چگونه آیت‌الله خامنه‌ای مسیرش را از روحانیت سنتی متمایز کرد؟

ایرنا جمعه 19 تیر 1405 - 11:27
تهران- ایرنا- مهرداد خدیر، روزنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ معاصر، استقلال را «دال مرکزی اندیشه رهبر شهید» خواند و افزود: ایشان با درکِ روحِ کلامِ شریعتی و حتی تأثیرپذیریِ غیرمستقیم از الگوهای فکریِ جهانِ اسلام مثل سید قطب، توانست از قالبِ خشکِ آخوندِ سنتی فراتر رود و به رهبری برسد که برای جریان‌های مختلف، قابلِ درک و گفتگو است.

مهرداد خدیر در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا، با اشاره به اینکه محوریت سیره و اندیشه‌ رهبر شهید بر پایه‌ مفهوم «خودباوری» استوار بود، اظهار داشت: اگر بخواهیم دالِ مرکزیِ گفتمانِ ایشان را بازخوانی کنیم، قطعاً به مفهومِ خودباوری می‌رسیم؛ امری که به عنوانِ میراثی از سنتِ امام (ره) و در ادامه‌ آن، به شکلی نهادینه به جامعه منتقل شد.

ایران هیچ گاه مستعمره نبوده که روز استقلال داشته باشد، اما..

این فعال رسانه با تأکید بر اینکه «استقلال» اولین ضلع از شعار بنیادین «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» است، افزود: نکته‌ قابل‌تأمل این است که جمهوری اسلامی ایران در شمارِ کشورهایی است که به‌رغمِ تمامِ فشارها، هرگز مستعمره نبوده است و به همین دلیل، ما روز استقلال به معنایِ کلاسیکِ آن در تقویم نداریم. این موضوع، نشان‌دهنده‌ی آن است که استقلال برای ما، نه یک مقطعِ تاریخیِ خاص، بلکه یک “ماهیتِ ملی” بوده است.

وی در یک مقایسه‌ نمادین افزود: بسیار جالب است که مراسمِ وداع و تشییعِ رهبر شهید هم‌زمان شده است با دویست‌ و پنجاهمین سالگردِ استقلالِ ایالات متحده؛ کشوری که استقلالِ خود را با مبارزاتی خاص به دست آورده، اما ما در این سویِ جهان، بر حفظِ استقلالی تأکید داریم که ریشه در هویتِ کهن و اندیشه‌ی سیاسیِ انقلابی‌مان دارد.

اسلامیت و ایرانیت؛ ستون‌های زیربناییِ خودباوری

خدیر در پاسخ به این پرسش که پایه‌های این خودباوری در اندیشه‌ رهبر شهید بر چه مؤلفه‌هایی استوار بود، گفت: به نظر می‌رسد دو مؤلفه‌ «اسلامیت» و «ایرانیت» به عنوانِ بسترهایِ زیربنایی، نقشِ بسیار تعیین‌کننده‌ای در سوق دادنِ کشور به سمتِ این خودباوری ایفا کردند. این دو مؤلفه، در اندیشه‌ رهبر شهید به گونه‌ای با هم تلفیق شده بودند که نه تنها با هم تضادی نداشتند، بلکه یکدیگر را برایِ ترسیمِ مسیرِ پیشرفت و عزتِ ملی، تقویت می‌کردند.

این روزنامه‌نگار با تأکید بر اینکه انتقالِ این خودباوری به جامعه، حاصلِ سیره و گفتارِ مداومِ رهبر شهید بوده است، تصریح کرد: ایشان با بازخوانیِ توانمندی‌های داخلی و تأکید بر ظرفیت‌هایِ بومی، به جامعه این باور را القا کرد که برایِ رسیدن به قله‌هایِ توسعه، نیازی به اتکا به الگوهایِ بیگانه نیست و تکیه بر فرهنگِ ایرانی-اسلامی، مطمئن‌ترین راهکار است.

استقلال؛ دال مرکزیِ اندیشه رهبر شهید

این تحلیل‌گر مسائل سیاسی با اشاره به پارادوکسِ تاریخیِ «نداشتن روز استقلال» در ایران و قرارگیریِ شعار «استقلال» در رأسِ مطالباتِ انقلاب اسلامی، تصریح کرد: استقلال در منظومه‌ فکری رهبر شهید، فراتر از یک گزاره‌ سیاسی، به یک «دال مرکزیِ هویتی» بدل شده است.

