به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این روزها در مطبوعات، محافل سیاسی و اندیشکدههای ترکیه، همچنان درباره برگزاری اجلاس سران ناتو در آنکارا اظهارنظرهای متعددی صورت میگیرد.
بنابر روایت تسنیم، تحلیلگران طرفدار دولت اردوغان معتقدند که برگزاری این اجلاس بسیار موفقیتآمیز بوده و برای ترکیه، اعتبار بینالمللی ایجاد کرده است. ولی منتقدین میگویند: ظرفیت سازمانی و تشریفاتی برای برگزاری اجلاس، لزوماً اعتبار چندانی برای یک کشور ایجاد نمیکند و آن چه اهمیت دارد، خلق ظرفیتهای نوین و مزیتهای جدید است.
رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، بارها تاکید کرده که رشد صنایع دفاعی ترکیه و برجسته شدن نقش ارتش این کشور در حفظ امنیت اروپا و ناتو، شایان تحسین و افتخار است.
اما منتقدین دیدگاه دیگری دارند و میگویند: اگر ترکیه یک ربع قرن پس از آغاز زمامداری حزب عدالت و توسعه هنوز هم به طور مداوم از ظرفیت نظامی و موقعیت جغرافیایی خود حرف میزند، چنین چیزی نشان دهنده ضعف است و این نظریه را اثبات میکند که دولت برآمده از حزب عدالت و توسعه نتوانسته ظرفیت و مزیت جدیدی خلق کند.

شورای روابط خارجی آمریکا در چند گزارش اعلام کرده که واشنگتن همچنان ترکیه را به دلیل عضویت در ناتو، امنیت دریای سیاه، ثبات سوریه و مجاورت با عراق و ایران ضروری میداند و در این معادله، جغرافیا و امنیت نقشی دارد که بسیار بالاتر از اقتصاد یا قدرت است.
در تحلیلی مشابه، ساموئل هانتینگتون بارها ترکیه را به عنوان «یک کشور از هم گسیخته کلاسیک» توصیف کرده که اهمیت استراتژیک آن به شدت به موقعیت تمدنی آن بین اروپا و خاورمیانه بستگی دارد. جورج فریدمن نیز چنین استدلال میکند که بزرگترین منبع قدرت بلندمدت ترکیه، در جغرافیا و پتانسیل نظامی آن نهفته است تا عملکرد اقتصادی.
آیا یگانه مزیت ترکیه ارتش است؟
عاکف بکی از تحلیلگران مشهور روزنامه قرار، درباره تاکید مکرر اردوغان بر قدرت نظامی ترکیه مطلبی انتقادی نوشته و دیدگاههای رئیس جمهور را به چالش کشیده است.
بکی که قبلاً به عنوان مشاور رسانهای، روابط بسیار نزدیکی با اردوغان داشت، حالا به عنوان یکی از جدیترین منتقدین او شناخته میشود. او درباره مزیت و ظرفیت ترکیه میگوید: «شاید نسل Z در ترکیه، این را نشنیده که در سال 2002 میلادی و در شرف به قدرت رسیدن آکپارتی، جورج سوروس گفته بود: بهترین صادرات ترکیه ارتش آن است! این سخن سوروس در آن دوران، واکنشها و جنجالهای شدیدی را برانگیخت. سوروس در دانشگاه سابانجی، در پاسخ به سوالی درباره مقایسه ترکیه و آرژانتین گفته بود: تنها تفاوت بین ترکیه و آرژانتین موقعیت استراتژیک آن است. به دلیل همین موقعیت استراتژیک، بهترین صادرات ترکیه ارتشِ آن است! حالا چرا من بعد از مدتها این سخن سوروس را یادآوری کردم؟ چون قرار بود حزب عدالت و توسعه، این ذهنیت و این وضعیت را تغییر دهد. برای ما غیرقابل قبول بود که مزیت و ارزش ما از دید اتحادیه اروپا، آمریکا و اتحاد غرب، صرفاً ناشی از موقعیت جغرافیایی و قدرت ارتش ما باشد. ما در آن دوران، این سخن مشهور مارشال دوگل فرانسوی را به خاطر میآوردیم که درباره فیلمهای بریژیت باردو (BB) گفته بود: این خانم برندی است که به اندازه ماشین صادراتی رنو، برای فرانسه ارزش دارد».

