و دروغهای برخی افراد ناآگاه را نمیشنوی همانهایی که میگفتید ندیده دوستشان دارید!
حیف شد آقا، حالا دیگر نیستید که برای قرار گرفتن اسممان در لیست دیدارکنندگانت چانه بزنیم.
یادش بخیر آقای عزیزم، زمانی که با هزار مشقت به دیدارتان میآمدم و از انتهای سالن ملاقات میدیدمتان و از عطر گل چنان مسرور میشدم که دامنم از دست میرفت.
اما آقای من حالا راحت با شما حرف میزنم دیگر برای دیدارتان نباید به همه رو بیندازم حالا شما حرفهایم را میشنوی درد دلهایم را میدانی.
حتی در این صد و اندی روز گاهی در خیالم سر به دامانتان گذاردهام، اشک ریخته و شکایتها کردهام و یقین دارم که شما همه آن درد دلها را شنیدهای و دست پدرانهتان را بر سرم کشیدهاید.
بابای مهربان من، حالا که در بینالحرمین هستید از شما میخواهم به حق آقا امام حسین علیهالسلام و حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام، زیارت کربلا را در اربعین امسال برایمان از خدا بخواهید.
رسیدی کربلا زیارتت قبول آقا. حالا چیکار کنیم با جای خالی شما؟
فی امان الله