خدیر ضمن تبیین چراییِ تأکید بر استقلال در کشوری که سابقه‌ استعمار مستقیم به معنای کلاسیک (مانند هند یا سایر مستعمرات) نداشته است، گفت: اگرچه ایران در طول تاریخ خود، هیچ‌گاه به معنایِ مصطلحِ کلمه مستعمره نبوده، اما حوادث دویست سال اخیر، به‌ویژه از زمان مشروطه و مداخلاتِ سیاسی و نظامیِ قدرت‌های غربی، ضرورتِ بازتعریفِ استقلال را به یک مطالبه‌ حیاتی تبدیل کرد.

از دوست و دشمن، کسی رهبر شهید را به وابستگی متهم نمی‌کند

این روزنامه‌نگار با اشاره به دستاوردِ بزرگِ چهار دهه‌ اخیر، خاطرنشان کرد: نکته‌ بسیار حائز اهمیت این است که امروز، حتی سرسخت‌ترین منتقدانِ وضعیت اقتصادی، معیشتی و سیاست‌های فرهنگی جمهوری اسلامی نیز، این نظام را به «وابستگی» متهم نمی‌کنند. این موضوع نشان می‌دهد که استقلال، به یک «اجماعِ ملی» تبدیل شده و حتی در میان مخالفان نیز کسی در اصلِ این دستاورد تردیدی ندارد.

خوانشِ «میانه» از استقلال؛ تعاملِ سازنده به‌جای انزوا

خدیر در بخش دیگری از سخنان خود به آسیب‌شناسیِ خوانش‌های افراطی از استقلال پرداخت و افزود: در حالی که برخی تلاش دارند استقلال را به «خودکفاییِ مطلق و بستنِ درهایِ کشور» ترجمه کنند، باید توجه داشت که در جهانِ به‌هم‌پیوسته‌ امروز، چنین برداشتی ناممکن است. خوانشِ معقول و میانه‌ از استقلال، به معنایِ «اختیار در تصمیم‌گیری» است؛ بدین معنا که ما در جنگ، صلح و مذاکره، خودمان تصمیم‌گیرنده‌ نهایی هستیم.

تلفیق «ایرانیت و اسلامیت»؛ مسیر دستیابی به استقلال فکری

این تحلیل‌گر رسانه با اشاره به نقشِ کلیدیِ اندیشه‌ رهبر شهید در این حوزه، تصریح کرد: آنچه در سیره و اندیشه‌ی ایشان مشهود بود، تلاش برای پیوند زدنِ دو مؤلفه‌ «ایرانیت» و «اسلامیت» برای دستیابی به یک «استقلال فکری» بود. ایشان معتقد بود که استقلال نباید تنها در حوزه‌ سیاسی جلوه کند، بلکه باید در ساحت‌های علمی و اقتصادی نیز نمود یابد. در واقع، دغدغه‌ ایشان عبور از وابستگیِ ذهنی و رسیدن به خودباوریِ ملی بود.

خدیرتأکید کرد: در حالی که در بسیاری از کشورها، استقلال برای جدایی از یک قدرتِ استعماریِ عریان تعریف شده، در ایران این مفهوم با یک «بارِ فرهنگی» همراه است. استقلالِ ما حاصلِ یک فرآیندِ آگاهانه برای بازپس‌گیریِ عاملیتِ ملی است؛ حقیقتی که امروز به عنوان یکی از ستون‌هایِ اصلیِ میراثِ رهبر شهید در حافظه‌ تاریخیِ ملت ایران ثبت شده است.

استقلال در جمهوری اسلامی، میراثی که بر خلاف آزادی، منتقدان هم بر آن اتفاق‌نظر دارند

این روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر مسائل سیاسی با اشاره به تمایزِ بنیادینِ میان «استقلالِ مرزبانی» و «استقلالِ عاملیت»، تصریح کرد: بزرگترین دستاورد جمهوری اسلامی، تبدیل شدنِ «استقلال» به یک امر غیرقابل‌بحث و فراتر از جبهه‌بندی‌های سیاسی است؛ امری که در اندیشه‌ رهبر شهید، از ابعاد سیاسی به عرصه‌ی فرهنگی و هویتی تسری یافته است.

