فرارو- رویا پاک سرشت؛ بزرگترین اشتباه در تحلیل اجلاس امسال ناتو آن است که این نشست را صرفاً نشستی برای افزایش بودجه نظامی اعضای این پیمان بدانیم. آنچه این روزها در آنکارا جریان دارد، بیش از آنکه درباره تانک، موشک و تعداد نیروهای نظامی باشد، درباره بازتعریف مفهوم قدرت در جهان پس از جنگ اوکراین است. دونالد ترامپ با دستور کاری متفاوتی وارد این اجلاس شده است؛ او میخواهد معادلهای را که هفت دهه بر روابط آمریکا و اروپا حاکم بوده تغییر دهد؛ معادلهای که بر اساس آن واشنگتن امنیت اروپا را تأمین میکرد و اروپاییها سهم کمتری از هزینههای آن میپرداختند.
اکنون رئیسجمهور آمریکا میکوشد این قرارداد نانوشته را از نو بنویسد؛ اما نه به شکلی که نفوذ آمریکا کاهش یابد، بلکه به گونهای که اروپا هزینه بیشتری بپردازد و رهبری راهبردی همچنان در اختیار واشنگتن باقی بماند. در این میان، انتخاب ترکیه به عنوان میزبان، اعتراض بخشی از افکار عمومی این کشور و همزمانی اجلاس با تحولات خاورمیانه، به این نشست ابعادی داده که آثار آن میتواند از مرزهای اروپا فراتر برود و بر آینده منطقه، از جمله ایران، نیز اثرگذار باشد.
![]()
از زمان پایان جنگ جهانی دوم، ستون اصلی امنیت اروپا بر دوش آمریکا قرار داشت. حتی پس از پایان جنگ سرد نیز این الگو تغییر چندانی نکرد. اما ترامپ از نخستین دوره حضور خود در کاخ سفید نشان داد این مدل را نه عادلانه میداند و نه پایدار. او بارها از اعضای ناتو انتقاد کرد که سالها از چتر امنیتی آمریکا استفاده کردهاند، اما حاضر نبودهاند هزینه واقعی آن را بپردازند.
به همین دلیل، موضوع افزایش بودجه دفاعی در اجلاس آنکارا تنها یک بحث مالی نیست؛ بلکه نماد تغییر فلسفه ناتو است. واشنگتن میخواهد اروپا مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرد، اما این به معنای استقلال کامل اروپا از آمریکا نیست. برعکس، آمریکا تلاش میکند در شرایطی که متحدانش هزینه بیشتری میپردازند، همچنان فناوری، فرماندهی، اطلاعات و بازار تسلیحات را در اختیار داشته باشد. به بیان دیگر، ترامپ در آنکارا به دنبال کاهش نقش آمریکا نیست؛ او به دنبال تغییر شیوه اعمال این نقش است.
این تحول، اگر عملی شود، میتواند بزرگترین تغییر در ساختار ناتو از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی باشد؛ تغییری که فقط به مناسبات آمریکا و اروپا محدود نمی شود، بلکه توازن قدرت در نظام بینالملل را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
![]()
اینکه اجلاس امسال در ترکیه برگزار میشود، صرفاً یک انتخاب تشریفاتی نیست. آنکارا امروز در نقطه تلاقی تقریباً تمام بحرانهای امنیتی جهان قرار گرفته است؛ از جنگ اوکراین و امنیت دریای سیاه گرفته تا سوریه، قفقاز، مدیترانه شرقی و خاورمیانه.
دولت رجب طیب اردوغان تلاش میکند از این موقعیت برای تثبیت جایگاه ترکیه به عنوان بازیگری استفاده کند که بدون آن هیچ معادله امنیتی مهمی قابل حل نیست. اما همین جایگاه باعث شده بخشی از جامعه ترکیه نسبت به میزبانی اجلاس ناتو با دیده تردید نگاه کند. اعتراضهایی که همزمان با اجلاس شکل گرفت، بیش از آنکه مخالفت با اصل ناتو باشد، بازتاب این نگرانی است که ترکیه بیش از گذشته به میدان رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شود.
این دوگانگی، تصویری روشن از وضعیت امروز ترکیه ارائه میدهد؛ کشوری که از یک سو میخواهد قدرت منطقهای مستقل باشد و از سوی دیگر نمیتواند از معادلات امنیتی غرب فاصله بگیرد. همین تناقض، نقش آنکارا را در سالهای آینده پیچیدهتر از گذشته خواهد کرد.

