کرمانشاه سرزمینی است که در حافظه تاریخی ایران جایگاهی روشن و ریشهدار دارد. این استان، با پیشینهای کهن، با آثار تاریخی، زبانها و گویشهای متنوع، آیینها، موسیقی، افسانهها و روایتهای مردمی، یکی از غنیترین بسترهای فرهنگی کشور به شمار میآید. از سنگنوشتهها و یادگارهای باستانی گرفته تا قصههای شفاهی مادران و مادربزرگان، همه نشان میدهند که کرمانشاه فقط یک جغرافیا نیست، بلکه یک متن زنده فرهنگی است؛ متنی که نسل به نسل خوانده شده و ادامه یافته است.
در چنین سرزمینی، ادبیات کودک و نوجوان میتواند پلی باشد میان گذشته و آینده. کودکان ما اگر با قصهها، شعرها، افسانهها و روایتهای برخاسته از این آب و خاک آشنا شوند، هویت خود را عمیقتر میشناسند و احساس تعلق بیشتری به سرزمین خویش پیدا میکنند.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی پدر و بنیانگذار تاب آوری در ایران؛ ادبیات، نخستین مدرسه عاطفه و اندیشه است.
کودک از خلال داستان، جهان را میشناسد، رنج را درک میکند، امید را میآموزد و با ارزشهایی چون دوستی، شجاعت، مهربانی، صبوری و مسئولیتپذیری آشنا میشود. از همین رو، هر اندازه ادبیات کودک و نوجوان ریشهدارتر، بومیتر و در عین حال خلاقتر باشد، میتواند نسلی آگاهتر، متعادلتر و مقاومتر تربیت کند.
کرمانشاه به دلیل مرزی بودن، همواره در معرض تجربیات گوناگون تاریخی و اجتماعی بوده است.
مرز برای مردم این دیار فقط یک خط جغرافیایی نیست؛ مرز، تجربهای زیسته است. این استان در دورههای مختلف، معنای دفاع، ایستادگی، مهاجرت، بازسازی و امید را با تمام وجود لمس کرده است.
کودکان و نوجوانان این سرزمین، مستقیم یا غیرمستقیم، در فضای فرهنگی ویژه ای رشد میکنند که خاطره پایداری و تابآوری در آن زنده است. از این رو، سخن گفتن از ادبیات کودک و نوجوان در کرمانشاه، جدا از مفهوم تابآوری ممکن نیست.
ادبیات در این میان نقشی بسیار مهم و بنیادی دارد.
قصهها به کودکان میآموزند که تاریکی پایان راه نیست، که پس از رنج میتوان دوباره به روشنایی رسید، و اینکه انسان میتواند با تکیه بر عشق، دانایی و اراده از دشواریها عبور کند. برای کودکی که در سرزمین مرزی زندگی میکند، داستان فقط سرگرمی نیست؛ داستان میتواند پناه، آموزش، الهام و نیروی ادامه دادن باشد.
این آب و خاک، فرزندان مقاومی پرورش داده است.
کرمانشاه، با کوههای استوار، دشتهای پهناور، فرهنگ غنی و مردمی شریف و صبور، خود نمونهای زنده از تابآوری است.
وقتی از کودکان این دیار سخن میگوییم، از نسلی حرف میزنیم که باید هم زیباییهای فرهنگ بومی خود را بشناسد و هم توان ایستادن در برابر دشواریهای زمانه را پیدا کند.
از همین منظر، وظیفه نهادهای فرهنگی، آموزشی و رسانهای در این حوزه، وظیفهای بسیار سنگین و تعیینکننده است. اگر بخواهیم ادبیات کودک و نوجوان در کرمانشاه به جایگاهی شایسته برسد، باید از ظرفیت نویسندگان، شاعران، معلمان، کتابداران، مربیان فرهنگی و حتی خانوادهها بهدرستی بهره بگیریم. حمایت از تولید آثار بومی، بازآفرینی قصههای محلی، ثبت و روایت افسانهها و متلهای کهن، و فراهم ساختن دسترسی کودکان و نوجوانان به کتابهای باکیفیت، از جمله اقداماتی است که میتواند آینده فرهنگی این نسل را غنیتر سازد.
همچنین نباید فراموش کرد که ادبیات کودک و نوجوان، فقط به کتاب محدود نمیشود؛ ادبیات کودک و نوجوان در قالب قصهگویی، نمایش، شعرخوانی، تصویرگری، پویانمایی و سایر شکلهای خلاقانه نیز میتواند در جان و ذهن کودک نفوذ کند. هر اندازه این ابزارها با فرهنگ بومی، زبان محلی، تجربه زیسته مردم و نیازهای نسل جدید پیوند بیشتری داشته باشند، اثرگذاری آنها عمیقتر و ماندگارتر خواهد بود. کودکان امروز، اگر روایتهای سرزمین خود را با زبانی تازه و هنرمندانه دریافت کنند، فردا نهتنها حافظان فرهنگ خویش، بلکه آفرینندگان افقهای تازه برای آن خواهند بود.
روز ملی ادبیات کودک و نوجوان، فرصتی است برای تأمل دوباره در این حقیقت که سرمایهگذاری برای کتاب، قصه و خیال، سرمایهگذاری برای امنیت روانی، انسجام اجتماعی و آینده فرهنگی جامعه است.
جامعهای که کودکانش با ادبیات رشد میکنند، بهتر گفتوگو میکند، عمیقتر میاندیشد، انسانیتر رفتار میکند و در برابر بحرانها، استوارتر میماند. این همان مسیری است که میتواند آیندهای روشنتر، مهربانی بیشتر و آگاهی کارآمدتری برای فرزندان ما رقم بزند.
امروز بیش از هر زمان دیگر، ضروری است که کودکان و نوجوانان این دیار فرصت یابند تا خویشتن را در آینه ادبیات بازشناسند؛ در سیمای قهرمانانی برخاسته از متن زندگی مردم خود، در قصههایی زاده کوه و دشت و مرز و امید، و در واژههایی که جان میبخشند و افق میگشایند. بیگمان، هر کتاب ارزشمندی که به دست کودکی برسد، نوری در دل و ذهن او روشن میکند؛ نوری که میتواند راه آیندهاش را روشنتر سازد و روشنی آن، به تمامی جامعه نیز سرایت کند.