وی با نگاهی تاریخی به تبیین مفهوم استقلال پرداخت و گفت: برخلاف مفاهیمی همچون “آزادی” که پس از انقلاب با خوانش‌های متفاوت و گاه چالش‌برانگیز در حوزه‌های رسانه و انتخاب مواجه شد، مفهوم استقلال در ایران به یک امر بدیهی بدل شده است؛ به گونه‌ای که حتی مخالفان نیز در اصلِ این حقِ ملی و در لزومِ عدمِ وابستگی، تردیدی ندارند.

از پایان بیطرفی تا رد شائبه‌ اشغال

خدیر با یادآوریِ وقایع تاریخی، تأکید کرد که میل به استقلال همواره رگِ حیاتیِ سیاست در ایران بوده است.

وی با اشاره به دوران مشروطه و جنگ جهانی اول گفت: همان‌گونه که محمدعلی فروغی در دوران گذار، استقلال را راهی برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به پل پیروزی قدرت‌های بیگانه می‌دانست، امروز نیز استقلالِ ما بر همین پایه استوار است: ما زیر بلیتِ کسی نیستیم.

وی با اشاره به تفاوت‌های ساختاری در مفهوم استقلال در کشورهای مختلف افزود: در بسیاری از نقاط جهان، استقلال به معنای جدایی از یک استعمارگر عریان است، اما در ایران، استقلالِ ما با یک بارِ فرهنگی گره خورده است. ما همواره تلاش کرده‌ایم که در عینِ حفظِ حاکمیت، هویت خود را حفظ کنیم؛ همان‌گونه که در تاریخ نیز، حتی در سخت‌ترین دوران‌ها، تلاش بر این بود که ایرانی ماندن در کنارِ سایرِ پیوندهای مذهبی و سیاسی حفظ شود.

تمایزِ استقلال‌خواهی رهبر شهید از جنبش‌های جدایی‌طلب

این روزنامه‌نگار در پاسخ به پرسشی درباره‌ تفاوت استقلال‌خواهیِ رهبر شهید با دیگر جریان‌های تاریخی، بر «تداوم و پیوستگی» اشاره کرد و گفت: آنچه استقلال‌خواهیِ ایشان را از جنبش‌های پراکنده یا جریان‌های جدایی‌طلبِ دوران‌های گذار (مانند دوران جنگ جهانی اول و ضعف دولت مرکزی) متمایز می‌کند، این است که ایشان یک سلسله و خطِ مستمر را ترسیم کردند. ایشان از میراثِ امام (ره) پیروی و آن را به شکلی منسجم در لایه‌های مختلف جامعه ترویج کردند.

فراتر از سیاست؛ استقلال در عرصه‌ فرهنگ و هویت

خدیر با نقدِ نگاهِ صرفاً سیاسی به استقلال، خاطرنشان کرد: اگر در دوران پهلوی، حجم عظیمی از هماهنگی‌ها و پیام‌رسانی‌ها میان دربار و سفیران قدرت‌های بزرگ (انگلیس و آمریکا) نشان از وابستگیِ سیاسی داشت، آنچه رهبر شهید در پی آن بود، تسریِ این استقلال به عرصه‌ فرهنگ بود. ایشان می‌خواستند استقلال، از مرزهای سیاسی فراتر رود و به استقلالِ فکری و هویتی برسد تا جامعه نه تنها در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، بلکه در گرایش‌ها و ارزش‌های خود نیز مستقل و خودباور باقی بماند.

وی تصریح کرد: اگرچه گاهی این رویکرد به اشتباه «درون‌گرایی افراطی» خوانده می‌شود اما حقیقت آن است که استقلالِ واقعی، برخورداری از عاملیت است؛ یعنی ایران در تصمیمات خود، چه در مسیر صلح و چه در مسیر مقابله، تنها بر اساس منافع ملی و اراده‌ خود تصمیم می‌گیرد.

میهن و ایران؛ مفاهیمِ محوری در گفتمانِ امام و رهبری

خدیر با رد این تصور که انقلاب اسلامی «ایران‌گرایی» را تضعیف کرده باشد، به صراحت گفت: برخلافِ آنچه ممکن است تصور شود، امام خمینی (ره) و آیت‌الله خامنه‌ای، توجه ویژه‌ای به مفهومِ «ایران» و «میهن» داشته‌اند. پیامِ ابتداییِ امام (ره) در آغازِ جنگِ تحمیلی، که چندین بار از تعبیرِ «میهن» استفاده کردند، و همچنین حمایتِ قاطعِ ایشان از کاندیداتوریِ چهره‌هایِ ایرانی‌تبار (حتی با وجودِ چالش‌هایِ هویتیِ آن زمان)، نشان‌دهنده‌ اهمیتِ این مؤلفه است.

