حال خونین‌دلان در نماز تاریخی جمکران

خبرگزاری تسنیم چهارشنبه 17 تیر 1405 - 11:24
محمد غفاری در یادداشتی به حال و هوای عاشقان در نماز بر پیکر مطهر رهبر شهید در مسجد جمکران پرداخته است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمد غفاری، شاعر، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته، به شرح حال خونین‌دلان برای اقامه نماز بر پیکر مطهر رهبر شهید پرداخته است. یادداشت او را می‌توانید در ادامه بخوانید:

یک

سوم شهریور 1389 بعد از خوردن سحری و نماز صبح هر چه تلاش کردم، خوابم نبرد. خودم را به زور قانع می‌کردم که باید بخوابم تا عصر سرحال باشم و بعد از افطار خوابم نگیرد اما هر چه غلت می‌زدم و چشم‌هایم را به زور می‌بستم باز هم از ذوقی شیرین خوابم نمی‌برد.

عصر که به تهران می‌رفتیم سعی کردم که حداقل در ماشین بخوابم اما فایده نداشت. آنقدر اتفاق برایم بزرگ و پراهمیت بود که لحظه‌ای نمی‌توانستم از فکرش بیرون بیایم.

دوستان همسفرم سرحال و عادی برای کوتاه کردن مسیر باهم از خاطرات سال گذشته‌شان می‌گفتند و منِ جوان‌تر از همه با دقت جزئیات را گوش می‌کردم به خاطر می‌سپردم. زمان کُند می‌گذشت و از لحظه‌ی رسیدن به حوزه هنری و گرفتن کارت ورود به مراسم تا وارد شدن به محوطه بیت بارها خورشید سایه_روشن شد و غروب نمی‌شد. مدام به کارت و اسمم روی آن نگاه می‌کردم و هیچ نشانه‌ای از بی‌خوابی و روزه‌داری نداشتم اما آنقدر گنگ و گیج بودم که خودم دلیلش را بهتر از همه می‌دانستم. ذوق‌زدگی زیاد و مواجهه با مهمترین شخصیت کشور مرا در بهت قرار داده بود و هنوز به آن لحظات که فکر می‌کنم سنگینی‌اش را احساس می‌کنم.

در انتهای حیاط بین آن همه شاعر شاخص و بزرگ نشسته بودم که دیدم همه سمت راست را نگاه می‌کنند. سر چرخاندم؛ آقای قدبلند و نورانی، آرام از درب کوچکی خارج شد و زمان تُند شد و دیگر از جزئیات آن جلسه، حرف‌ها و شعرها و... هیچ چیزی یادم نمی‌آید. من در لحظه‌ی تماشا مانده بودم و چشم از نقطه کانونی برنمی‌داشتم!

دو

نیمه شب 16 تیر 1405 بود که بعد از کلی کار و بیدار ماندن از شب قبل، بازهم خوابم نمی‌برد. از صبح گرفتار آماده‌سازی پنج کتابخانه برای حضور مهمانان بودیم و مشغولیت بهترین عطیه الهی برایم بود.

حجم کار زیاد و بسیار متنوع بود و با پدیده‌ای جدید از میزبانی مواجه شده بودیم که جز در اربعین ندیده بودیم و حالا می‌توانستیم برای یکبار هم که شده آن را در شهر خودمان اجرا کنیم. دو روز نخوابیدن و بدو بدو، حسابی انرژی‌ام را گرفته بود و مدام به خودم می‌گفتم یک ساعت هم که شده باید بخوابم تا سرحال بیایم و خسته و کوفته به مراسم نروم.

مهمانان از ساعت یک و دو نصف شب به سمت حرم حضرت معصومه یا جمکران می‌رفتند و بدرقه‌شان می‌کردم. کارت ویژه را گرفته بودم و تا حدودی خیالم راحت بود؛ برای همین می‌خواستم بعد از نماز صبح از کتابخانه بیرون بزنم. نیم ساعت تا اذان وقت بود. تقلا کردم که خوابم ببرد اما هرچه غلت زدم و چشم‌هایم را به زور فشار دادم خوابم نبرد. آنقدر اتفاق برایم بزرگ و بااهمیت بود که لحظه‌ای از فکرش بیرون نمی‌آمدم.

سریع نمازم را خواندم و به سمت جمکران راه افتادم. دیدار آخر بود و به پریشانی دیدار اول فکر می‌کردم. برعکس 16 سال پیش که هیچ چیز جز ا نقطه کانونی برایم مهم نبود، اینبار تک تک جزئیات را بادقت نگاه می‌کردم و به خاطر می‌سپردم. در راه فهمیدم خیلی از قمی‌ها مثل من فکر کرده بودند و برنامه‌ریزی‌شان برای حضور در جمکران برای بعد از نماز صبح بوده است.

