بهناز رستمی در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: اگر والدین آموزش ببینند که چگونه در موقعیتهای طبیعی و فعالیتهای روزمره با کودک ارتباط مؤثرتری برقرار کنند، روند رشد زبان و گفتار کودک با سرعت بیشتر و پایداری بالاتری پیش خواهد رفت.
وی بیان کرد: این موضوع نهتنها برای کودکانی که دچار تأخیر کلامی یا سایر اختلالات رشدی هستند اهمیت دارد، بلکه برای کودکانی که روند طبیعی رشد زبان را طی میکنند نیز سودمند است.
رستمی با اشاره به اینکه یکی از اصول مهم درمان، تعمیم مهارتهای آموختهشده به زندگی روزمره است، گفت: آموزشهای ارائهشده در جلسات درمان زمانی اثربخش خواهند بود که کودک بتواند آنها را در موقعیتهای مختلف ارتباطی به کار بگیرد. در واقع، علاوه بر آموزش زبان، باید به کاربرد صحیح آن در تعاملات روزمره نیز توجه شود؛ موضوعی که در علم گفتاردرمانی از آن با عنوان کاربردشناسی زبان یا پراگماتیک یاد میشود.
وی ادامه داد: مدت زمان جلسات درمان محدود است و به تنهایی نمیتواند تغییرات ماندگار ایجاد کند. مهارتهای ارتباطی باید از اتاق درمان به خانه و سایر محیطهای اجتماعی منتقل شوند، زیرا کودک در موقعیتهای واقعی زندگی، فرصت بیشتری برای استفاده از زبان و تجربه ارتباط مؤثر دارد.
این گفتاردرمانگر تصریح کرد: تمرین در محیط خانه علاوه بر افزایش مهارتهای گفتاری، موجب تقویت توجه مشترک، تعامل اجتماعی و سایر مهارتهای ارتباطی کودک نیز میشود و به همین دلیل مشارکت والدین در فرایند درمان از اهمیت ویژهای برخوردار است.
وی با بیان اینکه بسیاری از راهکارهای ساده میتوانند روند درمان را تسهیل کنند، اظهار کرد: استفاده از جملات کوتاه، ساده و واضح، همراه با مکث پس از صحبت کردن، بهویژه برای کودکانی که در پردازش شنیداری یا درک اطلاعات مشکل دارند، بسیار مؤثر است. والدین باید فرصت کافی برای پاسخ دادن کودک فراهم کنند و از عجله در ادامه گفتوگو بپرهیزند.
رستمی افزود: توصیف فعالیتهای روزمره مانند دارم آب میخورم یا توپ افتاد و همچنین نام بردن مداوم اشیای کاربردی محیط، بهویژه برای کودکانی که تأخیر زبانی یا اختلالات عصبرشدی دارند، نقش مهمی در افزایش دایره واژگان و درک زبان دارد.
وی یکی دیگر از روشهای مؤثر را مدلسازی گفتار عنوان کرد و گفت: والدین به جای اینکه از کودک بخواهند کلمات را تکرار کند، بهتر است خودشان الگوی صحیح گفتار باشند. البته این موضوع به معنای صحبت کردن با ضمیر سوم شخص نیست. برای مثال والد نباید بگوید علی تشنه است، بلکه باید بگوید من تشنهام تا کودک شکل صحیح جمله را بشنود و از آن الگو بگیرد.
این آسیبشناس گفتار و زبان ادامه داد: روش گسترش گفتار نیز بسیار کمککننده است؛ به این صورت که والدین گفته کوتاه کودک را کاملتر کنند. برای مثال اگر کودک فقط بگوید ماشین، والد میتواند بگوید ماشین قرمز یا ماشین آبی و به این ترتیب، بدون ایجاد فشار، زبان کودک را غنیتر کند.
وی با اشاره به اهمیت ایجاد فرصتهای ارتباطی مطرح کرد: والدین میتوانند در برخی موقعیتها شرایطی فراهم کنند که کودک برای رسیدن به خواسته خود ناچار به برقراری ارتباط و درخواست کردن شود؛ برای مثال قرار دادن خوراکی مورد علاقه در ظرف دربسته یا ایجاد توقف کوتاه در جریان بازی، کودک را به درخواست کردن ترغیب میکند. این روش بهویژه در کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم میتواند به افزایش تعاملات ارتباطی کمک کند.
رستمی با تأکید بر اینکه آموزش باید مبتنی بر بازی باشد، اظهار کرد: یادگیری زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که کودک از آن لذت ببرد. به همین دلیل استفاده از بازیهای نوبتی، بازیهای تقلیدی، آواسازی، تقلید حرکات، بازیهای تخیلی و وانمودی مانند عروسکبازی یا خالهبازی، فرصتهای ارزشمندی برای رشد زبان و مهارتهای ارتباطی کودک فراهم میکند.
وی یکی از اشتباهات رایج والدین را اصرار بر وادار کردن کودک به صحبت کردن دانست و گفت: استفاده از عباراتی مانند بگو یا تحت فشار قرار دادن کودک برای بیان کلمات، معمولاً نتیجه معکوس دارد. کودک باید در محیطی آرام، امن و بدون استرس قرار گیرد تا بتواند با لذت یاد بگیرد و آموختههای خود را در موقعیتهای مختلف به کار ببرد.
این گفتاردرمانگر با تأکید بر اینکه والدین نباید نقش درمانگر را در خانه بر عهده بگیرند، خاطرنشان کرد: والدین باید پیش از هر چیز، والد باقی بمانند. هدف در خانه، افزایش تعاملات معنادار و ایجاد فرصتهای طبیعی برای ارتباط با کودک است، نه اجرای تمرینهای ساختاریافته و مشابه اتاق درمان. فضای خانه باید محیطی امن، شاد و سرشار از ارتباط باشد تا کودک بدون احساس فشار، مسیر رشد زبانی و ارتباطی خود را طی کند.
انتهای پیام