وی افزود: اگرچه در قانون اساسیِ ما برایِ ریاستِ جمهوری شرطِ ایرانی‌الاصل بودن قید شده، اما این به معنایِ نادیده گرفتنِ پیوندهایِ فرهنگیِ گسترده‌تر با دیگر ملت‌ها نیست. نکته‌ مهم این است که در هر دو دوره، یعنی در زمانِ امام (ره) و پس از ایشان، تلاش بر این بوده که هویتِ ایرانی در کنارِ ارزش‌هایِ اسلامی حفظ شود.

نوروز و فرهنگ ملی؛ گامی فراتر از تقابل ایدئولوژیک

این تحلیل‌گر مسائل سیاسی با اشاره به پیام‌هایِ نوروزیِ آیت‌الله خامنه‌ای، این اقدام را نمادی از «رواداریِ فرهنگی» دانست و گفت: استفاده‌ راحت و بی‌رودربایستی از واژه‌ «عید نوروز» توسطِ ایشان، نشان‌دهنده‌ی درکِ عمیقی از اهمیتِ نمادهایِ ملی و فرهنگی در کنارِ تقویمِ مذهبی است. در حالی که برخی در نسل‌هایِ گذشته، با این مظاهرِ ملی، مانندِ سفره‌ هفت‌سین یا چهارشنبه‌سوری، نوعی تقابلِ ایدئولوژیک داشتند، اما رهبری با جسارتِ فرهنگی، این پیوند را احیا کردند.

خدیر در ادامه‌ گفت‌وگوی خود با اشاره به کاربرد واژه‌ «عید نوروز» و حتی مقایسه‌ی آن با اعیادِ مذهبی در سخنانِ آیت‌الله خامنه‌ای، این موضوع را نشانه‌ای از «توجهِ ویژه به نمادهایِ ملی» دانست و گفت: در دورانی که برخی، تقابلِ میانِ مظاهرِ ملی و مذهبی را تشدید می‌کردند، این رویکرد، نشان‌دهنده‌ درک عمیق‌تری از پیوندِ ناگسستنی میان فرهنگِ ایرانی و ارزش‌های اسلامی بود.

زبان فارسی؛ گنجینه‌ هویت ملی و پیوند نسلی

این روزنامه‌نگار با برجسته کردنِ جایگاهِ زبانِ فارسی در اندیشه‌ی رهبران انقلاب، تصریح کرد: امام خمینی (ره) و آیت‌الله خامنه‌ای، هر دو به زبانِ فارسی به عنوانِ یکی از مهم‌ترینِ عناصرِ هویتِ ملی توجه داشته‌اند. جمله‌ی معروفِ اگر می‌خواستم مجسمه‌ی فردوسی را خراب کنم، نکردم از آیت‌الله خامنه‌ای، گویایِ همین توجهِ ویژه به میراثِ فرهنگی و زبانیِ ایران است.

وی افزود: این توجه، صرفاً به نمادهایِ باستانی محدود نمی‌شود، بلکه شاملِ ادبیات، نثرِ مدرن و حتی رمان‌هایی است که در شکل‌گیریِ ذهنیتِ افراد، به‌ویژه در نسل‌هایِ جوان‌تر، تأثیرگذار بوده است. این، نشان‌دهنده‌یِ درکی جامع از «ایران» است که هم جغرافیایِ آن و هم مردمان و فرهنگِ آن را در بر می‌گیرد.

«ایران‌گرایی»؛ از «پرچم ایران» تا «سرود ای ایران»

خدیر با اشاره به تحولات فرهنگی پس از انقلاب به افزایش توجه به نمادهای ملی در دهه‌ هفتاد شمسی اشاره کرد و گفت: حجمِ توجه به «پرچمِ ایران» در مقایسه با دهه‌ اولِ جمهوری اسلامی به وضوح افزایش یافت. همچنین حساسیت‌هایی که در مقاطعی نسبت به «سرود ای ایران» وجود داشت، به تدریج کمرنگ شد و این سرود، به نمادی از وحدت ملی بدل گشت.