در نگاه نخست، افزایش بودجه دفاعی اعضای ناتو اقدامی برای تقویت بازدارندگی در برابر روسیه به نظر میرسد، اما در لایههای عمیقتر، این تصمیم به معنای آغاز یک چرخه بزرگ اقتصادی نیز هست. صدها میلیارد دلار سرمایه به سمت صنایع دفاعی، فناوریهای نظامی، هوش مصنوعی، سامانههای پدافندی، پهپادها و تجهیزات سایبری هدایت خواهد شد.
در واقع، امنیت در جهان امروز تنها یک مفهوم سیاسی نیست، بلکه به یکی از بزرگترین بازارهای اقتصادی جهان تبدیل شده است. هرچه اعضای ناتو بودجه بیشتری اختصاص دهند، صنایع دفاعی آمریکا و اروپا نیز رونق بیشتری خواهند گرفت. از همین رو، نشست آنکارا را باید هم یک اجلاس امنیتی دانست و هم یک اجلاس اقتصادی؛ جایی که درباره آینده یکی از بزرگترین بازارهای جهان تصمیمگیری میشود.
همین مسئله نشان میدهد رقابت قدرتهای بزرگ دیگر تنها بر سر سرزمین یا نفوذ سیاسی نیست. رقابت بر سر فناوری، تولید صنعتی و زنجیره تأمین تجهیزات دفاعی نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است.
![]()
اگرچه در دستور رسمی اجلاس، نام ایران در حاشیه قرار دارد، اما تقریباً تمام تصمیمهای کلان ناتو با معادلات خاورمیانه گره خورده است. آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه، امنیت انرژی، مسیرهای دریایی، بحرانهای سوریه و عراق و حتی نحوه توزیع توان نظامی واشنگتن، همگی به سطح تنش یا تفاهم میان تهران و واشنگتن وابسته هستند.
اگر روند دیپلماسی میان ایران و آمریکا تقویت شود، ایالات متحده فرصت بیشتری خواهد داشت تا منابع خود را بر رقابت با روسیه و چین متمرکز کند. اما اگر تنشها دوباره افزایش یابد، بخش مهمی از توان نظامی و سیاسی آمریکا ناچار خواهد شد بار دیگر به خاورمیانه بازگردد؛ موضوعی که مستقیماً بر راهبردهای ناتو نیز اثر میگذارد.
به همین دلیل، ایران اگرچه عضو ناتو نیست و نمایندهای در اجلاس ندارد، اما یکی از متغیرهایی است که بسیاری از محاسبات راهبردی رهبران غرب بر اساس آن تنظیم میشود. این همان واقعیتی است که اهمیت تحولات خاورمیانه را برای آینده اروپا دوچندان میکند.
![]()
شاید سالها بعد، تحلیلگران از اجلاس امسال ناتو نه به عنوان یک نشست سالانه، بلکه به عنوان لحظهای یاد کنند که جهان وارد مرحله تازهای از رقابت قدرتها شد. اگر ترامپ بتواند اروپا را به پذیرش مدل جدید تقسیم هزینهها و مسئولیتهای امنیتی متقاعد کند، ناتو وارد دورهای خواهد شد که در آن آمریکا همچنان رهبر سیاسی و فناوری ائتلاف است، اما بار مالی آن بیش از گذشته بر دوش اروپا قرار خواهد گرفت.
با این حال، تحقق این سناریو قطعی نیست. اختلاف دیدگاه میان اعضای ناتو، فشارهای اقتصادی، جنگ اوکراین، رقابت با چین، بحرانهای خاورمیانه و بیثباتی بازار انرژی، همگی عواملی هستند که میتوانند این مسیر را با چالش روبهرو کنند.
آنچه مسلم است این است که اجلاس آنکارا فقط درباره آینده ناتو نیست؛ درباره آینده نظم بینالمللی است. تصمیمهایی که این روزها در پشت درهای بسته گرفته میشود، ممکن است تا سالها بر روابط آمریکا و اروپا، جایگاه ترکیه، معادلات خاورمیانه و حتی مسیر روابط ایران با غرب سایه بیندازد. به همین دلیل، اهمیت این نشست را باید فراتر از یک اجلاس نظامی دید؛ اینجا محل چانهزنی بر سر شکل جهان در دهه پیش رو است.