اگر فقط قرار باشد یک شباهت بین بلژیک و ایران در این جام جهانی پیدا کنیم، تعداد بازیکنان بالای ۳۰ سال است که باعث شدند هر دو تیم از طراوت و قدرت فنی لازم دور بمانند. صد البته که امثال دیبروینه و لوکاکو با آن کارنامه و عظمت کجا و شجاع خلیلزاده و احسان حاج صفی ما کجا!
وقتی این بازی یک چهارم نهایی جام جهانی به لس آنجلس رفت، یعنی جایی که تیم ما دو بازی خود را انجام داد، ناخودآگاه منتظر ربطی از این بازی به تیم ملی خودمان بودیم که این اتفاق در وقتهای اضافه نیمه دوم افتاد.
دیدیم که از بعد از بازی ایران مقابل مصر و در بازگشت تیم تا همین الان، در مصاحبه و بیانیهها از مسئولان فدراسیون گرفته تا مربیان و بازیکنان، همه به خود لقب برنده و پیروز دادند و خود را شایسته تقدیر و تشکر دانستند! حالا اینکه ۹۰ میلیون نفر فوتبال خوبی از این تیم ندیده و قول صعود به مرحله بعد نیز فراموش شد، ایراد به چشمها و گوش های ما برمیگردد!
امیر قلعه نویی در یک پست بلند بالای فضای مجازی گفت اگر دوباره برگردد همین مسیر را میآید. یعنی همه چیز درست و سر جای خود بوده و بحث فایده ای ندارد. وقتی بلژیک با آن عظمت و ستارهها از روی دست تیم قلعه نویی کپی میکند، پس حتماً حق با اوست و باید منتظر پز جدید فدراسیون و مربیان بابت این نتیجه باشیم! آنها که در مراحل قبلی نیز از نتایج همگروهها وام گرفته بودند!
در مسابقه با اسپانیا، بلژیک فقط یک بار روی دروازه حریف رفت که به گل هم رسید. تا دقایق آخر، بازی مساوی بود و برابر تیم برتر و مدعی، بلژیکیها میخواستند با کشاندن مسابقه به وقت اضافه و ضربات پنالتی، اختلاف سطح فنی تیم خود با اسپانیا را جبران و از وزن برتری تجربه بازیکنان پا به سن گذاشته خود مقابل نیروی انگیزه و جوانی ستارههای اسپانیا استفاده کنند.
اما وقتی تعویضهای دلافوئنته جواب داد و اسپانیا به گل دوم رسید، وقتی تابلوی داور چهارم بالا رفت و ۷ دقیقه زمان تلف شده برای نیمه دوم اعلام شد، همه ناخودآگاه یاد بازی ایران با مصر افتادند. آنجا نیز نتیجه به نفع ما نبود و ما برای صعود برد میخواستیم و مصر تیم برتر زمین بود. پس بازیکنان ما به شکل غریزی رو به حمله و فشار آورده و به شکلی احساساتی میخواستند با باز کردن دروازه حریف قهرمان تیم باشند.
ما هیچ برنامه و تاکتیکی برای ان دقایق نداشتیم. دیدیم که شجاع خلیلزاده -که در کل سه بازی یک بار هم جلو نرفته بود- جلو رفت و آن گل را زد که به خاطر ۵ سانت آفساید، خدا خواست قلعه نویی را امتحان کند! هرچه بود، حتی یک نفر در کل دنیا نتوانست حملات احساسی ایران در وقتهای اضافه را به پای تاکتیک و برنامه تیمی بگذارد!
این اتفاق برای بلژیک هم افتاد. ستارههای نامدار بلژیکی وقتی خود را حذف شده از جام جهانی دیدند، به شکل کاملاً غریزی و احساسی و البته بدون برنامه و فایده -چون هیچ تمرینی پشت این نوع مسابقه نبود- در آن ۷ دقیقه روی دروازه اسپانیا آمده و شانس خود را برای معجزه و اتفاق امتحان کردند.
ما در مقابل مصر بیش از نیم ساعت از نیمه دوم را به راحتی از دست دادیم و حمله نکردیم. مصر هم که پیش از این بازی صعود خود را مسجل کرده بود، به ستارههای اصلی خود مثل صلاح استراحت داد و بازیکنان کمتر به میدان رفته را فرستاد تا تمرینی کرده و خودی به مربی نشان دهند. اگر مصر جای ما برد می خواست، در آن نیم ساعت چنان حمله میکرد که خاطره بازی با استرالیا برای ما تکرار شود!
همین اتفاق برای بلژیک مقابل اسپانیا افتاد. بلژیکیها که کل نیمه دوم به مساوی راضی و برای حفظ نتیجه و کشاندن بازی به پنالتی تمرکز کرده بودند، در آن ۷ دقیقه که رویاهایشان بر باد رفته بود مثل تیم قلعه نویی به بازی احساسی روی آورده و مثل تیم قلعه نویی راه به جایی نبردند و حذف شدند!