وی ادامه داد: اینها، همگی نشانه‌هایی از بازگشت «ایران» به عنوانِ یک مفهومِ محوری در گفتمان عمومی است؛ مفاهیمی که ریشه در تاریخِ کهن ما دارند و با تلاش رهبران انقلاب، توانسته‌اند جایگاه خود را باز یابند.

علاقه به شریعتی، تمایز کلیدی آیت‌الله خامنه‌ای از روحانیت سنتی

این روزنامه‌نگار با تأکید بر «تمایزهایِ فکری و فرهنگی» آیت‌الله خامنه‌ای از روحانیتِ سنتی، «علاقه‌ی ایشان به اندیشه‌ی دکتر علی شریعتی» را یکی از مهم‌ترینِ این وجوهِ متمایز برشمرد و این تمایز را، عاملی تعیین‌کننده در شکل‌گیریِ شخصیتِ ایشان دانست.

خدیر با اشاره به اینکه مراجعِ تقلیدِ سنتی، معمولاً از شخصیت‌هایی مانندِ ابن عربی یا ملاصدرا تعریف می‌کنند، اما کمتر به اندیشمندانی چون دکتر شریعتی می‌پردازند، گفت: در حالی که برخی از روحانیونِ برجسته، دکتر شریعتی را تکفیر می‌کردند و حتی پس از درگذشتِ ایشان، نقدهایِ شدیدی بر آثارش وارد می‌شد، آیت‌الله خامنه‌ای، همراه با شخصیت‌هایی چون شهید بهشتی، همواره علاقه‌ی خود را به اندیشه‌ی شریعتی ابراز می‌کردند.

وی ادامه داد: این علاقه، صرفا یک آشناییِ گذرا نبود، بلکه به نظر می‌رسد ریشه در درکِ عمیق‌تری از نیازهایِ جامعه و تلاقیِ مفاهیمِ دینی و اجتماعی داشته باشد؛ امری که کمتر در میانِ روحانیونِ هم‌عصرِ ایشان دیده می‌شد.

وی افزود: این ویژگی‌ها، چهره‌ای متفاوت از یک مرجعِ تقلیدِ سنتی را به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در عینِ پایبندی به اصولِ دینی، با تحولاتِ فکری و اجتماعیِ زمانه نیز همراه شد.

از «شریعتی» تا «سید قطب»؛ فراتر از تقابل‌های سنتی

این روزنامه‌نگار با اشاره به تمایزِ میانِ روحانیتِ سنتی و رویکردِ آیت‌الله خامنه‌ای، افزود: در حالی که بسیاری از روحانیونِ سنتی، با اندیشمندانی چون دکتر شریعتی یا شخصیت‌هایی مانند سید قطب (بابت تفاوت‌های مذهبی) وارد تقابل یا تکفیر می‌شدند، رهبری با نوعی اشرافیتِ فرهنگی به این اندیشه‌ها نگریسته است. او با درکِ روحِ کلامِ شریعتی و حتی تأثیرپذیریِ غیرمستقیم از الگوهای فکریِ جهانِ اسلام مثل سید قطب، توانسته است از قالبِ خشکِ آخوندِ سنتی فراتر رود و به رهبری برسد که برای جریان‌های مختلف، قابلِ درک و گفتگو است.

وی ادامه داد: این ویژگی، باعث شده است که برخلافِ بسیاری از شخصیت‌های مذهبیِ دورانِ گذشته که در جبهه‌بندی‌های تندروانه گرفتار می‌شدند، ایشان بتواند همسویی‌های فکری با شخصیت‌های برجسته‌ای چون شهید مطهری و شهید بهشتی را حفظ کند و در عین حال، با جریان‌های روشنفکریِ متفاوت، نوعی زبانِ مشترک ایجاد کند.

خدیر با طرح مفهومی از «اشرافیتِ دانشی»، گفت: یکی از بزرگترین مزایایِ داشتنِ پیشینه و دانشِ عمیق این است که فرد نمی‌تواند به راحتی فروخته شود یا از او انتظار رود که با دانشِ اندک، ادعای بزرگی کند. همان‌طور که اگر کسی حافظ را نشناسد، نمی‌تواند درباره‌ی شعرِ بزرگ صحبت کند، در سیاست نیز، اشراف بر تاریخ و اندیشه باعث می‌شود که رهبر یا حتی یک وزیر، نتواند با استفاده از شعارهای توخالی، مردم را فریب دهد. این دانش، نوعی محافظتِ طبیعی در برابرِ ساده‌انگاریِ سیاسی است.

