به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: این جمله، یک ادعای انتخاباتی ساده نیست. این یک «دروغ بزرگ» است که در آن، آتشافروز اصلی جهان، خود را آتشنشان جا میزند! و برای درک عمق این ریاکاری، کافی است به آمار نگاه کنیم. همان مردی که حالا مدعی «پایان دادن به جنگها»ست، در دوران ریاستجمهوریاش رکورد بیشترین حملات نظامی را شکست. این یعنی «توهم صلح»، در مغزی خانه کرده که سرشار از «واقعیت بمب» است!
آکسیوس، در گزارشی مستند، پرده از این ریاکاری برداشت: «هیچیک از روئسای جمهور اخیر آمریکا به اندازه ترامپ دستور حملات نظامی علیه کشورهای مختلف را صادر نکردهاند.» در دوران او، ایالات متحده در هفت کشور عملیات نظامی انجام داد. از ایران تا نیجریه، از ونزوئلا تا سومالی. سه کشوری که پیشتر هرگز هدف عملیات نظامی مستقیم آمریکا قرار نگرفته بودند. این یعنی ترامپ نهتنها جنگهای گذشته را تمام نکرد، که جبهههای جدیدی گشود و حالا، همین شارلاتان، با همان دهانی که فرمان بمباران میداد، از «صلح» میگوید. این تنها یک تناقض شخصیتی نیست، این یک «کلاهبرداری تاریخی» است.
برای درک این پارادوکس، باید به سراغ تحلیل روانشناختی «سندرم ناجی دروغین» رفت. ترامپ، که در نظرسنجیها با بحران مشروعیت روبهروست، تلاش میکند با «برساختن یک روایت قهرمانانه»، شکستهایش را لاپوشانی کند. او که در مهار ایران ناتوان ماند، او که در لبنان دستاوردی نداشت و او که اقتصاد آمریکا را به لبه پرتگاه برد، حالا به یک «خلایق نجات» پناه برده. او «هشت جنگ» را در ذهن خود میسازد، تا «یک پیروزی» خیالی را جشن بگیرد. این مکانیسم دفاعی، در روانشناسی «جبران افراطی» نام دارد: هرچه شکست بزرگتر، لاف بزرگتر.
واقعیت میدانی اما این توهم را به سخره میگیرد. جنگ اوکراین، که حالا ترامپ وعده پایانش را میدهد، درست در دوره ریاستجمهوری بایدن آغاز شد. ترامپ کجای این معادله ایستاده بود؟ او در مقام یک تماشاگر، حالا ادعای «پایاندهندگی» دارد. اما بزرگترین طنز ماجرا، ادعای «جلوگیری از هشت جنگ» است. کدام هشت جنگ؟ آنهایی که در خفا انجام داد و کسی نفهمید؟ یا آنهایی که در ذهنش ساخته و پیروزشان شده؟ این ابهام، عامدانه است. چون اگر قرار باشد هشت جنگ را نام ببرد، رسوا میشود. پس به یک عدد گنگ پناه میبرد، تا هم قهرمان باشد، هم بازخواست نشود.
سناتور آمریکایی، در اوج جنگ ایران، پرده از این الگوی دروغگویی برداشت: «شاهد دروغگوییهای روزانه و ساعتی درباره جنگ با ایران هستیم.» این جمله، حالا مصداق کاملش ادعای «جلوگیری از هشت جنگ» است. ترامپ، دروغگویی را از یک ابزار تاکتیکی، به یک «سبک زندگی سیاسی» تبدیل کرده. او دروغ میگوید تا بقای سیاسی خود را تضمین کند. اما تاریخ، این دروغها را یکی یکی افشا میکند و این «ادعای صلحطلبی»، شاید مضحکترین آنها باشد.
این دروغپردازی، اما یک پیامد خطرناک برای خود ترامپ دارد: او حالا اسیر «توهم» خود شده است. او که در دنیای واقعی، با ۶۴ درصد عدم تأیید عملکرد در قبال ایران روبهروست، به دنیای خیالی «هشت جنگ خنثیشده» پناه برده. این فرار از واقعیت، او را به یک «بیمار سیاسی» تبدیل کرده که هر لحظه ممکن است بر اساس توهماتش، دست به اقدامات خطرناک بزند. مردی که باور دارد میتواند با یک توییت، جنگها را تمام کند، درک درستی از پیچیدگیهای ژئوپلیتیک ندارد و این نادانی، بزرگترین تهدید برای صلح جهانی است.
پس این ادعای تازه ترامپ، نه یک وعده انتخاباتی، که یک «اعلام خطر» است. خطری از جنس توهم. توهمی که در آن، یک آتشافروز، خود را آتشنشان میخواند! توهمی که در آن، بمبها فراموش میشوند و «صلح»های خیالی جشن گرفته میشوند. اما ملتها، زخمهای بمبهای ترامپ را فراموش نمیکنند. ایران فراموش نمیکند. غزه فراموش نمیکند. لبنان و ونزوئلا فراموش نمیکنند و تاریخ نیز، این دروغها را در پرونده سیاه او ثبت خواهد کرد و روزی، که پرده این توهم فرو افتد، ترامپ نه به عنوان «صلحطلب»، که به عنوان «دروغپرداز جنگطلب» در حافظه بشریت خواهد ماند.








