یادداشت مهمان، شاداب عسگری، کارشناس سیاسینظامی و پژوهشگر و نویسنده تاریخ معاصر و دفاع مقدس: از ابتدای قرن بیستم تاکنون، که حضور صهیونیستها در منطقه خاورمیانه مشاهده شده است، دنیا با پدیدهای بسیار خطرناک و مخرب به نام «ترور» مواجهه غریبی پیدا کرده است. ترور را میتوان بهعنوان «ابزاری کمهزینه با اثرگذاری بالا» شناخت که در شرایط کنونی، صهیونیستها از آن در مسیر رسیدن به اهداف شوم خودشان و تثبیت آنچه که برای خودشان منظور کردهاند، درارتباط با افراد مختلف و با بهرهگیری از انواع و اقسام روشها، در بالاترین سطح ممکنه استفاده میکنند.
سردمداران رژیم صهیونیستی که خشونت، جنگافروزی، ایجاد رعب و وحشت را بهعنوان یک پایه و اصلی بنیادین در دکترین خود منظور داشته و با تمامی ابزارهای تبلیغاتیاش نیز آن را به جهانیان عرضه میکند، نه تنها ابائی از انجام «ترور» ندارد، بلکه آن را به یک «امکان بالقوهای که خیلی سریع قابلیت بالفعل شدن را خواهد داشت»، یا به عبارتی دیگر «روش جاری» که جزء لاینفک سیاست آنها محسوب میشود، مبدل ساخته و متأسفانه، به کرات و در بالاترین سطح ممکنه هم از آن استفاده میشود. به جرأت میتوان گفت که شاید کمتر کشوری یا افراد مستقلی در منطقه و جهان وجود داشته باشند که در مقام مخالفت علنی و جدی با صهیونیستها برآمده باشند و از آسیب ترورهای آنها در امان مانده باشند.
ترور، ابزار رژیم صهیونیستی برای تسلط بر افکار عمومی
در دنیای به هم پیوسته امروزی، فضای ارتباطی و تعاملات فکری مردم جهان توسط رسانههای پذیرفته شده شنیداری و دیداری همراه با گستره شبکههای اجتماعی و پیام رسانهایی که به سرعت و وسعت غیرقابل باوری در حال شکلگیری هستند، رسانهها به ابزار و امکانی فراملیتی و جهان شمول تبدیل شدهاند که به راحتی قادر هستند تا افکار عمومی مردم را شکل داده و بر کافه باورها و حتی تصمیمات مردم و دولتمردان در حوزههای مختلف تأثیر بگذارند. تحت این شرایط، توسل و تمسک به انجام «ترور» را نمیتوان صرف یک عمل امنیتی یا نوعی بازدارندگی سیاسی و یا حتی، نظامی تلقی و منظور کرد. زیرا، پیامدهای رسانهای ـ روانی که به دنبال آن در فضای عمومی منتشر میشود باعث بروز شرایطی همانند ایجاد رعب، تردید در امنیت ملی، نمایش ناتوانی سیستم حفاظتی و در نهایت، تضعیف ارادة ملی برای پیشرفت و مقاومت را به دنبال داشته باشد. خاصه آنکه، رژیم صهیونیستی از ترور به عنوان ابزار و روش فائق آمدن بر افکار عمومی، در بالاترین و بهترین سطح ممکنه، بهره میجوید.
براساس ماهیت آزادیخواهانه و حق طلبانه جمهوری اسلامی ایران، دولتمردان و اتباع کشور ایران و حتی تنی چند از میهمانان خارجی، به صورت مستقیم یا از طریق به کارگیری ایادی خود فروخته داخلی توسط رژیم صهیونیستی در داخل یا خارج از کشور ترور شده و اکثریت آنها به درجه رفیع شهادت نائل شدهاند. واضح است که در مقام پاسخ به اینگونه رفتارهای مزورانه، اقدامات متعدی به خصوص در حوزه نظامی اجرایی شده است، لاکن نکته مهم آن است که تمامی این اقدامات و فارغ از نتایجی که حاصل شده، جنبه انفعالی داشته و بعد از مدتی، بنا به هر دلیل، مصلحت یا شرایطی نیز متوقف شده است. بدیهی است که آنهایی که ترور را برنامهریزی میکنند، به طور حتم، پیشبینیها و تمهیدات لازم برای دریافت پاسخها را نیز خواهند داشت. ضمن آنکه، از روند اقداماتی که اجرایی کرده و پاسخهایی که داشتهاند، قادر به تخمین خسارات احتمالی خواهند بود. در این وضعیت، فارغ از هر نتیجهای که در انتهای مسیر حاصل شده باشد، اهداف نامشروع رژیم صهیونیستی تأمین شده است.