جذابیت دیپلماتیک در عرصه بین‌المللی

این تحلیل‌گر مسائل سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود به تأثیر این ویژگی بر تعاملاتِ خارجی اشاره کرد و گفت: این اشرافیتِ فرهنگی در دیدارهای بین‌المللی نیز خود را نشان می‌دهد. زمانی که یک رهبر مذهبی، فراتر از متونِ مذهبیِ محض از فرهنگ و ادبیاتِ طرف مقابل (مانند نمونه‌ی حضور در گفت‌وگو با شخصیت‌های بین‌المللی) آگاه است، نوعی جذابیتِ دیپلماتیک و قدرتِ نفوذِ غیرمستقیم ایجاد می‌کند. این یعنی قدرتِ نفوذ، نه از طریقِ اعمالِ فشار، بلکه از طریقِ شناخت و ارتباطِ فکری تأمین می‌شود.

وی تأکید کرد: این ویژگی‌های شخصیتی و دانشی از جمله همان «المان‌های متمایز» است که باعث شده است حتی مخالفان نیز نتوانند از جنبه‌هایِ روشنفکریِ این رویکرد چشم‌پوشی کنند.

چگونه آیت‌الله خامنه‌ای مسیرش را از روحانیت سنتی متمایز کرد؟

این پژوهشگر با بررسی سیرِ تکوین شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کرد: ایشان برخلافِ مسیرِ مرسومِ روحانیتِ سنتی، «فرهنگ، ادبیات و هنر» را نه به عنوان حاشیه که به عنوانِ متنِ اصلیِ زیستِ سیاسی و رهبری خود برگزیدند؛ انتخابی که زمینه‌سازِ تمایزِ عمیق ایشان با الگوهای رایج شده است.

خدیر با اشاره به مواضعِ متفاوتِ رهبری در قبال شخصیت‌هایی چون دکتر شریعتی و سید قطب، تصریح کرد: در حالی که در میانِ روحانیونِ سنتی، تقابل با این چهره‌ها یک رویه بود، آیت‌الله خامنه‌ای هیچ‌گاه علاقه‌ خود را به اندیشه‌ی شریعتی نفی نکرد. ایشان حتی در مواجهه با ادبیات و هنر نیز مسیری متفاوت پیمودند؛ برخلافِ اسلافِ خود که شعر و هنر را یا می‌سوزاندند و یا آن را به عرصه‌ی عمومی نمی‌آوردند، ایشان با برگزاریِ مستمرِ شب‌هایِ شعر و تشویق به خواندنِ اشعارِ مدرن و عاشقانه، مرزهای عرفیِ حوزوی را جابه‌جا کردند.

فرهنگ؛ ابزاری برای تقویت خودباوری ملی

این تحلیل‌گر با بیان اینکه «مسیرِ ایده‌آلِ آیت‌الله خامنه‌ای، لزوماً عبور از نردبانِ سنتیِ مرجعیت نبود»، افزود: شواهد نشان می‌دهد که تمایلِ ایشان به ادبیات، شعر و زیستِ فرهنگی، ریشه‌ای عمیق‌تر از فعالیت‌های سیاسیِ صرف داشت. ایشان پس از قرار گرفتن در جایگاهِ رهبری، به جای حذفِ این علایق، آن‌ها را به «ظرفیتی برایِ تقویتِ خودباوری ملی» تبدیل کردند. در واقع، آن پیشینه‌ی فرهنگیِ غنی، اکنون به ابزاری بدل شده است تا پیوندِ میانِ سیاست و هویتِ ایرانی تقویت شود.

تفاوت بنیادی؛ نگاه رهبرانه فراتر از کلیشه‌های مذهبی

خدیر در تحلیلِ این تمایزِ گفتمانی، خاطرنشان کرد: اینکه شخصی در جایگاهِ رهبری، به آثارِ شاعرانی نظیر شاملو اشاره می‌کند یا از زبانِ شریعتی سخن می‌گوید، نشان‌دهنده‌ عبور از «کلیشه‌هایِ مذهبیِ کلاسیک» است. این ویژگی، او را از سایرِ روحانیونی که درگیرِ جبهه‌بندی‌های تندروانه بودند، متمایز می‌کند. ایشان بدون آنکه مجبور باشند یکی را فدای دیگری کنند، تجربه‌هایِ متنوعِ خود را در هم آمیختند؛ از مشهد و نواب صفوی گرفته تا ادبیاتِ مدرن و روشنفکریِ دینی.