عاکف بکی در ادامه میگوید: «24 سال از آغاز زمامداری آکپارتی سپری شده و ما هنوز هم درباره ارتش و دفاع و جغرافیا حرف میزنیم. در طول اجلاس سران ناتو در آنکارا هم، مرتباً از این حرف زدیم که صنایع دفاعی ترکیه پیشرفت کرده است. ما چرا فقط درباره این موارد حرف میزنیم؟ پاسخ شاید به این دلیل که هنوز هم مزیت و ظرفیت جدیدی نساختهایم و بزرگترین موفقیت، غرور، دستاورد و کالای صادراتی ما همچنان صنعت دفاعی و ارتش ما است. ترامپ نیز درباره اهمیت ارتش ترکیه حرف زد، مارک روته دبیرکل ناتو هم درباره شرکت صنایع دفاعی آسلسان ترکیه حرف زد، گویی همه میخواهند ما فقط به عنوان کشوری شناخته شویم که غیر از ارتش و صنایع دفاعی، چیز دیگری ندارد. البته لازم است به این نکته هم اشاره کنم که ظرفیت این شرکتها نیز ربطی به دولت اردوغان ندارد و همین شرکتهای فعلی آسلسان و توساش، در در دهه 1980 میلادی و بیست سال قبل از به قدرت رسیدن اردوغان، هواپیما و تسلیحاتی تولید میکرد که بیش از 80 درصد آن، داخلی و ملی بود. در دوران اردوغان، قطعاً صنایع دفاعی ما رشد کرده است. ولی واقعیت این است که ترکیه به این نیاز دارد که برای قدرت گرفتن در برابر آمریکا و اروپا، به اقتصاد و موفقیتهای صادراتیاش، تنوع ببخشد و ظرفیت جدید داشته باشد».
مشاور سابق اردوغان و منتقد فعلی او در ادامه میگوید: «یک بار دیگر، سخنات مارک روته دبیرکل ناتو را مرور کنیم. او گفت: ما به افزایش حداکثری بودجه دفاعی نزدیک میشویم. با این حال، مسئله فقط تخصیص منابع مالی بیشتر نیست، بلکه تأمین پرسنل زن و مرد برای خدمت در نیروهای مسلح نیز هست. ترکیه از این نظر کشور مهمی است. این سخن روته نشان میدهد که غرب، ترکیه را به چشم منبع سرباز و کمک نظامی نگاه میکند و چیز زیادی در سبد تجاری ما تغییر نکرده است. وقتی حزب عدالت و توسعه به قدرت رسید، ارزش ما از موقعیت ژئواستراتژیک ما و قدرت ما از ارتش ما ناشی میشد. اگر تعیینکنندهترین و جذابترین کالای صادراتی ما به غرب هنوز خدمات نظامی و دفاعی تلقی شود، پس احتمالاً ما داریم در یک مسیر اشتباه قدم بر میداریم».
آکپارتی چه چیزی اضافه کرد؟
منتقدین اردوغان میگویند: باید بین مزایای ساختاری و میراثی از یک سو و «مزایای ساخته شده»، تمایز قائل شد. به عنوان مثال، موضوعاتی مانند اهمیت موقعیت جغرافیایی تنگههای بسفر و داردانل، نزدیکی به روسیه، حضور در خاورمیانه، عضویت در ناتو، جمعیت زیاد و ارتش بزرگ و پرشمار، به عنوان بخشی از مزایای ساختاری ترکیه، همان چیزی است که برای اردوغان و حزب و دولت او، به ارث رسیده است. اما مزایای ساخته شده در این دوران عبارتند از: صنعت پهپادسازی رقابتی و جهانی، اکوسیستم دفاعی-صنعتی بسیار قویتر، دیپلماسی میانجیگری و یک سرویس اطلاعاتی بسیار فعالتر. بنابراین، ترکیه در ایجاد ظرفیتها و مزایای جدید شکست نخورده، بلکه قابلیتهای جدیدی ایجاد کرده که به خودی خود ارزشمندند اما هنوز محدود هستند و به منابع جدیدی برای اعتبار بینالمللی تبدیل نشدهاند.

برخی از دیگر تحلیلگران ترکیه بر این باورند که ترکیه برای ارتقای نقش و موقعیت خود به عنوان یک قدرت متوسط، باید خلق مزیت و خلق ظرفیت را در این مسیرها دنبال کند: پویایی اقتصادی و توانمندی مالی، نوآوری تکنولوژیکی، نفوذ مالی، جاذبه فرهنگی، کارگزاری دیپلماتیک، رهبری نهادی و برتری علمی.
کما این که موسسه بروکینگز در بیان محدودیتهای ساختاری ترکیه در گزارشی به این اشاره کرده که اهمیت ترکیه در درجه اول از توانایی آن در مدیریت بیثباتی منطقهای و موقعیت ژئوپلیتیکی ناشی میشود، نه از نفوذ اقتصادی گسترده.
در همین حال، موسسه خاورمیانه ترکیه را به عنوان کشوری توصیف میکند که همزمان خود را به عنوان متحد ناتو، واسطه منطقهای، تأمینکننده تسلیحات و بازیگر دیپلماتیک مستقل معرفی میکند.
با این حال، نقطه اتکای این کشور، نه یک اقتصاد پیشرفته، بلکه مزایای نظامی و جغرافیایی است. به قول خانم ملیحه بنلی آلتون ایشیک محقق و تحلیلگر، ترکیه در مقام یک «قدرت متوسط اصلاحشده» با ترکیبی از فعالیت نظامی، دیپلماسی منطقهای و استقلال استراتژیک به دنبال افزایش نفوذ است و نه با هژمونی اقتصادی.
۲۱۹