نیروهای مسلح دست بر ماشه قرار دهند
تردیدی وجود ندارد که با توجه به تواناییهای اثبات شده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به خصوص در جنگ 40 روزه، کشور در یک پیچ تاریخی مرتبط با چگونگی مقابله با ترورها و بازدارندگی رژیم صهیونیستی در این حوزه قرار گرفته است که بلاتردید دستاوردهای حاصله از آن، از قابلیت تسری به سایر کشورها نیز برخوردار خواهد بود. انجام این مهم، باتوجه به دستاوردهای جنگ رمضان که جمهوری اسلامی ایران را از موضع یک قربانی منفعل به یک بازیگر هوشمند فعالی که ابتکار عمل را در دست دارد، تبدیل کرده، از ظرفیت و قابلیت تحقق قابل توجه و بالایی برخوردار است. دیگر زمان آن رسیده که از زیر سایه شک و تردید خارج شویم، بایستی ترس و تهدیدی را که دشمن تلاش دارد تا بر ما مستولی سازد، به سمت مردم خودشان بازگردانیم. این راهبرد بایستی به گونهای طرح شود که ضمن حفظ کرامت انسانی و اصول اسلامی، دشمن را در بنبست تداوم یک راهبرد پرهزینه، بیثمر در مواجهه با اتباع خودش قرار دهد.
بدین معنا که در شرایط جدیدی که نبرد ارادهها، روایتها و ابتکارها در شرف شکلگیری است، قرارگاه خاتم الانبیاء به نمایندگی از دولت و ملت جمهوری اسلامی در بیانیهای که از صراحت لازم برخوردار است، شرایطی را ابلاغ کند که ما به ازای هر اقدام تروریستی که از یک تاریخ مشخص به بعد علیه ملت غیور و سرافراز ایرانی انجام پذیرد، بلافاصله اقدامات بازدارنده گوناگونی اجرایی خواهد شد تا دشمن را از کرده خودش به سختی پشیمان سازد.
این ضربات، بسته به شدت و میزان خسارتی که به ما وارد شده، میبایست بسیار سخت و سهمگین به مراکزی که از آنجا تهدید متوجه دولت و ملت ایران شده، صورت پذیرد. اما، این تمام کار نخواهد بود بلکه در ادامه، قسمت اصلی طرح با هدف آنکه صهیونیستها نیز درک درست و منطقی از وضعیتی که برای ملت ایران ایجاد کردهاند، پیدا بکنند، از یک مجتمع ساختمانی چند طبقه در اقصی نقاط آن کشور تا یک شهرک، شهر و حتی پایتخت آن کشور را در میزان و شدتی زیر ضربه خواهد برد که دیگر امکان سکونت در آن فضاهای شهری میسر نباشد.
الزام اجرای راهبردی پشیمانکننده
تاکنون مفروض دشمن بر این قاعده استوار بوده که ایران در مواجهه با «ترورهای انجام شده»، نمیتواند و یا نمیخواهد «مقابله به مثل» نماید. در این شرایط، ابتکار عمل در دست آنها قرار دارد و این ما هستیم که همیشه بایستی جانب احتیاط را رعایت کرده و البته، با عواقب طاقت فرسا، دهشتناک و غیرقابل تحمل ناشی از انجام ترورهای آنها همچون فراق امام شهید امت(ره) بسوزیم و بسازیم. در این شرایط، یک سؤال جدی از قابلیت طرح برخوردار میشود:
«به راستی وقت آن نرسیده که نسبت به تغییر راهبردهای انفعالی موجود اقدام کرده و راهبردی پشیمانکننده، را طرحریزی، مصوب، ابلاغ و رسانهای کنیم که صرف بیان موضوع، به میزان قابل توجهی بازدارندگی ایجاد نماید؟»
واقعیت غیرقابل انکار آن است که نباید حتی برای لحظهای تردیدی داشت که دشمن صهیونی برای تکمیل اطلاعات و برآوردهای اطلاعاتی و نظامی خودش، در کوتاه مدت اقدام به انجام یک حرکت تروریستی خواهد کرد تا واکنش ایرانیان را در بوته آزمایش قرار دهد. در چنین شرایطی، اگر ما به آنچه که گفتهایم، عمل نکرده و اقدامی متناسب با تهدید وارد شده، انجام ندهیم، بلاتردید دشمن گستاختر شده و عرصه بر ما تنگتر میگردد.
مطالبه عمومی تمامی ملت ایران تصمیمگیری در این خصوص است. دیگر بیان موشک، جواب موشک از کفایت و بازدارندگی لازم برخوردار نیست و محرز شده که دشمن را از شیطنتهای معمولش باز نمیدارد. بنابراین، ضرورتهای لازم برای حفظ تمامی داراییهای اسلام و مسلمین ایجاب میکند تا یک بار و برای همیشه، پاسخها در حدی شدید باشند که دشمن صهیونی را از کرده خودش پشیمان سازد. تاریخ بیانگر این واقعیت تلخ است که صهیونیستها، بیشترین تهدیدهای خودشان را متوجه مردم عادی کشورها میسازنند.