تاثیر «زیست فرهنگی» در حکمرانی

این روزنامه‌نگار با اشاره به اینکه این رویکرد، پدیده‌ای «ارزش‌داورانه» نیست، بلکه یک «واقعیتِ تاریخی» است، گفت: اگر آیت‌الله خامنه‌ای صرفاً در چارچوبِ سنتیِ حوزوی می‌ماند، احتمالاً امروز با چهره‌ای متفاوت روبرو بودیم. اما درآمیختگیِ «ادبیات» با «سیاست» و «فرهنگ» با «مرجعیت»، باعث شده است که ایشان به جایِ اکتفا به قدرتِ سخت، از ابزارهای نرمِ فرهنگ برای گسترشِ نفوذِ خود بهره ببرند.

خدیر در نهایت با اشاره به «ثبات‌قدمِ ایشان در علایقِ فرهنگی» (علی‌رغمِ فشارهایِ طیف‌هایِ تندرو)، تأکید کرد: اینکه ایشان با وجودِ تمامِ تفاوت‌سلیقه‌ها، از مسیرِ فرهنگیِ خود بازنگشتند، نشان می‌دهد که این علایق، نه یک ژستِ سیاسی، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از هویتِ فکری ایشان بوده است؛ هویتی که در آن «کلمه» و «اندیشه»، وزنِ برابری با دیگر ارکانِ قدرت دارند.

خدیر در تحلیلِ پیوند میان دانش و قدرتِ نفوذ، گفت: همان‌طور که تجربه‌ زیست در یک محیط، ناخودآگاه در ادبیاتِ فرد جای می‌گیرد، اشراف بر بزرگانِ فرهنگ نیز، شخصیتِ سیاسی را از “فروشِ ایده‌های بی‌ارزش” مصون می‌دارد. اگر مخاطب با حافظ یا بزرگانِ ادب آشنا باشد، هر مدعیِ دروغینی که بخواهد با ادعاهای پوچ در مورد فرهنگ سخن بگوید، بلافاصله افشا می‌شود. این اشراف، نه تنها برای رهبری، بلکه برای هر مقامِ دولتی، از جمله رئیس‌جمهور و وزیر، یک ضرورتِ حیاتی برای جلوگیری از کلاه سر گذاشتن بر مردم است.

افزایش جذابیت دیپلماتیک از طریق فرهنگ مشترک

این تحلیل‌گر با اشاره به تأثیر این ویژگی بر دیپلماسی، نمونه‌ای از تعاملاتِ خارجی را ذکر کرد و افزود: داشتنِ پیشینه‌ فرهنگی، دیدارهای بین‌المللی را از حالتِ خشکِ سیاسی خارج کرده و به آن‌ها جذابیتی فراتر می‌بخشد. وقتی یک رهبر، برخلافِ انتظارِ طرف مقابل از یک رهبر مذهبی، به جزئیات فرهنگ یا ادبیاتِ آن کشور (مانند اشاره به متونی که در فرهنگ‌های دیگر مطرح است) تسلط دارد، قدرت استدلال او در میزِ مذاکره به شدت افزایش می‌یابد. این نوع از اشرافیت، باعث می‌شود که طرف مقابل، نه تنها با یک سیاستمدار، بلکه با یک “روشن‌فکرِ آگاه” روبرو شود.

از «ایرانیت» تا «فرهنگ عاشورایی»؛ پیوند شاکله فکری

خدیر با بررسیِ ریشه‌های این نگاه، گفت: در نهایت، تمامی این ابعاد از ادبیات و فرهنگ، در قالبِ یک شاکله‌ی فکریِ منسجم بازمی‌گردند. آنچه در سخنرانی‌ها و استدلال‌های ایشان دیده می‌شود، پیوندِ ناگسستنی میان «ایرانیت» و «فرهنگِ عاشورایی» است. این یعنی استفاده از ظرفیت‌هایِ غنی فرهنگ ایرانی برای تبیینِ ارزش‌هایِ اخلاقی و سیاسی الهی؛ رویکردی که باعث می‌شود استدلال‌های سیاسی، از سطحِ مادی و گذرا، به سطحِ معنوی و ماندگار ارتقا یابد.