تمام مسیر ترافیک بود و جمعیت از زمین می‌جوشید. به هرطرف نگاه می‌کردم یک نفر یک نفر و دو نفر دو نفر و یا گروهی، جمعیت در حال حرکت بودند. باید برخاست فضای شهر را پر کرده بود. زمزمه نوحه و آهنگ بی‌کلامش هم جان‌ها را تسخیر کرده بود و حتی اگر از بلندگوی موکب‌ها و رادیوی ماشین هم پخش نمی‌شد، ناخودآگاه زیر لب زمزمه می‌کردم: "ان تقوموا لله مثنی و فرادی..."

از ابتدای بلوار ظهور سیل جمعیت به سمت جمکران سرازیر بود و ماشین نمی‌توانست حرکت کند.

به پلیس کارت ویژه را نشان می‌دهم و بی‌اهمیت می‌گوید راه بسته‌ست. پیاده می‌شوم و قطره‌ای به دریا می‌پیوندد. نیم ساعتی پیاده می‌روم تا به درب ورود می‌رسم. جمعیت هربار پیچ می‌خورد و با هر موجی به من ثابت می‌شود که اینبار حضور مردم با برنامه‌های نیمه شعبان و عید غدیر و حتی تشییع حاج قاسم و دیگر مناست‌های مهم جمکران تفاوت چشم‌گیری دارد. جوان‌های انتظامات به همه اصرار می‌کنند که داخل جا نیست اما جمعیت باز به سمت درب‌های ورودی حرکت می‌کند.

فکر می‌کنم شاید با کارت راهم بدهند. چند قدم می‌روم و پشیمان می‌شوم _درواقع خجالت می‌کشم_ برمی‌گردم به سمت حرم حضرت معصومه. به هوای اینکه به جای خلوت‌تری بروم تا حداقل در مسیر عبور و مزاحم دیگران نباشم.

هرچه حرکت می‌کنم تراکم جمعیت کم نمی‌شود. انگار که در میانه‌ییک کل منسجم ایستاده‌ای و تفاوتی میان اول و آخر جمعیت نیست. فشرده و به هم پیوسته. چپ و راست می‌شوم و چند قدم به سمت حرم می‌روم اما باز هم تفاوتی نمی‌کند.

سلانه سلانه تا عمود 102 می‌روم. جایی که برایم گره خورده به آیین‌های بلوار پیامبر اعظم. خاطرات سال‌های کانون پرورش فکری و برنامه‌هایی که در این محل گرفته بودیم در ذهنم می‌چرخد. بیشتر برنامه‌ها برای شادی بود و با این مراسم تفاوت ماهوی داشت اما وابستگی‌ام به این محل جور دیگری بود. صدای نوحه حسن عطایی می‌آمد: "خاکم نکنید بذارید اربابم برسه..."

بغض می‌کنم و همانجا می‌ایستم. گاهی صدای هلی‌کوپتر سرها را به آسمان می‌چرخاند و باز جمعیت عزادار به مراسم گوش می‌سپرند. احمد بابایی شعر می‌خواند و بعد از آن...

صدای آقا پخش می‌شود. آقا به امام زمان سلام می‌دهد و جمعیت گریه می‌کنند. سلام گریه‌دار شده است و به روضه قتلگاه می‌ماند. جمعیت مردان سیاه‌پویش پیوسته‌تر شده و همه شانه‌ها همزمان می‌لرزند. مجری الصلاه می‌گوید و نظمی به جمعیت می‌دهد؛ می‌گوید از حرم تا جمکران نماز برپاست و با صدای لرزانی نماز شروع می‌شود. نمازی شبیه هیچ نماز دیگری. بدون هیچ عبارت مرسوم و آشنایی. سعی می‌کنم کلمات آیت‌الله را تکرار کنم اما از یک جا به بعد تلاش نافرجامم برای تکرار را کنار می‌گذارم و بیشتر به آن دقت می‌کنم. گریه می‌کنم و به عبارت‌ها فکر می‌کنم. منتظر عبارت اللهم لا نعلم منهم... هستم تا با صدای بلند گریه کنم اما تکبیرها پشت سر هم می‌گذرند و به آن نمی‌رسد. میفهمم که عالم و عارفی چون آیت الله جوادی برای این نماز تأملات و تدبیر ویژه‌ داشته و در تشییعِ رهبر و مرجع شهید، نمازی برای ثبت در تاریخ می‌خواند. با واژه‌های شهید و قتیل و مجاهد اشک می‌ریزم و به فکر فرو می‌روم. نمازها تمام می‌شود و سیل جمعیت به حرکت درمی‌آید.

صدایی می‌گوید تشییع هم خواهد بود. سرها به سمت چپ می‌چرخد و همه منتظر آقای قدبلند و نورانی هستند. من در لحظه تماشا متوقف می‌شوم و چشم از نقطه کانونی برنمی‌دارم...

انتهای پیام/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.