تاکید بر «رهبری نظام»؛ فراتر از جایگاه سیاسی

خدیر با اشاره به تفاوت‌های ساختاری و مفهومی، تأکید کرد: بسیاری از بحث‌ها حول محورِ جایگاهِ ایشان می‌چرخد، اما باید میانِ «رهبریِ سیاسی» و «رهبریِ نظام» تفکیک قائل شد. نگاهِ ایشان به آینده‌ی کشور و منطقه، همواره از این منظر است که نظام را نه تنها به عنوان یک ساختارِ حاکمیتی، بلکه به عنوان یک جریانِ فرهنگی و ارزشی حفظ کند که در آن، دانش، فرهنگ و ایمان، ابزارهای اصلیِ پیش‌بردِ مسیر هستند.

رهبری به مثابه‌ هماهنگ‌کننده؛ لزومِ گذار از مدیریت مستقیم به حکمرانی نهادی

خدیر با تأکید بر ضرورتِ تقویتِ سازوکارهایِ خودکارِ دستگاه‌های اجرایی، تصریح کرد: هدفِ نهایی در یک نظامِ کارآمد، رسیدن به مرحله‌ای است که دستگاه‌های حاکمیتی چنان با کیفیت و دقت عمل کنند که نیاز به دخالتِ مستقیم در جزئیاتِ مدیریتی از سوی رهبری، به حداقل برسد.

وی با اشاره به نقشِ نهادهای عالی و ضرورتِ بازخوانیِ رویکردهای قانونی، گفت: اصرار بر تکرارِ برخی روش‌ها، لزوماً به معنای تداومِ آن‌ها نیست. آنچه باید ملاک قرار گیرد، بازگشت به همان اصلِ «حاکمیتِ قانون» است که در مکاتباتِ تاریخی با امام (ره) نیز بر آن تأکید شده بود؛ یعنی حرکت به سمتِ ساختاری که در آن، هر نهاد، کارکردِ قانونی و تخصصیِ خود را به درستی ایفا کند.

مدیریت هوشمند در برابر هزینه‌های سیاسی

این تحلیل‌گر با اشاره به یک چالشِ ساختاری در مدیریتِ کشور، افزود: وقتی بخشی از دستگاه‌های اجرایی در انجام وظایفِ خود دچار ضعف یا لنگی می‌شوند، ناخودآگاه نیاز به مداخله‌ی رهبری در سطوحِ مختلف ایجاد می‌شود. اما واقعیتِ یک نظامِ توسعه‌یافته این است که «مدیران باید کتاب‌های خود را به درستی بخوانند» و شرکت‌ها و وزارتخانه‌ها باید با چنان استانداردی اداره شوند که رهبری تنها در جایگاهِ هماهنگ‌کننده (Coordinator) حضور داشته باشد، نه در جایگاهِ حلِ منازعاتِ میان‌دستگاهی.

وی در نقدِ رویکردهایِ فعلیِ برخی جریان‌ها گفت: کسانی که اصرار دارند در هر موضوعی، حتی در جزئی‌ترین رقابت‌های سیاسی یا منازعاتِ میانِ دو مقام، «هزینه کردنِ رهبری» را ابزاری برای پیشبرد اهدافِ خود قرار دهند، در واقع در حالِ آسیب زدن به جایگاهِ ایشان هستند. اگر دو مقام یا دو وزیر دچار اختلاف شوند، این یک چالشِ مدیریتی است که باید در سطحِ خودِ دستگاه حل شود، نه اینکه مدام از اعتبارِ جایگاهِ رهبری برای حلِ بحران‌هایِ ناشی از ضعفِ مدیریت استفاده شود.

آینده‌ نظام؛ از مدیریتِ بحران به سمت خودکارسازی دستگاه‌ها

خدیر، چشم‌اندازِ خود از آینده‌ حکمرانی را چنین ترسیم کرد: ما باید به سمتی حرکت کنیم که اجزای نظام، مانند یک دستگاه «خودنویس و خودکار»، به گونه‌ای برنامه‌ریزی و آموزش دیده باشند که سیستم به طور خودکار کارکردِ درست خود را انجام دهد. در این حالت، نقشِ رهبری از «مدیریتِ جزئیات» به «هدایتِ کلان و نظارت بر هماهنگی» تغییر می‌یابد. این تنها راهی است که می‌تواند از هزینه‌هایِ سیاسیِ غیرضروری کاسته و اعتبارِ نهادِ عالی را برایِ مدیریتِ چالش‌هایِ بزرگِ ملی و بین‌المللی حفظ کند.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.